در روزهایی که آسمان تهران زخمی شد و صدای انفجار خطوط قرمز را لرزاند ، زندان اوین نیز هدف قرار گرفت. جایی که ، اگرچه سیمان و قفل است ، اما نام آن عصبانیت تبلیغات غربی است ، حمله به اوین یک خطای نظامی نبود ، بلکه پیامی بود که در آن حقوق بشر قربانی رمز عبور صهیونیستی شد.
هدف قرار دادن یک مرکز غیرنظامی که در آن نه پادگان برای ملاقات با فرزندان خود و نه سیستم دفاعی بلکه بازدیدهای بهداشتی و عمومی از رژیمی ناشی می شود که بین بیمارستان و انبار مهمات در نقشه آن تمایز قائل نیست. البته چه تعجب آور است؟ آیا او هنگامی که کودک را در غزه می کشد ، از تهران دست کشید؟
۱۱ شهدای حمله به زندان اوین
سخنگوی قوه قضاییه در ابعاد روایت فاجعه گفت: 3 نفر در حمله باند صهیونیستی به شهادت رسیدند. از کارمندان اداری و سربازان گرفته تا زندانیان و خانواده هایی که برای ملاقات آمده اند. حتی همسایگان زندان بی گناه در این تجاوز بی سابقه قربانی شدند.
اما شاید آنچه مهمتر از انفجار بود ، سکوت بعداً بود. سکوت جنس ؛ کسانی که سالها در رسانه های دشمن بوده اند در رسانه های دشمن بوده اند. Narges Mohammadi و امثال او ، که زمانی صدای جامعه بین المللی را برای اسارت گرفتند ، اکنون به حمله به همان زندان پاسخ دادند.
این سکوت تصادفی نیست ، این یک هماهنگ سازی ساکت با آژیرهای دشمن است. کسانی که اشک تمساح را در شبکه های لندن و تریبون های حقوق بشر ریختند ، وقتی صحبت از امنیت ملی ایران می شود ، آنها یا سینه دشمن را انتخاب می کنند یا اداره می کنند. در اینجا دیگر بحث بند و بازداشت نیست. بحث تمایز بین “فعال حقوق بشر” و “پروژه فشار” است
در دنیایی که دادگاه کیفری بین المللی حمله به نهادهای غیرنظامی را جنایات جنگی می داند ، سکوت سازمان های حقوق بشر علیه حمله به اوین فقط یک معنی دارد: آنها پرونده های ایرانی را نه برای عدالت بلکه برای گروگان سیاسی نگه می دارند. این ماده نقض می شود ، اما صدای اعتراض از همان مکانهایی که نگران قطع برق یا افت فشار آب در یک تسمه بودند ، ناشی می شود.
حمله اخیر رژیم صهیونیستی به زندان اوین در تهران فقط یک تجاوز نظامی نبود. این یک آزمایش برای اندازه گیری صداقت مؤسساتی بود که سالها “حقوق بین الملل” نامگذاری شده اند ، اما در خط مقدم ، آنها در جرم هستند.
این حمله که به وضوح در نزدیکی سالن جلسات ، جرایم مالی ، بخش های اداری ، مراجعه به عمومی و حتی سلامت زندان بود ، نه تنها منجر به شهادت و جراحات گسترده غیرنظامیان ، از جمله خانواده های زندانیان و کادر پزشکی شد ، بلکه بدیهی است که اصول اساسی حقوق بین الملل بین المللی را نقض می کند.
سکوت تحقیرآمیز مؤسساتی که هر هفته بیانیه ای برای کوچکترین نقل و انتقالات بیانیه صادر می کردند ، اکنون بیش از هر جرم است. آیا زندان زیرساخت های نظامی یک کشور است؟ آیا سلامتی زندان پادگان برای حمله است؟ یا آنچه اسرائیل قصد دارد چنین مراکز را هدف قرار دهد چیزی جز ناتوانی در برابر مقاومت ایران نیست؟
بر ماده 2 اساسنامه دادگاه بین المللی کیفری (ICC) یک حمله عمدی به مراکز غیرنظامی از بیمارستان به زندان “جرم جنگی” است. ماده 2 اولین پروتکل Add -on (1) همچنین حمایت از غیرنظامیان را در برابر حملات یک اصل غیر قابل برگشت در نظر می گیرد. زمان اصلی نه تنها نقض شد ، بلکه در زیر بقایای موشک های صهیونیستی دفن شد.
اما در این میان ، مسئله محدود به قوانین و بندها نیست ، مسئله فروپاشی اعتماد به نفس ملل به نظم بین المللی زمانی است که حمله به یک زندانی که مردم از آزادی محروم می شوند ، و حتی نهادهایی که ادعای عدالت را نادیده می گیرند ، آن را نادیده می گیرند ، حقوق بین الملل دیگری برای قانون بین الملل باقی می ماند؟
نگرانی خانواده ها و نزدیکان زندانیان در رسانه های اجتماعی تصویری واضح تر از ابعاد انسانی این جنایت ارائه می داد. لحظاتی که مادران و فرزندان ، بین انفجارها و غافل از آن ، فقط یک تماس تلفنی از طرف عزیزان خود آرزو کردند ، به سمبل جرم تبدیل شدند که هیچ توجیهی نظامی را نمی پذیرد.
با این حال ، مقامات اجازه ندادند که با برقراری تماس تلفنی و مدیریت مناسب بحران ، ترس را جایگزین واقعیت کنند ، اما آیا این اقدام مسئول ایران می تواند جای خالی ادعاهای حقوق بشر را پر کند؟
شاید زمان آن زمان برای تعریف مجدد باشد: جنایت جنگ فقط تیراندازی نیست ، سکوت در برابر تیراندازی است و چه سکوت نگران کننده تر از سکوت امروز است؟
منبع : به گزارش میهن تجارت






