در مصاحبه صریح ، معاون سابق اقتصادی بانک مرکزی ، با بررسی تجربه خصوصی سازی بانک ها در ایران ، نقاط ضعف نظارتی ، ورود غیرقابل توصیف برخی از موسسات مالی و سوء تفاهم از الگوی بانکی آزاد را شرح داد.
به گزارش تجارت اخبار ، بیش از دو دهه پس از شروع خصوصی سازی در سیستم بانکی ایران ، این سؤال باقی مانده است ، که آیا سازنده اقتصادی قادر به دستیابی به اهداف اصلی این تحول بوده است. از اوایل سال 2001 ، با صدور مجوز بانک های خصوصی ، محیط رقابتی در بازار پول افزایش کیفیت خدمات بانکی و افزایش بهره وری در سیستم مالی کشور بود. با این حال ، آنچه در عمل اتفاق افتاد ، ترکیبی از موفقیت های محدود و بحران های گسترده بود. از ترازو گرفته تا مسابقات ناسالم ، نهادهای غیرمجاز و رشد غیر ضروری شعبه های بانکی.
در چنین شرایطی ، مصاحبه با معاون اقتصادی سابق بانک مرکزی می تواند ابعاد پنهان این تجربه چالش برانگیز را روشن کند. قربانی ، از درون سیاست گذار پولی ، از دلایل موفقیت بانکداری خصوصی در ایران صحبت می کند ، نقش ضعیف نظارت را بررسی می کند ، و با مقایسه تحلیلی ، تفاوت های ساختاری ایران را با کشورهای توسعه یافته توضیح می دهد.
از سالهای 2000 و 2001 ، بانک های خصوصی با توجیهاتی مانند افزایش عملکرد سیستم بانکی ، رقابت در سیستم بانکی ، تحقق نرخ بهره ، بالا بردن محدودیت های مالی بنگاه های تولیدی ، توزیع منصفانه منابع مالی و حفظ منافع عمومی تأسیس شدند. آیا این سیاست مطابق با حقایق اقتصاد ایران و حل مسائل اصلی بانکداری بود؟
پیمان قورباننی: تا دهه 1980 ، همه بانک های ایالت ایالت بودند. علاوه بر این ، تصمیم گرفته شد که بانک های خصوصی نیز با هدف ایجاد یک محیط رقابتی تر ، ارائه خدمات بهتر به مشتری ، تقویت مشتری -دوستانه و افزایش عملکرد ، وارد میدان شوند. ظاهراً این اهداف قابل دفاع بودند.
اما در عمل ، آنچه بعداً باعث ایجاد مشکلات شد ، ضعف نظارت اصولی و مؤثر بانکها بود. بانک مرکزی تلاش هایی را انجام داد ، اما واقعیت این است که حتی در پیشرفته ترین کشورهای جهان ، سیستم بانکی می تواند با یک بحران روبرو شود ، همانطور که در بحران مالی 2007-2008 در ایالات متحده و برخی دیگر از کشورها دیدیم.
این تجربیات نشان می دهد که بانکداری خصوصی یک مقوله حساس و دائما در حال تحول است که نیاز به بررسی مستمر اصول نظارتی و نسبت های مالی دارد. در ایران نتوانستیم این تکامل را به درستی پیش ببریم و این باعث ایجاد مشکلات جدی در برخی از بانکهای خصوصی شد.
از طرف دیگر ، برخی از بانک ها از ابتدا با مجوزهای نه از بانک مرکزی ، بلکه از وزارت تعاونی ها یا وزارت کار ، به شکل تعاونی های اعتباری و بدون نظارت کافی وارد بازار شدند. بعداً ، برخی از این موسسات به یک بانک تبدیل شدند ، در حالی که مشکلات جدی داشتند و قادر به انجام بانکداری حرفه ای نبودند. این شرایط ، به ویژه در کنار مسابقات بانکی ناسالم ، منجر به بحران در برخی از بانک های خصوصی شد.
مدافعان اقتصاد با تأکید بر سیاست خصوصی سازی بانک ها در ایران ، با تأکید بر موفقیت بانک های خصوصی در کشورهای صنعتی پیشرفته ، از جمله ایالات متحده. چرا با توجه به معیارهایی مانند خواسته های غیر عملکردی ، بدهی به بانک مرکزی ، رفتارهای شرکت و سوداگرانه ، از نظر کشورهای غربی و انتقال آن به ایران موفق نبود؟
پیمان قورباننی: یکی از رایج ترین برداشت ها در بین برخی از مدافعان سرسخت سازوکارهای بازار این است که اگر هر فعالیتی را به بازار منتقل کنیم ، بهترین نتیجه حاصل می شود. اما تجربه کشورهای پیشرفته برعکس را نشان می دهد. در آن کشورها ، سیستم بانکی تحت نظارت بسیار دقیق است ، زیرا در مورد سپرده های مردم بحث شده است.
تکامل مقررات نظارتی در این کشورها نشان می دهد که سازنده سیاست کاملاً فعال و حساس به حوزه بانکی است. آنها بانک ها را از خود رها نمی کنند. هر جا که بحران یا بحران وجود داشته باشد ، آنها حتی تا انحلال بانک ها می روند. به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، پس از بحران پس انداز و وام در دهه 1980 ، موسسه ای برای حل و فصل بحران بانکی تا سال 1991 تأسیس شد. در بحران سال 2008 ، با برنامه هایی مانند TARP ، بسیاری از بانک های متخلف حل شدند یا بازسازی شدند.
در ایران نباید فرض کرد که بانک ها می توانند بدون نظارت فعالیت کنند. سیستم بانکی بر کل اقتصاد و سیستم مالی کشور تأثیر می گذارد و باید با مراقبت و قدرت کنترل شود. برخی می گویند صدها بانک خصوصی در برخی از کشورها فعال هستند ، این بدان معنی نیست که ما باید بانک های زیادی داشته باشیم. ما در بانک مرکزی مطالعاتی داشتیم که از نظر تعداد شعب سیستم بانکی ایران را نشان می داد. یعنی شاخه زیادی دارد.
سرانجام ، مهمتر از تعداد بانک ها یا شعب ، کیفیت عملکرد ، سلامت ترازنامه ها و کارآیی سیستم نظارتی است. مانند تربیت کودک می ماند. فرقی نمی کند که شما چند فرزند داشته باشید ، مهم است که بتوانید آنها را به درستی آموزش داده و هدایت کنید. بنابراین ، تا زمانی که ما قادر به نظارت مؤثر نباشیم ، توسعه اندک بانک ها نمی تواند یک مزیت برای اقتصاد کشور باشد.
منبع: tasnim





