اگر تاریخ حافظه نهان کشور است ، طبق خبر خبرنامه IMNA ، رویدادهای امروز بیش از هر زمان دیگری بوی داده اند. شباهت ها سطحی نیستند ، اما آنقدر عمیق و معنی دار هستند که گویی تاریخ خود را ترجمه کرده است ، نه تکرار می شود بلکه ترجمه می شود. یک ترجمه دیر از همان نسخه اول. در آن روزها ، صدام ، با پیگیری ناسیونالیسم عرب و حمایت از جهان مست ، فکر کرد که تهران سه نفر دارد سریع او فتح می کند. رویای کودکانه او متعصب کشید که به پایان رسید مجازات این کار زیر پای عامل ایرانی به پایان رسید کاروان او بیرون کشید. او یک بار به ایران حمله کرد که تازه به یک انقلاب تبدیل شده بود. یک کشور پایدار ، با رئیس جمهور که رسماً با سیستم نوپا و حزب حاکم آن در نبرد سرد و سخت قرار گرفت.
در یک جبهه ، جنگ رسمی با صدام ، در جبهه دیگر ، نبرد پنهان اما عمیق با گروهی که ظاهر انقلابی و تروریستی باطنی داشتند. جنگ فقط در Khorramshahr و Susangerd نبود. در خیابان های تهران ، در ترورها ، شبها ، در نوارهای صوتی و در قلب این بین شک و ترس است. اما ملت ایران ، درست در آن بی اعتمادی و خونخوار ، راهی را انتخاب کرد که تمام جهان را شگفت زده کرد: مقاومت ، انسجام و بحران بر بحران ، نه به سبک مذاکره بلکه با منطق مقاومت.
امروز ، پنج سال پس از تقویم خونین ، صحنه مشابه تکرار می شود ، این بار ، مهاجم صهیونیست است. با یک رزومه کامل از جرم ، با ارتش که سالها از رسانه ها ساخته شده بود. همان اسرائیل که در قلب جهان اسلام خواب دیده بود تا دیروز ، امروز ، در مواجهه با یک حمله کامل ، آشکارا فروپاشی می کند. این بار دوباره از گنبد آهنی به جز ترس و سیگار کشیدن وت ترک باقی مانده نهبشر این بار ، خواب خواب منطقه با کابوس مهاجرت معکوس صهیونیستی مطابقت دارد. اما مسئله صرفاً نظامی نیست. آنچه صهیونیسم را هدایت می کند همان چیزی است که صدام صدام را به خاک سیاه آورده است: سوء تفاهم از روانشناسی جمعی ملت ایران.
در آن روزها ، آنها گفتند که جمهوری اسلامی در حال سقوط است ، و اکنون آنها می گویند که ایران تضعیف شده است. اما آنها نمی فهمند که وقتی خطر را “وجودی” می فهمیم ، چیزی کمتر از تخریب خطر نمی پذیریم. صدام ، اگر کابوس قیام مردمی را دید ، صهیونیسم باید آماده باشد تا روزی را ببیند که سرباز ایرانی به فارسی در مزارع اشغالی فرمان می دهد.
در آن زمان ، ما یک تهدید ترکیبی داشتیم: همزمان با حمله خارجی ، بحران داخلی. امروز ، ما همچنین با ترکیبی از رسانه ها ، تحریم ها ، عملیات روانشناختی و خرابکاری های امنیتی روبرو هستیم. اما یک چیز تغییر نکرده است: وقتی ایران مورد تهدید جدی قرار می گیرد ، ملت ایران به “کل” خود باز می گردد. به “ما” ای پیش از ساختاری ما دیگر در جزایر ذهنی تعداد انگشت شماری از منزوی و ساکن نیستیم ، بلکه عضو یک کل تاریخی ، فرهنگی ، ایمان و جغرافیایی به نام ایران هستیم.
این “ما” هنگامی که تهدید تحقیر می شود فعال می شود. تحقیر در گفتمان صهیونیستی و آمریکایی ، تحقیر در تجزیه و تحلیل رسانه های مزدور فارسی -زبان ، تحقیر در یک نقاشی ایرانی شکست خورده و منزوی. اما تاریخ دوباره نشان داده شده است: ایرانیان نمی توانند شکست بخورد ، فقط از خواب بیدار شوید. و بیداری ملت ایران باعث شده صهیونیسم به کابوس بخوابد.
دشمن امروز با لایه ها ارزش مسافت های زیادی از میدان نبرد وجود دارد. رسانه ها ، روبات ها ، روایت ها ، تحلیلگران و شبکه های نفوذ همه از درک خود دور شده اند که ملت ما در دهه 1980 یافتیم. اما غافل هرچه پیچیدگی بیشتر شود ، بیشتر فراز واکنش ایرانی همچنین صیقل داده است. در آن روزها این وحشت و انفجار بود ، امروز جنگ سایبری و بی ثباتی روانشناختی. اما ملت هنوز همان ملتی است که اگر با مرگ خود متوجه شود ، باعث مرگ برای دشمن خواهد شد.
ایران هویت قراردادی برای تغییر نظرسنجی های غربی نیست. ایران یک موجود تاریخی است که ، هنگامی که با خطر بودن درک می شود ، با همه تفاوت ها ، با همه تفاوت ها ، با همه حالات روزمره ، یکپارچه می شود. وقتی ملت ایران خطر واقعی را درک می کند ، دیگر به دنبال تحلیلگر و تریبون نیست ، به دنبال راه حل های ترم نیست. اما با همه قدرت ، خطوط.
همانطور که صدام ، که آمده بود ، با طناب درگذشت ، این رژیم صهیونیستی که برای ماندن آمد ، با دست ملل که “خودشان ایمان آورده اند”. در پایان تفاوت کمی وجود دارد ، تنها تفاوت این است که این بار ، پایان دشمن از قاب دوربین زنده پخش می شود.
منبع : به گزارش میهن تجارت





