طبق محاسبات ریاضی ، حداقل سبد معیشت ، که در ماه مارس ماه گذشته در 2 میلیون تومان محاسبه شد ، اکنون به 2 میلیون تومان رسید. به طور دقیق ، نرخ امروز بیش از 2 میلیون دلار است.
داده های تورم افزایش نجومی و بی سابقه در قیمت کالاهای غذایی را نشان می دهد. چه داده های رسمی بیش از 5 ٪ از موارد ضروری ، از جمله برنج و لوبیا را از ابتدای زمستان تا پایان ژوئن امسال نشان می دهد ، و داده های میدانی نشان می دهد که در ماه ژوئیه ، مواردی مانند برنج ایرانی هنوز بیش از 5 ٪ گران را تجربه کرده اند. پس از جنگ 2 روزه ، قیمت هر کیلو از برنج ایران از 2 به 4 هزار تومن به 4 هزار تومن افزایش یافت.
نگاهی به داده های تورمی
شاخص های تورمی تأیید می کنند که لوبیا ، برنج و کوتلدون در 6 ماه گذشته (تا پایان ژوئن) حداقل 2 ٪ گران بوده اند! در همین مدت ، میانگین تورم کالاهای اصلی جدول خانگی به طور متوسط 5 ٪ بود.
محصولاتی مانند گوشت قرمز ، گوشت سفید و تخم مرغ قبلاً قله های گران قیمت را فتح کرده بودند و قبلاً به آخرین نقاط تاب آوری بازار رسیده بودند ، با این حال ، آنها هنوز بین 2 تا 5 درصد افزایش یافته اند. اما قیمت کالاهایی مانند لوبیا و برنج به معنای واقعی کلمه نجومی شده و تمام مرزهای قبلی را پشت سر گذاشته است. اکنون دکوراسیون های پایین و لایه های طبقه کارگر ، به ویژه کارگران مینیمالیستی ، بی ثبات و روز به روز ، قادر به خرید لوبیا و برنج نیستند. با این حال ، لازم به ذکر است که این داده ها از پایان ماه ژوئن و 2 ٪ دیگر در هزینه های این موارد در ماه ژوئیه افزایش می یابد. در همین حال ، در ماه ژوئیه ، نان در برخی از مراکز استانی 5 ٪ گران بود. در شهرها 5 درصد قیمت نان وجود داشت.
“سبد خانوار کارگران” گران قیمت
به استثنای تورم سنگین ، در عین حال ، اجاره ، حمل و نقل ، تعرفه انرژی مانند صورتحساب برق و آب و همچنین داروها ، حداقل چند ده درصد گران است. در چنین شرایطی ، حداقل معیشت کارگران به چه رقمی رسیده است؟ کارگران برای پاسخگویی به ساده ترین نیازهای زندگی خانوادگی و زنده ماندن در شرایط فعلی به چند میلیون تومانس در هر ماه نیاز دارند؟
فرامز توفیقی ، فعال کارگران در مورد میزان تورم هزینه های زندگی خانواده های شاغل می گوید: گران قیمت محدود به برنج و لوبیا نیست. کالاهای غذایی همه گران هستند ، از لبنیات گرفته تا کالاهای پروتئینی همه گران شده اند. از طرف دیگر ، سایر هزینه های زندگی ، مانند تعرفه برق ، با نرخ 1.5 تا 2.5 برابر ، هزینه های ارتباطی ، هزینه حمل و نقل و هزینه های دارویی و درمان بسیار گران است. به طور کلی ، سبد معیشت از اول مارس ، آخرین تصویب دستمزد صادر شده ، انگیزه شدیدی داشته است. توجه داشته باشید که هزینه های واقعی مسکن و نرخ واقعی اجاره در این محاسبات دخیل نبوده است زیرا نمی توان نرخ این شاخص ها را خلاصه کرد.
او دقیق تر توضیح می دهد: طبق محاسبات ریاضی ، حداقل سبد معیشت ، که در ماه مارس محاسبه شده بود ، اکنون به مرز 2 میلیون تومان رسیده است. به طور دقیق ، نرخ امروز بیش از 2 میلیون دلار است. این ارقام براساس محاسبات انجام شده در 9 ژوئیه ، بر اساس آخرین قیمت ها انجام شده است.
سبد معیشت خانوارهای کارگران تقریباً هزینه زندگی یک خانواده با اندازه متوسط ، از جمله غذاها ، آموزش ، معالجه ، مسکن ، حمل و نقل و سایر هزینه های متفرقه است. مبنای محاسبه سبد معیشت ، سبد مواد غذایی خانواده های کارگران است و از داده ها و ضرایب رسمی موسسه ایران آمار پاستور و جداول تغذیه ای استفاده می شود.
ناامیدی کارگران
یک کارگر که ماهانه 1 یا 2 میلیون تومن دریافت می کند یا یک بازنشسته که پس از سی سال تعریق ، 2 میلیون تومانس دریافت می کند و یک وام خیاطی یا چند نفره است ، باید حدود 2 میلیون تومانس برای گذراندن یک خانواده 1 یا 2 نفر داشته باشد. کارگر جوان با دو شیفت به اندازه سبد معیشت حداقل نیست!
این معادله بسیار نابرابر است و هرگز چهره های آن را با هم نمی خواند. در این میان ، شورای عالی کار ، به عنوان نهادی که وظیفه تعیین دستمزدها و حقوق بازنشستگی را دارد ، از ماه مارس در خرگوش خوابیده است. نه جلسه و نه صدا از نمایندگان شورا بیرون نیامده است ، در حالی که حداقل دستمزد و حقوق بازنشستگی طبقه کارگر در دهه های اخیر به پایین ترین سطح رسیده است.
“امروز ، حقوق کارگران و حداقل بازنشستگان پایین تر از یک چهارم از خط فقر است” و این بیانیه چیز عجیبی نمی گوید وقتی که ما به یاد می آوریم حداقل دستمزد کارگران فقط بیش از 5000 دلار است ، دقیقاً برابر با قیمت یک کیلو از برنج ایرانی! کارگر برای یک روز کامل کار می کرد ، می تواند فقط یک کیلو برنج خالی خریداری کند …!
منبع: ایلنا





