چرا جریان‌های سابقاً مخالف پرچمدار دوگانه دیپلماسی-میدان شده‌اند؟ – میهن تجارت

چرا جریان‌های سابقاً مخالف پرچمدار دوگانه دیپلماسی-میدان شده‌اند؟

در روزهای اخیر زمزمه هایی از برخی از تریبون ها وجود داشته است که یادآور میدان دیپلماسی دوگانه است. از قضا ، کسانی که قبلاً ادعا کرده اند با این دوگانگی مخالف هستند ، اکنون به منبع دیپلماسی و به نام دفاع از توانایی دفاعی اختصاصی تبدیل شده اند.

به گزارش روزنامه ایرانی ، دیپلماسی و مهمترین جنبه مذاکره ابزاری برای تأمین منافع ملی کشور است ، زیرا طبق گفته روزنامه ایرانی ، توانایی های دفاعی چنین تخصصی دارند. بنابراین ، هر دو بالهای لازم برای تقویت قدرت ملی و تأمین منافع ملی هستند.

واضح است که صدمه زدن یا نادیده گرفتن هر یک از این دو بال به نام یا توجیه دیگری ، نه تقویت قدرت ملی بلکه بر خلاف منافع ملی ، علاوه بر قدم گذاشتن در این مسیر ، هیچ ارتباطی با بسیج جامعه و افکار عمومی در پشت خطوط جدید نخواهد داشت و این چیزی نیست جز یک تجلی ملی.

دیپلماسی و مذاکره در همان ویژگی منافع ملی به زمان خاصی محدود نمی شود. همانطور که در تجربه جنگ شش روزه اخیر ، دیپلمات های ایرانی دست از کار در میان جنگ متوقف نکردند و مکمل نیروهای مسلح منافع ملی کشور را نادیده نگرفت. به خاطر داشته باشید که بزرگترین جنگ ها سرانجام با دیپلماسی به پایان رسید ، زیرا جنگ شش ساله رژیم بااتی عراق علیه ایران سرانجام به جدول مذاکره و دیپلماسی رسید.

از آنجا که عدم موفقیت رژیم اسرائیل در رعایت قوانین و مقررات بین المللی اثبات شده است ، این نیاز و سیاست برای مقامات و تصمیم گیرندگان برای ارائه اقدامات لازم در زمینه های مختلف از جمله تقویت توانایی های دفاعی و حفظ انسجام ملی است. همچنین از جبهه خارجی در معرض قرار گرفتن در معرض و آمادگی برخوردار است که سیاست خارجی مسئول اجرای سیاست خود است. دیپلماسی احتمالاً مبتنی بر الزامات ملی ، منطقه ای ، بین المللی و به نفع منافع و علایق کشور خواهد بود. در حقیقت ، این منافع کشور است که به ایالات متحده و مذاکرات هسته ای نیاز دارد؟

احکام عمومی و البته واگذاری تصمیم گیرندگان به هر نام یا بهانه یا تخفیف و ناپایدار فعالیت ها و تلاش های دیپلمات ها را می خوانند ، نه تنها به زخمی شدن یکی از بالهای اساسی منافع ملی.

رهبر عالی انقلاب در 19 آوریل ، در دیدار با ماه رمضان ، مقامات و عوامل رژیم بر رویارویی با دیپلمات های مذاکره با احزاب غربی تأکید کردند: “البته ، من همیشه به کسانی که مسئول همه دولتها هستند هشدار داده ام تا به هر کسی در این زمینه نگاه کنند. افراد خوب ، در صورتی که مردم انقلابی ، مردم در حال کار هستند ؛ دوم ، برای اینکه کسانی که در این زمینه کار می کنند ، تضعیف نشود ، یعنی اینکه مردم نیز صحبت نکنند ، نه اینکه صحبت کنند. [ناامید بشوند]. »
وی همچنین در تاریخ 5 ماه مه اظهار داشت كه “سیاست خارجی در همه جای جهان و نه در وزارت امور خارجه منصوب شده است. وزارت امور خارجه در تعیین سیاست ها نقش دارد اما تصمیم به تصمیم گیری نیست.”
بنابراین ، تصمیمات در جمهوری اسلامی مکانیسم های خاص خود را دارد. بعید است که این دادگاه ها از این امر آگاه باشند. اگر ما اعتقاد داشته باشیم که همان مکانیسم و ​​تصمیم گیری در مواجهه با پرخاشگری اسرائیل و آتش بس در این رژیم ، شایسته تحول عاطفی و غیرقابل پیش بینی و تفرقه آور است که هم تقاضای دروغین در افکار عمومی و اعتماد به نفس در نهادهای بالادست ایجاد می کند.
تعیین نهادهای بالادست در زمینه سیاست خارجی و دیپلماسی نه تنها سازنده و در چارچوب توصیه های رهبری و آن نهادها ، بلکه با عقلانیت و منافع منافع و علایق کشور نیز مخالف است. هزینه وینافیت ها در شرایط خاص همان مسئولیت در زمینه خصومت است که اتفاقاً در مورد اختلافات داخلی و بی اعتمادی به مؤسسات تصمیم گیری در تصمیم گیری مردم بسیار پاسخگو بوده است. مذاکره به عنوان ابزاری تأثیرگذار از دیپلماسی احتمالاً از ارزیابی دقیق و جامع نهادهای تخصصی و بالادست و در چارچوب عزت ، خرد و مصلحت خارج می شود ، نه برخی از ایده های کاهش یافته یا کاهش یافته.
رویارویی با جنگ ترکیبی ، استراتژی های ترکیبی ، توانایی دفاعی ، دیپلماسی ، نقش رسانه ای ، بازی کردن ، تأمین اساسی و معیشت و غیره. در کنار هم برای جنگ ترکیبی مناسب خواهد بود.

منبع: روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی