آتش بس به معنای جنگ خاموش است – به گزارش میهن تجارت

تاجیک: آتش بس به معنای جنگ خاموش است

نظریه پرداز اصلاحات و مشاور سید محمد خاتامی گفت: “آتش بس نوعی” جنگ ساکت “است و دلیل استراتژیک شنیدن صدای جنگی است که به وجود می آید.”

براساس Business News ، چند روز از آتش بس بین ایران و اسرائیل می گذرد و سیاستمداران در تلاشند تا ملت انسجام ملی را تقویت کنند. اما برای حفظ این انسجام چه باید کرد؟

محمد رضا تاجیک ، نظریه پرداز اصلاح طلب و مشاور سید محمد خاتامی ، در مصاحبه ای با اشاره به آتش بس ایران -اسرائیلی ، گفت: “آتش بس” جنگ خاموش “است و عقل استراتژیک شنیدن صدای جنگی است که از بین می رود.

وی با اشاره به انسجام ملی ، گفت: “همیشه باید هش باشد و هوشیار باشد که بر اساس اصل روانی” اخلاق هنگام فشار دادن “فرار می کند ، روح جمعی نیز ممکن است به زمان بیش از حد و بیرونی تقسیم شود-به ویژه وقتی می دانیم بسیاری از آنها.

آشتی ملی مسئله دیگری بود که تاجیک فرار کرد و اظهار داشت: تئوری بقا به قدرت امروز ایران دیدن آشتی ملی به عنوان یک عمل استراتژیک و نه تاکتیکی است.

در ادامه مصاحبه کتبی محمد رضا تاجیک ، چهره سیاسی اصلاح طلب را در خبرگزاری آنلاین بخوانید.

*****************

* آقای تاجیک! ارزیابی شما از آتش بس بین تهران و تل آویو چیست؟

آتش بس همان آتش سوزی در زیر خاکستر است ، هر کس که در توهم آن گرفتار شود ، خواهد مرد. من بارها گفته ام که دیدگاه قاتل ، که چنین آتش سوزی را ایجاد کرده است ، آرام نیست ، مگر اینکه با اهلی کردن و برطرف کردن روح عصیانگر ایران و ریختن آن. به عبارت دیگر ، اگر دفتر این دیدگاه با تحقق قلعه و انتقاد به پایان برسد ، هر نقشی در صفحات قبلی خود نقشی در آب است. آتش بس نوعی “جنگ ساکت” است و دلیل استراتژیک شنیدن صدای جنگی است که بیرون می آید.

کسانی که حجاب کتاب جنگ را خوانده اند ، باید گزاره ها و کلمات را به زبانی که آتش بس می گوید ، ببینند ، این واقعیت که واقعیت ها و حقایق دیدن گلها و حقایق موجود در خاک آنها ، و دیدن گلها و واقعیت های موجود در خاک آنها و خاک آنها است. زیبا) برای دیدن قدرتی که به دنبال دستیابی به یک آشتی تاکتیکی با دشمن برای تحکیم و تحکیم منافع و منافع خود است ، به جای عقل ، احساس توهم را می بینیم تا “مجاز” و “مجاز” از آهنگران و توده ها را ببینید. با توزیع سؤال و تغییر توجه جهان ، به نکاتی مراجعه کنید که هنوز کلمات مختلفی نتیجه نگرفته است ، خطوطی را که به یک خط مربوطه تبدیل می شوند ، قطع کنید ، به نقل قول هایی مراجعه کنید که همه تکرار گزاره های آنها هستند. در یک کلام ، ساکنان شایسته این هستند که موهای خود را متوقف کنند تا موهای آن را ببینند و در مورد ابرو آن تأمل کنند و نه در ابروهای آن.

توصیه من به قدرت قدرت “با مردم دوستی و مهربانی و دیگران” است

* پس از آتش بس بین اسرائیل و ایران ، برای ادامه و ادامه انسجام ایجاد شده در شش روز جنگ چه باید کرد؟

ما با شکوه ترین و زیباترین روح جمعی ایرانی را دیدیم. بدون شک ، آنچه که این تعدد دیدگاه ها و موقعیت ها را متحد می کرد ، یک کوکی به نام ایران بود. ایران ، بار دیگر ، به عنوان “نشانه عالی” یا “فوق طبیعی/ابرقدرت” ظهور کرد که علائم دیگر معنای آنها از فارس ، ترک ، عرب و بلوچی و تازی ها بود ، “ما” ایرانی را ایجاد کرد که نه ترک ها و نه گازی و فارسی و نه فارسی.

شکل گیری این روح جمعی دقیقاً این واقعیت بود که مردم از طریق مردم تبدیل شدند. به عبارت دیگر ، این روح جمعی همان اعلامیه جمعی و یکپارچه بود که مردم مایل به ورود به قلمرو وجود بودند. از این منظر ، شکل گیری این روح جمعی باید به عنوان واقعه عمل زیرسطحی مردم درک شود ، که از خواست “بزرگ” حاصل نمی شود. من باید در اینجا تأکید کنم که فرد همیشه باید هش داشته باشد ، و مراقب باشید که بر اساس اصل روانشناختی “اصول اخلاقی فرار” ، روح جمعی نیز ممکن است به یک اغراق آمیز و خارجی (داخلی و خارجی) تقسیم شود ، به خصوص وقتی که می دانیم ، در بدن این روح. بنابراین توصیه من به مردم قدرت “با مردم دوستی و مهربانی و دیگران” است.

ما مسئول خودمان هستیم

چگونه باید این انسجام حفظ شود؟ هم از حاکمیت یا هم طیف هایی که وارد این انسجام ملی شد؟

اول ، اعلام آتش بس با همه ایرانیان در سراسر جهان. اگر ما می خواهیم این زیباترین روحیه اجماع ادامه یابد ، اصحاب قدرت باید با امتناع و نقض آنچه که هستند و از سیاست هایی که مطرح کرده اند ، تهدید شوند. آنها باید به این سیاستی بروند که مهر و موم ها رویای کین را می بینند ، سیاستی که نفرت ها را دفن می کند ، آتش سوزی ها ، بیگانگی برادری ، پر کردن تقسیمات و ایجاد همبستگی بین مردم همبستگی را ایجاد می کند ، سیاستی که سیاست آن “دیگر” و “دوستی” است. این سیاست دوستی یا رابطه با دیگران با خم شدن “روابط خود” ، با بیان فوکوی ، ما مسئولیت دیگران را بر عهده داریم ، نه همانطور که دیگران مسئول ما هستند ، بلکه به این دلیل که ما مسئولیت خودمان هستیم ، همانطور که در استفاده صحیح از قدرت و قدرت خود هستیم. بنابراین ، این عشق به خود است نه به نفع دیگران.

به عبارت دیگر ، “همراهی و غم و اندوه برای دیگران” نوعی “همراهی و غم و اندوه برای خود” است. رابطه با دیگری نوعی عزت نفس است. بدون شک ، در تحقق چنین سیاستی ، یک شرط ضروری: “فضیلت” – در بیان ماکیاولی ، شجاعت و انعطاف پذیری اخلاقی قدرت که باعث می شود قدرت بتواند متحد شود ، و مورد تقدیر و افتخار قرار گیرد. حکم این Werto ، شاید امروز ، زیر سایه پاک کردن روایت های فصل و از راه دور و چکش نرده ها و دیوارها بین “ما و آنها” است.

دو نفر دیگر آتش بس با آتش نشانان خاص خود هستند. نیاز به آتش بس اول آتش بس با “خود” است که در آتش و آتش سوزی شده است. تا زمانی که اصحاب قدرت از خود پاک نشوند ، قلب و قلب آنها از خود محروم نخواهد شد ، تا زمانی که خود را امتناع ورزند و نقض نکنند ، و تا زمانی که سیاست و قدرت را از رادیکال های ارتدکس پاک نکنند ، در ناهار و ناهار تفاوتی نخواهد داشت. گلستان به آن ملحق نمی شود ، نه وداع با آن. اگر اراده ای برای حفظ و تقویت چنین روحیه ای زیبا و جمعی وجود دارد ، باید بدانیم که تحقق این امر صرفاً با افتخار و تعظیم در این و آن نیست ، بلکه به نوعی خم و ورزش نظری و عملی نیاز دارد.

آشتی ملی به معنای شناخت کثرت است

* آیا باید آشتی ملی وجود داشته باشد؟

در پاسخ به این سؤال ، می خواهم بگویم که تئوری بقا به قدرت امروز ایران این است که به آشتی ملی به عنوان یک عمل استراتژیک و نه تاکتیکی نگاه کنیم و وقتی صفحات در خواب بودند و شب و روز ، آنها به اصالت و تمایل به تاریخی دیگری برنخواهند گشت. از غار باریک و تاریک خود خارج شوید و دنیای خارج را با همه اختلافات ، کثرت گرایی و انزجار بپذیرید و آشتی ملی را بپذیرید ، یعنی شناخت کثرت ها و اعتراف کردن که در شرایط فعلی ، فقط در یک موقعیت یا وضعیت حفاظت می تواند حفظ شود.

وضعیت تأسیس در تقاطع دو “اراده” شکل می گیرد: اول ، “بید اراده” و دو “اراده رستاخیز”. تمایل به ظرافت ، پایه و اساس گفتمان سیاسی- انقلاب-سیاسی است که بر دوران پس از انقلاب غالب است. من شک ندارم که از طریق نقد بنیادها و مبانی اندیشه ، مفهومی و معرفت شناختی ، فردا هیچ باز برای فردا بهتر نخواهد شد. اما این فداکاری باید با تمایل به توسعه مجدد (بازسازی روابط دولت -مردم ، بازسازی سرمایه اجتماعی ، بازسازی پایه های پذیرش و مشروعیت و کارآیی ، بازسازی روابط خارجی و غیره) همراه باشد تا اخبار مختلف ایران را ارائه دهد و مردم ایران را به دست آورد. علاوه بر آنچه ما گفتیم ، نهاد قدرت (حاکمیت و دولت) برای بستن مردم ، به سختی ، به همه “خود” که در رگ ها و مویرگهای سیستم در ترس از دولت و تأثیرات فرعی رفتار می کنند ، نیاز دارد.

منبع: اخبار آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی