موج دوم حمله اسرائیل شاید علیه ترکیه باشد – میهن تجارت

نفت ایران

تل آویو اکنون به دنبال هدف بعدی برای تکمیل هژمونی خود در خاورمیانه است. کشور بعدی Türkiye است و دکترین اسرائیل تحقق امنیت از طریق سلطه است نه از طریق تعادل.

با تغییر در تعادل قدرت در منطقه و کاهش نسبی قدرت ایران که موقعیت ترکیه و اسرائیل را تقویت می کند ، در مورد تشدید رقابت بین ترکیه و اسرائیل شکی نیست ، اما سؤال این است که چگونه این تشدید اتفاق می افتد؟ سؤال این نیست که آنها رقابت را به عنوان گزینه مورد نظر انتخاب می کنند ، اما سؤال این است که چگونه آنها پاسخ می دهند: از طریق قرار گرفتن در معرض یا مدیریت صلح آمیز؟ من وضعیت مشابهی را در کتاب اتحاد خائنانه با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی توصیف کرده ام و توزیع نیروهای جهانی تغییر کرده است ، و شکست صدام حسین در جنگ خلیج فارس باعث ایجاد اختلال در ترکیب ژئوپلیتیکی منطقه شده است.

ساختار دو قطبی در حال ظهور در خاورمیانه شکل گرفت ، جایی که ایران و اسرائیل دو قدرت اصلی بودند. دیگر هیچ قدرت واسطه ای بین آنها وجود نداشت ، زیرا عراق شکست خورده بود. اسرائیل اولین قدم را در پاسخ به این تحول برداشت و آموزه محیطی خود را تغییر داد. چندین دهه است که اسرائیل در تلاش است تا با کشورهای غیر عرب در اطراف خود با کشورهای عربی در مورد توازن قدرت ائتلافی ایجاد کند ، اما پس از پنج ، هیچ کشور عربی باقی نگذاشته است که می تواند یک تهدید نظامی معمولی برای اسرائیل باشد.

در نتیجه ، تمرکز اسرائیل به سمت ایران روی آورد. به گفته سیاست گذاران اسرائیل ، تهدید جدید دیگر اعراب نبود ، بلکه ایرانیان اطراف آنها بود. نکته عجیب این است که در دهه 1980 اسرائیلی ها خصومت ایران را یک خصومت قاطع نمی دانستند و بیشتر به اعراب و عراق متمرکز می شدند. ایران از این تحول در استراتژی اسرائیل شگفت زده شد. در آن زمان ، سیاست های انقلابی در حال فروپاشی بود ، و دولت هاشمی -rafsanjani در صدد تقویت روابط با ایالات متحده بود ، اما اسرائیل توانست ایالات متحده را ترغیب کند که برای ایجاد صلح با فلسطین ها ، ایالات متحده باید تهدید جدیدی برای اسرائیل (بنیادگرایی اسلامی ایران) از طریق تحقیرآمیزهای ایران داشته باشد.

در این دوره بود که رقابت اصلی بین ایران و اسرائیل آغاز شد. ایران اولین حمله به ضعیف ترین پیوند استراتژی جدید ایالات متحده -اسرائیل ، توافق نامه اسلو را آغاز کرد. این روند صلح نابود شد و هیچ یک از اسرائیل و اهداف ایالات متحده به دست نیامد. در این زمان بود که ایران به طور جدی وارد روند حمایت از گروه های فلسطینی شد. این رقابت طی سه دهه گذشته توسط دو طرف به روش های خاص دنبال شد. اسرائیل به دنبال تحریم ها و انزوا در ایران بود و از دیپلماسی بین ایران و ایالات متحده جلوگیری کرد ، توافق احتمالی ایران و ایالات متحده را از بین برد و فشار برای ورود به ایالات متحده برای ورود به جنگ با ایران.

وی اسرائیل را علیه ایران از جبهه های مختلف ، سلاح ها و آموزش گروه های ضد اسرائیلی به چالش کشید و با اکراه تلاش کرد تا با ایالات متحده برای فرار از انزوا موافقت کند. با این حال ، اسرائیل به پیروزی های بزرگی دست یافته است ، محور مقاومت در برابر ایران به شدت آسیب دیده است ، و اسرائیل در آستانه تسلط بر آسمان ایران است. اسرائیل ممکن است در این مسیر موفق نشود ، اما توانسته است موقعیت قابل توجهی داشته باشد.

اسرائیل اکنون در این توهین آمیز است و ایران در دفاع است. اگرچه این درگیری هنوز کامل نیست و اسرائیل از پیروزی کامل دور است ، اما تل آویو اکنون به دنبال هدف بعدی برای تکمیل هژمونی خود در خاورمیانه است. کشور بعدی Türkiye است و دکترین اسرائیل تحقق امنیت از طریق سلطه است نه از طریق تعادل. موفقیت Türkiye در سوریه توجه اسرائیل را به خود جلب کرده است ، اما Türkiye با ایران متفاوت است.

Türkiye عضو ناتو و گروه 2 است ، اقتصاد آن را نمی توان به سادگی تحریم کرد و به عنوان یک قدرت سنی ، قدرت نرم تری نسبت به ایران شیعه در منطقه دارد. البته Türkiye همچنین دارای آسیب پذیری هایی است که مهمترین آنها جدایی کردها است.

تا زمانی که اسرائیل فکر کند امنیت فقط از طریق سلطه نظامی به دست می آید ، همه کشورهای همسایه برای آن یک چالش هستند. Türkiye به یک قدرت مهم منطقه ای تبدیل می شود و آن را به عنوان یک سیبیل اسرائیل تبدیل می کند ، اما نیروهای ژئوپلیتیکی نمی توانند به طور کامل از بین بروند ، فقط می توان آنها را مهار کرد.

منبع: میهن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی