فرکانسِ فریب – به گزارش میهن تجارت

فرکانسِ فریب - ایمنا

در روزهایی که باروت از دریای مدیترانه به خلیج فارس دود می شود و صدای آژیر و آژانس از هم نمی توان از هم جدا شد ، جبهه دیگری آتش گرفت. اما این بار نه با موشک بلکه با کلمه. جبهه ای که پرتوهای آن از “تیتر” و خمپاره های آن ، ترکیب خبری ساخته شده است.

رسانه هایی مانند ایران بین المللی ، بی بی سی فارسی و منوتو ، در این نبرد نه در پشت مردم و نه در کنار حقیقت. آنها بیشتر شبیه به یک اعتقاد رژیم غذایی هستند که کودکان را در غزه و خون می کشد ، اما با “دقت بالا” آنها به سمت آنها می روند تا یک کلمه اضافی ، صهیونیسم خطی نکنند. وابسته به ریاضیات صهیونیستی آنها به قلمرو ایران تجاوز کردند ، “حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی” ، اما وقتی ایران پاسخ داد ، تیتر این بود: “حمله موشکی ایران به اسرائیل” در نگاه اول ، شما ممکن است بسیاری از کلمات را نبینید ، اما در اینجا کلمات نیز مأموریت هستند ، در عنوان اول ، از نام ایران رونمایی می شود تا حمله به کشور را به خاطر بسپارد ، نه فقط یک سیستم.

در عنوان دوم ، ناگهان ایران پیدا شد! اما نه به عنوان یک کشور دفاعی بلکه یک مهاجم بی پروا. عملیات رسانه ای عملکرد ذهنی ؛ آنها ایران را وقتی باید در افکار عمومی محکوم شوند و وقتی باید تل آویو را پاک کنند ، از بین می برند.

این بازی با کلمات ساده لوح نیست ؛ کاملاً حرفه ای و کارگردانی است. رسانه هایی که بودجه آنها از سلطنت و اطلاعات به طور طبیعی می تواند نتواند روایت مظلوم را بگوید. آنها توهین آمیز و بهانه نیستند ، جنگ روایی ، این روزها کمتر از جنگ موشکی نیستند. و در این نبرد ، برخی از رسانه ها دقیقاً در همان سنگ شلیک می کنند که قاتلان کودکان فلسطینی در آن ایستاده اند. شاید اگر کمی به بی بی سی نگاه کنیم ، می فهمیم که ساکت نیست … اما فقط چه کسی صدا را انتخاب کرده است.

دست در جیب بی بی … و چشم به تل آویو

این روزها “استقلال رسانه” بیشتر شبیه شوخی است. به خصوص هنگامی که ردپای بودجه از لندن به تل آویو کشیده می شود. بی بی سی فارسی ، برخلاف نام خود ، فارسی -زبان است اما فارسی نیست. این یک شرکت تابعه از خدمات جهانی بی بی سی است که توسط وزارت امور خارجه انگلیس پر شده است ، همان وزارتخانه ای که سیاست های خود را نه با ذات دیپلماتیک بلکه با ذات نفت اسرائیل و علایق می نویسد.

واضح است که رسانه ها ، که بخشی از دیپلماسی دولتی است ، در وسط بازی سوت نمی زنند. وقتی به نفع متفقین لندن می آید ، بی بی سی بیشتر شبیه دفتر روابط عمومی تل آویو است تا یک رسانه رسانه ای برای سخنرانان فارسی.

اما داستان داستان ، روشنفکرانه است. رسانه هایی که یک روز ریاض را تغذیه می کنند و اکنون شنیده می شود که منبع جدید آن از Talaviu آمده است ، شاید از زمان قطع رادارهای دفاعی صهیونیستی ، عناوین نیز سفارش داده می شوند. سیاست خبری این شبکه چنان با علایق اسرائیل غافلگیر شده است که گاهی اوقات شک دارید ، بوها زرد آیا تحقیقات ایران است یا اسرائیل؟ فقط طبیعی است که رسانه هایی که از جیب دشمنان قسم خورده ایران در ایران امتداد دارند متناسب بودن قرار نیست راوی حقیقت باشد ؛ در عوض ، این سناریویی است که قبلاً در اتاق تفکر بود سیا یا موساد مرتب شده است.

و اما منوتو ؛ همان شبکه ای که با ظاهری درخشان در پشت قاب تلویزیون لبخند می زند ، اما لبخند او بوی تحقیر می کند. او محتوای خود را با موسیقی و رقص پوشش می دهد ، اما در لایه های پایین او تاریخ ایران را تحریف می کند ، فرهنگ ایرانی را مسخره می کند و از سبک زندگی غربی ساخته می شود.

این شبکه نیز غیر ضروری نیست. پشت پرده خانواده پهلوی ایستاده است. همان کسانی که اکنون برای بقای رسانه های خود به واشنگتن گسترش می یابند و گاهی به خبرنگار تل آویو تبدیل می شوند ، رضا پهلوی این روزها بیشتر از مخالفت “شاهزاده” شبیه بازدید کننده نتانیاهو است. و صدای منوتو ، پس از قطع دلار آمریکا ، ناگهان وحشت جهان را گفت! در این زمینه ، همه از جیب دشمن تغذیه می کنند ، طبیعی است که زبان او بچرخد. رسانه هایی که با دلار آلوده تغذیه می شوند ، نه زبان مردم و نه گوش حقیقت است. فقط یک آینه از یک تصویر جعلی از اتاق کج شده است فرمان او هزاران کیلومتر فاصله دارد.

ماشین واضح است ؛ راننده در سراسر مرز

در میدان نبرد امروز ، گلوله ها فقط از لوله سلاح شلیک نمی شوند. برخی از لنزهای دوربین و خروجی میکروفون پرتاب می شوند. فراموش نکنیم که در روزهای جنگ ، رسانه ها فقط ابزار اطلاعات نیستند. این خود سلاح است. و رسانه های خارج از کشور ، درست مانند تانک های زرهی دشمن ، افکار عمومی را شخم می زنند.

وقتی مخاطبان ایران حتی در عادت زمان یا زمان رسانه نشسته اند ، ناخودآگاه وارد محدوده آتش می شوند. بمباران عناوین ، تصاویر ، تجزیه و تحلیل و روایت هایی که با دقت طراحی شده اند تا تحقیر ، تقسیم و کشتن امید در اینجا دیگر بحث “تجزیه و تحلیل سیاسی” نیست. در اینجا پا عملیات روانشناختی وجود دارد. رسانه ای که حتی در تضمین کردن این خبر همچنین نشان دهنده اولویت های کاخ سفید و تل آویو است. کشته شدن ارتش اسرائیل به طور ناگهانی “غیرنظامی” شد و با یک قلم بزرگ و یک قلم قرمز از بولتن بیرون کشید. اما شهدای کرمان یا اصفهان جایی در جدول پخش ندارند. نه به این دلیل که آنها خبر نیستند ، بلکه به این دلیل است که “آنها کار نمی کنند”.

برای آنها مهم نیست که یک مادر ایرانی کودک خود را در زندگی پیدا کرده است. نکته مهم این است که “چگونه بازار جهانی به درگیری پاسخ داد؟” این بدان معنی است که اولویت نه انسان است و نه حقیقت ؛ در عوض ، این دلار است ، و شاخص داو جونز در چنین شرایطی از “تحریم رسانه های فارسی -اسپانیایی” صحبت می کند ، نه یک واکنش عاطفی ، بلکه یک تصمیم منطقی و ملی است. اگرچه آنها فارسی صحبت می کنند ، گویش آنها عبری است ، گویش آمریکایی آنها.

مخاطبان ایرانی باید تصمیم بگیرند: آیا او می تواند به این ماشین تبلیغاتی که برای روح خود برنامه ریزی کرده است ، ذهن خود را به ذهن خود بدهد؟ یا فرمان را بگیرید و از این جاده تحقیر یک راه دور شوید؟ زیرا در جنگ روایات ، خنثی بودن همان همدستی با دشمن است. و سکوت کردن گاهی طولانی ترین فریاد علیه آنها است.

