ضرورت پرهیز از موج‌سواری سیاسی بر اختلاف هسته ای – به گزارش میهن تجارت

ضرورت پرهیز از موج‌سواری سیاسی بر اختلاف هسته ای

در نیمه دوم دهه ، تمسخر واکنشهای غربی به موضوع هسته ای و جهل از اراده جامعه بین المللی بخشی از پازل محبوبیت رئیس جمهور و موجبر سیاسی وی بود. در دهه 1980 ، قطعنامه اختلافات هسته ای با غرب و سود مردم از تأثیرات اقتصادی آن به یک متغیر متوسط ​​تبدیل شد و حسن روحانی هشت سال خود را در پاستور مدیون است.

براساس اخبار تجاری ، روزنامه میهن نوشت: در حقیقت ، رویکرد معنوی -استفاده از دیپلماسی به عنوان یک رویکرد مسالمت آمیز برای حل اختلافات هسته ای که مخالف سیاست سهل انگاری دولت قبلی بود ، بود. و برژام (با تمام انتقاداتی که کرده است) دستاورد آن بود.

افتتاح پای ترامپ به موضوع جدید و خواستار تأکید بر ابعاد دیگر اختلاف نظر با ایران در زیر خاکستر بود. دریاچه از همراهی ترامپ امتناع ورزید زیرا ایران این مسئله را حل و فصل می کرد و از بازگشت مجدد خودداری کرد.

در نتیجه ، امواج عظیمی از تحریم های یک جانبه در ایالات متحده بدن بی رحمانه از اقتصاد ایران را بازی می کرد و با هر تحریم های جدید ، زندگی ایرانیان دشوارتر می شد. در طی سه سال ، اقتصاد آنقدر باریک بود که نه معیشت معیشت معیشت به اثری نرسید و نه 5 میلیون رای معنوی در ماه مه. در آن سه سال ، جناح سیاسی رقیب ، که موفقیت نسبی اخوان را پشت سر گذاشته بود ، با از بین بردن پایگاه دولتی مردمی ، دوباره زنده شد و راه خود را برای قدرت هموار کرد.

با این حال ، در ماه ژوئن ، مسئله هسته ای ، با وجود ادامه اختلاف ، این موقعیت سیاسی تعیین کننده را از دست داده بود ، و کاهش مشارکت رأی دهندگان به وعده های اقتصادی واکنش نشان نداد. این اتفاق افتاد که ریاست جمهوری ابراهیم ریزی با توجه به محبت سیاسی مردم به رنگ واقعیت تبدیل شد. با این حال ، دولت سیزدهم ، زیرا هیچ نقش نمونه ای در حل و فصل اختلافات هسته ای به جز سهل انگاری احمدی نژاد وجود نداشت ، با وجود قدرت قدرت نتوانست رئیس جمهور چپ ایالات متحده را متقاعد کند تا این مسئله را پایان دهد.

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده نکته دیگری در روند ایران و غرب بود. با این حال ، سنگین وزن این رویداد به نفع ایران نبود و متعاقباً آشتی کاخ سفید به ترامپ عملی تحویل داده شد. اکنون یک پزشک و ترامپ و خاورمیانه بودند که پس از 7 اکتبر مختصات دیگری داشتند. اگر پلی تاین سرد و گرم مانند روحانی نتوانست در یک وضعیت کاملاً متفاوت با ترامپ کنار بیاید ، چه چیزی می توانست پزشکانی باشند که بیشتر زندگی سیاسی خود را در ماجلیس بوده اند؟ معلوم شد که اختلاف هسته ای گمراه شد و در 5 ژوئن با حمله نظامی اسرائیل به تسهیلات هسته ای ایران وارد مرحله دیگری شد.

اکنون که ما از شرایط عاطفی اولیه جنگ فاصله داریم ، مشاهده می شود که مجمع مشاوره اسلامی “قانون الزام دولت برای همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی” را تصویب کرده است. حاکمیت حاکم بر رسانه های ملی تأسیس شده است و هیچ تغییری در مواضع املاک و گروه های سیاسی ایجاد نمی شود. بنابراین ، می توان از مجموعه ای از شرایط نتیجه گرفت که این تجربه نه تنها در تحقق نیروهای سیاسی در ایران ناکارآمد بوده است ، بلکه حتی به گرانش ایدئولوژیک آنها نیز اضافه شده است. به طوری که دیپلماسی دوتایی -مربع به نفع “زمینه تهاجمی تهاجمی” بوده است.

در نتیجه ، مسئله هسته ای دوباره به حوزه سیاسی ایران بازگشت. با این حال ، وزن سیاسی نیروی غالب – نه در قدرت اثبات فعالیت مسالمت آمیز هسته ای که مربوط به نقش آن در بازدارندگی است. بدیهی است که بازدارندگی ستون اساسی امنیت ملی هر دولت است ، اما آیا اصرار بر تغییر آموزه هسته ای ایران تضمین می کند که الگوی آنها یک واکنش عاطفی نیست ، بلکه یک گام اندازه گیری شده در جهت ارائه منافع ملی ایران است؟ به نظر می رسد تا زمانی که الگوی تصمیم گیری توسط مدرسه رئالیسم تعریف شود ، هیچ تغییری در این وضعیت ایجاد نمی شود. بنابراین بد نیست تا زمانی که ما واقع گرایی حداقل قبلی را رها کرده ایم ، پاسخ نمی دهیم.

منبع: اخبار آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی