یک روزنامه سخت خط ، که خود را مبارزه با اسرائیل می داند ، اخیراً جهت گیری خود را بر تضعیف نقاط قوت ایران در جنگ تحمیل شده اخیر متمرکز کرده و نوشت: “اگر دشمن در صبح 6 ژوئن حمله می کرد ، جسارت در غرب بود ، اما نه در قدرت آنها”.
واقعیت داستان چیست؟ آنچه برخلاف انتظارات دشمن قدرت واقعی ایران بود ، نوعی همبستگی ملی بود که اتفاقاً نیز به طور جدی در پس از جنگ منعکس شد و تمرکز خود را بر خواندن و پخش سرودهای ایرانی متمرکز کرد. بنابراین ، اگر اسرائیل یا ایالات متحده بخواهند دوباره تجاوز کنند ، این قدرت باید تضعیف و نابود شود.
سیاست های هاردینرها در حمله به این عامل قدرت مطابق با خط تبلیغات اسرائیل و به منظور شاخه کردن مردم است. افرادی که مدتی همدلی و همبستگی را احساس کرده اند و امیدوارند که این امر در سیاست های رسمی ادامه یابد. کسانی که واقعیت را به روایت کاهش می دهند هرگز نمی توانند درک واقعیت را پیدا کنند.
مهمتر از همه ، آنها اساساً چیزی جز روایت خود را حقیقت و واقعیت نمی دانند. حقیقت پوچ و شیطنت است. برای لحظه ای فکر نمی کنند که اگر اسرائیل روی روایت دیگران حساب می کرد. چرا آنها روایت خود را قبول نکردند که طبق این روایت ، هرکسی که کوچکترین نظر در مورد کشور را داشته باشد ، بلافاصله نابود شد؟
فرض کنید منتقدین مانند شما می نویسند که ما قدرتمند هستیم و این کار را انجام می دهیم. سپس دشمن سخنان آنها را باور کرد؟ اگر او اعتقاد داشت ، پس چرا ادعاهای خود را قبول نمی کنید؟ علاوه بر این ، شما بارها گفته اید که آنها جرات انجام اقدامات را ندارند. پس چرا آغازگر جنگنده جنگ؟ آیا تضمین می کنید که دیگر جنگ نخواهد شد؟ یا هنوز به دنبال جنگ هستید؟ اگر از جنگ استقبال می کنید ، پس چرا مواضع منتقدین را به عنوان علت حمله اسرائیل ناراحت می کنید؟ چند نفر با خودت هستی؟
علاوه بر این ، مهاجمان آنقدر جاسوسی و عامل عملیاتی دارند ، چه چیزی برای خواندن نیاز دارند که مخاطب خیلی بزرگ نیست؟ آیا کسی گفت که آنها ضعیف بودند؟
چند روز از پایان جنگ نمی گذرد و آتش بس غیررسمی که هاردلین ها دوباره تصمیم گرفته اند بین دولت و ملت تفاوت ایجاد کنند. هر پیشنهاد متعارف که منجر به تقویت صفوف مردم می شود ، رد می کند و محکوم می شود و مهمترین مؤلفه قدرت ایران در برابر بیگانه را تضعیف می کند ، که دقیقاً خط اسرائیل است.
جالب اینجاست که اسرائیل درخواست ترور مقامات و حتی رئیس جمهور می کند. آنها گفتند ، آنها تمام تلاش خود را علیه گفتگوی پزشکی با تاکر کارلسون بسیج کردند و گفتند که هرچه می خواستند ، آنها گفتند ، زیرا مقامات اسرائیلی دقیقاً همان خط بودند. یا آنها علیه نخبگان و اقتصاددانان می نویسند ، و حتی گزاره مودبانه و منطقی ندارند.
آنها ظاهراً فهمیده اند که هیچ راه دیگری برای غلبه بر این وضعیت وجود ندارد ، جز این که اصلاحات رخ داده است ، و ساختار سیاسی به این نتیجه مبارک رسیده است ، و برخی از شواهد آن را تأیید می کند. اصلاحات سیاسی در این مرحله دیگر تقاضای عادی نیست که یک ضرورت غیرقابل انکار است. به همین دلیل ، هاردلین ها برای جلوگیری از بهبود کشور کشور مصمم شده اند. ما فکر می کنیم که تمرکز اصلی ما باید روی حرکات مهاجمان باشد و از هرگونه تلاش برای تسکین تنش و کاهش خطر جنگ پشتیبانی کند.
این درخواست ما از مقامات است که خط هاردینرها را ادامه ندهند و نهادهای رسمی را دور نگه دارند. عبور از این مرحله با رویکردهای رادیکال امکان پذیر نیست. نیاز به سیاست و عقلانیت وجود دارد.
تجربه نشان داده است که تا حدودی در بین افراط گرایان تأثیر تحلیلی وجود دارد. مثالها کم نیست. ما سیبین من را فراموش نکرده ایم. خطر نفوذ تحلیلی یک خطر وجودی است و بسیار بیشتر از خطر هوش و نفوذ امنیتی است. این گزینه را دست کم نگیرید.
ای کاش افراط گرایان صادقانه اظهارات صریح دیروز توسط نعیم قاسم (دبیر حزب الله لبنان) را بخوانند تا ببینند حزب الله به کجا مورد اصابت قرار گرفته و نه چندان انحرافی. شجاعت نعیم قسیم در این موارد قابل ستایش است.
منبع: میهن





