سیاست های مبتنی بر حذف و محدودیت سیستم عامل های بومی و گسترش فیلتر نه تنها منجر به سقوط کاربران داخلی و افزایش وابستگی به دور زدن ابزارهای سانسور ، بلکه اقتصاد محتوای بومی و امنیت ملی دیجیتال نیز شده است.
به نظر می رسد که این روند با “حفاظت فرهنگی” و “حفظ ارزشها” وارد میدان شده است ، اما در عمل نه تنها از رشد اکوسیستم دیجیتال کشور جلوگیری کرده است بلکه برخی از مهمترین ظرفیت های داخلی را نیز از بین برده است.
در سالهای اخیر ، این فرایند توانسته است با تکیه بر دو محور اصلی – استفاده گسترده از مکانیسم های فیلتر و تأثیرگذاری بر برخی فرآیندهای تصمیم گیری در زمینه های قضایی و نظارتی ، نقش مهمی در جهت سیاست های فضای مجازی ایفا کند. اما بیش از حد در این مسیرها تصمیمات کلیدی بسیاری را بر اساس ارزیابی های متخصص و داده شده ، بلکه بر اساس ملاحظات سیاسی یا دیدگاه های منفی در فضای مجازی انجام داده است.
دو خط استراتژیک و به طور دقیق تر دو خط “خیانت” این فرآیند ، قابل تجزیه و تحلیل است:
1- سیستم عامل های بومی را حذف یا تضعیف کنید
بین سنین 1 تا 2 سال ، ایران شاهد شکوفایی بی سابقه در اکوسیستم بومی فضای مجازی بود:
– وبلاگ های فارسی ، با بیش از یک میلیون کاربر فعال ، به عنوان اولین موج جدی رسانه های محبوب و تولید محتوای بومی به صورت آنلاین شناخته شدند و یک محیط مهم برای توسعه جریان های فکری و فرهنگی مستقل بود.
– سیستم عامل هایی مانند Dotcom Club ، که بیش از 5 میلیون کاربر ثبت نام شده در مقطعی داشتند ، در بین شبکه های پیشرو اجتماعی قرار داشتند و در بین 5 سایت برتر ایران بودند.
– موتورهای جستجو و خدمات محتوای بومی مانند پارسی و خوانندگان داخلی نیز در همین مدت شکل گرفتند و تلاش شد تا زنجیره ای از خدمات اساسی دیجیتال با یک مزیت رقابتی بومی ایجاد شود.
اما این فرایند ، با مجموعه ای از اقدامات هدفمند ، از جمله فشارهای امنیتی ، تشکیل پرونده برای مدیران پلتفرم ، محتوای دقیق تر محتوا و ایجاد فضای رسانه ای منفی با کلمات کلیدی مانند “عدم امنیت فضای وبلاگ” ، عملاً موضوع کاربران شدید و مهاجرت نخبگان دیجیتال و خدمات دیجیتال.
با این حال ، حتی اگر ما حساسیت ها و تنگی ها را در مورد رویکردها و محتوای منتشر شده در این سیستم عامل ها در نظر بگیریم ، موضوعات مهم و حیاتی تر ، رویکرد کلان سیاست گذاری به اصل سکوی بومی و زیرساخت ها بود. در همه کشورهایی که از حکم ، امنیت دیجیتال و استقلال رسانه های آنها مراقبت کرده اند ، اصل “محافظت از بقا و توسعه سکو” بوده است ، نه از بین بردن و از بین بردن آن.
بستر داخلی ، حتی با چالش ها و چالش های محتوا ، “دارایی استراتژیک” است. زیرساخت هایی که سیاست های بومی ، تعامل مداوم با جامعه کاربر و اصلاحات تدریجی را امکان پذیر می کند. تخریب این زیرساخت ها به بهانه کنترل محتوا شبیه به از بین بردن یک کارخانه به جای نوسازی است زیرا محصول آن در سطح معیوب قرار داشت.
متأسفانه ، این چرخه ناقص نیز امروز در زمینه VOD ها تکرار می شود. در حالی که صنعت پخش فیلم و سریال آنلاین در ایران از نظر ظرفیت تولید ، مخاطبان و گردش مالی به بلوغ رسیده بود – به طوری که سهم بازار آن تا سال 2 از 2 میلیارد تومن فراتر رفته و رشد بیش از 2 میلیارد تومانس را پیش بینی کرده بود – ناگهان همان مداخله گر و الگوی مداخله گر. اجباری
در نتیجه ، به جای اصلاح تدریجی سیستم عامل ها از داخل و تقویت اکوسیستم محتوای داخلی ، بار دیگر عقب مانده فقر پلتفرم ، افزایش مهاجرت کاربران به خدمات خارجی و تضعیف قانون رسانه ای کشور را مشاهده می کنیم.
2- در توسعه غیر منطقی بازار فیلتر
از ابتدای سال ، این روند تقریباً همه زمینه های ارتباطات را با تشدید سیاست های مسدود کننده شدت بخشیده است:
– مسدود کردن تلگرام با حدود 5 میلیون کاربر ایرانی و سهم حدود 2 ٪ در ترافیک پیام رسان این کشور بدون هیچ گونه جایگزین واقعی.
– استفاده از فیلتر شدید در اینستاگرام و واتس اپ در سالهای اخیر ، هر کدام با بیش از 5 میلیون کاربر ایرانی.
– فیلتر گسترده و نامنظم حتی در ابزارهای عملی مانند Google Play ، خدمات توسعه نرم افزار یا برنامه های تجاری.
نتیجه؟
براساس برآوردهای مرکز ملی فضای مجازی ، فقط گردش مالی بازار فیلتر در ایران بیش از 2 میلیارد تومن بود. سهم برنامه های فیلتر از نصب های ماهانه در بازارهای نرم افزاری به بیش از 5 ٪ رسیده است و وابستگی کاربران به شورای شرایط به بالاترین سطح خود در تاریخ اینترنت ایران رسیده است. این بدان معنی است که افرادی که قرار بود در سکوهای داخلی فعال شوند ، در واقع مجبور شده اند به دلیل نیازهای عادی خود به نمای بیرونی مهاجرت کنند.
از دیدگاه سیاست ، چنین وضعیتی باعث ایجاد دو آسیب اساسی شده است:
– بحران حاکمیت داده ها: هرچه ترافیک و رفتار کاربران بیشتر از سیستم عامل های داخلی به زمینه خارجی منتقل شود ، قدرت حاکمیت و تجزیه و تحلیل رفتار کاربران برای مجموعه حاکمیت کاهش می یابد.
– تخریب اقتصاد دیجیتال داخلی: مشاغل ایرانی وابسته به ترافیک داخلی با کاهش شدید کاربر و افزایش هزینه های دسترسی روبرو شدند.
علاوه بر این ، اشباع سیاست فیلتر و ناکارآمدی آن یکی از مضر ترین پیامدهای این رویکرد بوده است. در منطق مدیریت پلتفرم ، ابزارهای فیلتر هنگامی که به عنوان “اهرم چانه زنی” در مذاکرات حاکمیتی با سیستم عامل های خارجی استفاده شود ، مؤثر هستند. به معنای ترکیبی از “چوب” و “هویج” است. هشدار به محدودیت ، در طول پیشنهاد همکاری. اما هنگامی که فیلتر به شکل فراگیر ، غیر عملی و روزمره اعمال می شود ، عملکرد خود را از دست می دهد ، و تقریباً هیچ فشاری توسط حاکمیت مؤثر نیست.
این روند با سیاست های افراطی خود ، کشور را از یکی از مهمترین ابزارهای نظارتی خود محروم کرد. امروز ، ما دیگر نمی توانیم با سیستم عامل های بین المللی به طور جدی مذاکره کنیم ، زیرا همه چیز فیلتر شده است و فیلتر شدن گسترده شده و کاربران راه خود را پیدا کرده اند. این بدان معنی است که نه تنها سکوی داخلی تقویت نشده است ، بلکه ابزار فشار روی سکوی خارجی سوخته است.
همچنین ، بر خلاف شعارهای خود ، بیشترین آسیب به امنیت ملی دیجیتال ، اقتصاد محتوای بومی و اعتماد عمومی را وارد کرده است. سابقه آن پر از تصمیمات مبتنی بر تجزیه و تحلیل غیر خاص ، برداشت مبتنی بر توطئه از فضای مجازی و از بین بردن ظرفیت های داخلی به بهانه “محافظت” است.
اگر مدیریت فضای مجازی در ایران به نقطه تعادل برسد ، اولین قدم روشن کردن نقش و سوابق این جریان مشکوک و حذف تصمیمات مهم از دیدگاههای امنیتی محکم و غیر خاص است.
روندی که به ویژه در دولت های نهم و سیزدهم امکان پذیر شده است. فقط به وزیران ارتباطات و مدیران موسساتی مانند رسانه های دیجیتال نگاه کنید و خطوط آنها را دنبال کنید.
اکنون ، تعریف مجدد رابطه سیاست های فرهنگی با توسعه زیرساخت های دیجیتال ، گفتگو بین مؤسسات فنی ، فرهنگی و امنیتی و ایجاد یک آیین نامه شفاف می تواند گامی مهم در بازسازی اعتماد عمومی و احیای ظرفیت داخلی باشد. حاکمیت فضای مجازی زمینه حذف نیست بلکه زمینه عقلانیت جمعی است.
منبع: روزنامه فرهانقتان