وقتی خبرنگار هدف بعدی است …

جنگی که روزگاری با یک موشک و نفوذ سایبری آغاز شد ، اکنون به تهدید مستقیم خبرنگاران رسیده است. اما نه در میدان نبرد ، بلکه در زمینه روایت. خطرناک ترین ابعاد این جنگ فقط بمباران پایه ها نیست بلکه به قلم و دوربین اشاره دارد. و این بار ، تهدیدها با امضای صهیونیست ها و امواج رسانه های اسپانیایی در خارج از کشور منتشر می شود.

دیروز ، یک روزنامه نگار مشهور صهیونیستی در یک صدای جیر جیر بی رحمانه و “نجات” نوشت که وی پیام های زیادی را از کاربران ایرانی دریافت کرد و خواستار حمله مستقیم اسرائیل به سمعی و بصری ایرانی بود! وی این موسسه را “آخرین دژ از جمهوری اسلامی” توصیف کرد و به طور ضمنی آن را به عنوان یک هدف مشروع برای حمله نظامی توصیف کرد. در رسانه های غربی ، ظاهراً دعوت به ترور روزنامه نگار ، اگر در جهت اهداف تل آویو باشد ، آزادی بیان در نظر گرفته می شود.

این توییت از نظر ظاهری چهره بشردوستانه دارد ، اما در لایه زیرین آن ترجمه ای واضح از فاتوا از ترور رسانه ها است. به طرز عجیبی ، حتی انتقادی از طرف بی بی سی ایران یا ایران بین المللی به این تهدید خطرناک وجود نداشت. سکوت این رسانه ها نباید نادان باشد بلکه تراز شود. چگونه یکی از اعضای اتاق جنگ می تواند به آتش سوزی اعتراض کند؟

از ساعات اولیه درگیری ، رسانه ها از “سانسور در ایران” فریاد می زنند ، اما سانسور تلفات نظامی اسرائیل را با لبخند رد می کند. کسانی که “اطلاعات رایگان” را تهیه می کنند ، حتی خبرهای معتبری در مورد هزینه انسانی تل آویو گزارش نکرده اند. زیرا آنها یک مأموریت دارند ، نه حقیقت.

و اکنون ، با سکوت در مورد تهدید به حمله به نهادهای رسانه ای ایران ، آنها به طور رسمی خود را در لیست “شرکای جرم” قرار داده اند.

هنگامی که روزنامه نگاری به “هدف نظامی” تبدیل می شود و رسانه های خارج از کشور در پشت این تهدیدها سوت می شوند ، واضح است که هیچ انسانی تر و آزادی بیان وجود ندارد. در اینجا فقط یک چیز وجود دارد: صدایی را که ممکن است روایت مستقل ارائه دهد خاموش کنید.

به گفته IMNA ، رسانه ای مانند ایران بین المللی بار دیگر چهره واقعی خود را غیر ضروری نشان داد. نه صدای مردم ایران بلکه پژواک تل آویو و ریاض. رسانه ای که اگرچه ظاهراً مکالمه را تبلیغ می کند ، در عمل باعث گفتگو می شود. نه به حقیقت ، بلکه به مصلحت دشمن.

این بار ، در وسط یک درگیری بزرگ ، بین المللی ، به جای روشنگری ، نور جنگ روانی را به دست گرفت. اگر او با مقاومت روبرو شود ، روایت وی به جای بررسی بازنویسی می شود. نه برای مخاطبان ، بلکه برای فرماندهان رسانه ای در مرز ، در جریان تحریم و تحریم این رسانه ها ، این باید به عنوان “نمونه عینی تلاش برای مهندسی ذهن ایرانی” ضبط شود. شواهد دیگری که نشان می دهد داستان دیگر اختلاف نظر رسانه ای نیست ، نبرد برای افکار عمومی است.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی