این روزنامه در یادداشتی با انتقاد از سیاست های فعلی این کشور ، گفت: “فقدان چشم انداز” عامل اصلی “تعلیق مزمن” جامعه بود. این یادداشت با اشاره به موضوعات مختلف ، از جمله نحوه برخورد با مهاجران افغان و سیاست های اینترنتی ، خواستار بررسی جدی سیاست های گذشته و تدوین یک استراتژی روشن و آینده شد.
نمونه جدید و جدید این وضعیت در ایران را می توان در نحوه برخورد با مهاجران افغان در سالهای اخیر مشاهده کرد. موضوعی که قبلاً با نوعی آزادی و عدم تنظیم همراه بوده است ، در یک چرخش واضح و شگفت آور ، به همراه چاشنی اعتقادات شبه ، به یک سخت گیری شدید منتقل شد.
در صورت عدم وجود سیاست مهاجرت منسجم و قابل پیش بینی ، این چرخش ناگهانی نه تنها به نگرانی های امنیتی ، اقتصادی و اجتماعی این پدیده پاسخگو است ، بلکه با تقویت احساسات افغانستان و تولید مثل کلیشه های منفی ، تنش های اجتماعی را ایجاد می کند.
اما این تنها یکی از شرایطی است که می توان آن را دولت کشور در صورت عدم چشم انداز نامید. راه حل های ساده و رویارویی فیزیکی با موضوعاتی مانند نفوذ از طریق تشدید جاسوسان ، مسئله فرزندآوری ، حجاب و اینترنت ، به ویژه در حامل های انرژی ، همه نشانه های عدم بینایی و عدم وجود استراتژی واضح و منسجم است.
فقدان چشم انداز جامعه را در حالت تعلیق مزمن و عدم اطمینان به جامعه جلب کرده است. آینده مبهم ، عدم مسئولیت یا کندی در تصمیم گیری ، زندگی روزمره مردم را مختل کرده است. هیچ کس نمی داند چه اتفاقی برای آینده نزدیک می افتد؟
مردم نمی توانند در مورد زندگی خود تصمیم بگیرند ، مشاغل گیج می شوند ، افراد عادی با آزمایش و خطا به بازارهای مختلف می روند ، اما ارزش و آسیب دارایی خود را حفظ می کنند.
در چنین شرایطی ، این سؤال اساسی اجتناب ناپذیر است: کجا می خواهیم برویم؟ اگر بیست سال پیش این سؤال را می پرسیدیم ، بعید به نظر می رسید که فرد وضعیت امروز را به عنوان هدف و آرزوی آنها بیان کند. امسال سال پایانی سند چشم انداز ایران است و هیچگونه انطباق بین وضع موجود و اهداف آن وجود ندارد.
ما امروز اینجا هستیم و وضعیت امروز محصول سیاست های گذشته و فعلی ما است. ادامه سیاست های فعلی ما وضعیت ما را مستثنی نمی کند. در عوض ، ما در آن قرار خواهیم گرفت. امروز زمان آن رسیده است که نیروهای سیاسی ، نهادهای مدنی ، گروههای اجتماعی و اقتصادی به این سؤال به روشی واضح و شفاف پاسخ دهند. کدام طرف را می خواهیم ایران بگیریم؟
این سؤال یک سؤال کاملاً نظری یا اخلاقی نیست ، و در پاسخ به آن ، باید خود را از کلیات متعارف ، خواسته های مبهم و خیالی فاصله گرفت و حداقل دو سؤال اساسی به وضوح در دستور کار گفتگوی ملی قرار می گیرد.
اول ، ایران در رابطه با نظم جهانی چه اهدافی را باید دنبال کند و چه موقعیتی برای خودش دارد؟ چگونه سیاست خارجی ما می تواند با منافع ملی با وضعیت ژئوپلیتیکی و الزامات توسعه متعادل سازگار باشد؟ چه چیزی رابطه ما با قدرت های جهانی و بازیگران منطقه ای را هماهنگ می کند؟
ایران فقط نمی تواند خود را در چارچوب انزوا تعریف کند. در عوض ، باید در نظر گرفت که توسعه ، امنیت متقابل و همکاری های منطقه ای و جهانی را می توان در افق آن مشاهده کرد.
دوم ، در سطح داخلی ، کدام سیاست ها می تواند منجر به همبستگی ملی و ادغام اجتماعی شود؟ سیاست هایی که تاکنون دنبال شده است ، بخش هایی از جامعه را به حاشیه رانده و احساس بیگانگی را تشدید کرده است. “سیاست های رد اجتماعی” ، هم از طریق نابرابری اقتصادی و هم از طریق تبعیض اجتماعی و یا با از بین بردن تمایلات سیاسی که حتی نیروهای موجود در حاکمیت را نیز در بر گرفته است ، تأثیرات خود را در قالب اختلال اجتماعی و کاهش اعتماد و احساس تعلق داشته است.
باید صریحاً پرسیده شود: آیا سیاست های گذشته توانسته است احساس تعلق ملی را افزایش دهد؟ اگر جواب مثبت باشد ، ادامه آن مسیر منطقی و توجیه شده است. اما اگر نه ، اینگونه نیست ، ما باید با شجاعت سیاست های گذشته را دوباره بررسی کنیم. به ویژه ، شواهد نشان می دهد که ظرفیت های اقتصادی ، اجتماعی و نمادین کشور در حال کاهش است و ادامه مسیر گذشته ، بدون اصلاحات اساسی ، نمی تواند به اهداف بیشتری برسد.
نکته اصلی این است که این تجدید نظر صرفاً وظیفه حاکمیت نیست. ترتیب نهادی و نوع سازمان دولتی به گونه ای است که قادر به تصمیم گیری سریع و مناسب در برابر سرعت تحولات نیست. مسئول فکر کردن در مورد آینده کل جامعه ؛ از نیروهای سیاسی گرفته تا نهادهای اجتماعی ، صنفی ، دانشگاهیان و بدن جامعه.
چشم انداز آینده محصول اراده یک جانبه دولت نیست بلکه نتیجه گفتگو ، درک و مشارکت عمومی است. فقط در چنین فرآیندی است که تعلیق می تواند راهی را برای آینده ای باز کند که در آن سیاست گذاری مبتنی بر واکنش نیست ، بلکه بر اساس تاکتیک و در زمینه آینده ای روشن و در دسترس است.
فرصت کوچک است و فرصت ها روزه می گیرند. این امر مستلزم شجاعت فکری و اراده سیاسی است. روزی خواهد آمد که آینده در داوری تاریخ این دوره از آن بخواهد ، که در آن “لحظه مهم” برای دو موضوع سرنوشت ساز- صلح و ادغام اجتماعی- انجام داد؟
منبع: اخبار آنلاین





