از پارس جنوبی تا لویاتان؛ درس‌های سخت یک تابستان پرتنش برای بازار انرژی

222 AK9204

ادغام با بازار جهانی گاز و توسعه سریع زیرساخت های انرژی تجدید پذیر می تواند یک راه حل پایدارتر از تلاش های ناکام برای ایجاد بازار گاز و برق منطقه ای باشد. اگرچه واردات گاز طبیعی کشورها را در معرض نوسانات بازار جهانی قرار می دهد ، اما آنها آنها را از وابستگی سیاسی و امنیتی به یک کشور خاص آزاد می کنند.

براساس اخبار تجاری ، همگرایی منطقه ای در تجارت انرژی تاکنون موفق شده است. در منطقه خلیج فارس ، همکاری های مثال زدنی محدود است و در دریای مدیترانه شرقی ، تلاش برای ادغام بازار گاز ، با وجود ظرفیت بالای صادرات به اروپا پس از جنگ روسیه و اوکراین ، سالها متوقف شده است.

برای کشورهای مینا ، که با کمبود گاز و برق روبرو هستند ، یکپارچگی با بازار جهانی گاز و توسعه سریع زیرساخت های انرژی تجدید پذیر می تواند یک راه حل پایدارتر از تلاش های ناکام برای ایجاد بازار گاز و برق منطقه ای باشد.

اگرچه واردات گاز طبیعی کشورها را در معرض نوسانات بازار جهانی قرار می دهد ، اما آنها آنها را از وابستگی سیاسی و امنیتی به یک کشور خاص که ممکن است در بعضی از مواقع صادرات را کاهش دهد ، آزاد می کند.

همچنین فرصتی برای ایالات متحده ایجاد کرده است تا روابط خود را با شرکای مهم منطقه ای مانند کویت ، مصر و اکنون بحرین تقویت کند – همه واردکنندگان گاز مایع طبیعی. صادرات گاز مایع ایالات متحده به خاورمیانه در مقایسه با سال قبل بیش از 5 درصد افزایش یافته و به نظر می رسد امسال به طور قابل توجهی در حال رشد است.

انرژی تجدید پذیر: گزینه ای برای حاکم بر انرژی و کاهش وابستگی

تقریباً همه کشورهای منطقه از پتانسیل بالقوه برای انرژی های تجدید پذیر برخوردار هستند. حمایت از پروژه های موجود یا ایجاد پروژه های جدید در این زمینه می تواند به کشورها کمک کند تا به سطح “حاکمیت انرژی” برسند که آنها را به وارد کردن همسایگان و مقاومت بیشتر در برابر نوسانات بازار جهانی انرژی می بخشد.

مصر در این زمینه پیشرفت چشمگیری داشته و مجموعه قابل توجهی از پروژه های انرژی تجدید پذیر در آینده دارد ، اما کشورهایی مانند عراق و کویت عقب مانده اند. دولت آمریكا باید سیاست های اخیر خود را مرور كند ، زیرا ادامه این رویکرد به آن فرصت می دهد تا با دولت ها و شركت های منطقه ای به رقبای استراتژیک مانند چین همکاری كند. کشوری که حتی توسعه دهندگان عقب مانده انرژی پاک اکنون روی آورده اند. عراق نمونه ای از این وضعیت است. جایی که مخالفت دولت ترامپ با انرژی های تجدید پذیر احتمالاً اولویت کمک به کاهش وابستگی بغداد به واردات گاز ایران نخواهد بود.

تهدیدهای احتمالی برای امنیت انرژی

درگیری دوازده روزه بین ایران و اسرائیل ، که در ژوئن گذشته آغاز شد ، نگرانی هایی در مورد امنیت تولید و حمل و نقل انرژی از خلیج فارس ایجاد کرد. اگرچه جنگ بدون اختلال جدی در صادرات انرژی به پایان رسید ، اما بار دیگر نشان داد که هنوز تهدیدهای احتمالی برای زیرساخت های تولید انرژی در منطقه وجود دارد.

با این حال ، واکنش های بازار به درگیری نسبت به سایر بحران های مهم ژئوپلیتیکی در سالهای اخیر خفیف تر بود – مانند حمله روسیه به اوکراین در سال 2 و جهش قیمت نفت به بیش از 2 دلار در هر بشکه.

تأثیر واقعی در منطقه مینا ، در تجارت انرژی بین کشورهای منطقه ، به ویژه در تلاش برای کاهش خطر در زمینه زیرساخت های انرژی ، احساس شد. این امر به ویژه در مصر و اردن مشهود بود ، جایی که تصمیم اسرائیل برای بستن دو میدان بزرگ گاز دریایی خود ، دو کشور را از واردات حیاتی گاز خط لوله محروم کرد.

یکی از مهمترین درس های جنگ ایران -اسرائیل در زمینه انرژی این است که درگیری های منطقه ای ممکن است در مقایسه با عرضه کشورهای منطقه ، برای امنیت انرژی جهانی کمتر مورد تهدید قرار گیرد. این امر با تهاجم اسرائیل به مراکز فرآوری گاز مربوط به فاز 2 میدان گازی South Pars برجسته تر شد.

اگرچه این زمینه یکی از اصلی ترین مسیرهای صادرات نفت ایران نیست ، اما حدود 2 درصد از تقاضای گاز داخلی ایران را فراهم می کند و نقش مهمی در تأمین انرژی دارد. این منجر به این فکر اولیه شد که اسرائیل قصد دارد حملات خود را به زیرساخت های انرژی ایران تشدید کند. از دست دادن بخش بزرگی از تولید گاز داخلی ایران نه تنها امنیت انرژی آن را تحت تأثیر قرار داد بلکه برای عراق فاجعه بار بود. از آنجا که عراق ، در ماه های گرم تابستان ، به شدت به واردات گاز ایران وابسته است تا نیازهای برق خود را برآورده کند.

دروس جنگ روزه مضاعف برای پادشاهی ها

با این حال ، تنش های انرژی در این جنگ منجر به حمله مستقیم به دارایی های اصلی انرژی نمی شود که بر بازار جهانی تأثیر می گذارد. در پاسخ ، البته ، ایران بزرگترین پالایشگاه اسرائیل را حذف کرده است. با این حال ، مهمترین تأثیر درگیری در تجارت انرژی منطقه ای ، بسته شدن دو میدان گازی لواتان و اسرائیل بود که 5 ٪ از کل تولید گاز آن را تشکیل می دهد و صادرات گاز متوقف شد.

چنین تعطیلات بی سابقه نیست و از سال 5 چندین بار اتفاق افتاده است ، اگرچه در مقیاس کوچکتر. در این مورد خاص ، متوقف کردن تولید گاز منجر به توقف همزمان صادرات به مصر و اردن شد. کشورهایی که به گاز خط لوله اسرائیل بسیار وابسته هستند. این کشورها توانایی تأمین گاز از بازار نقدی گاز طبیعی را از طریق واحدهای شناور و شناور گاز (FSRU) تهیه می کنند ، اما این بسیار گرانتر از دریافت گاز از طریق خط لوله است.

با این حال ، دسترسی به بازار نقدی گاز طبیعی احتمالاً تفاوت بین خاموشی گسترده و ادامه منبع تغذیه را ایجاد کرده است. مشکلی که در دراز مدت ، سؤالات جدی در مورد اثربخشی همگرایی منطقه ای بازارهای انرژی در جهت اطمینان از امنیت انرژی ایجاد می کند. یا آیا چنین دلبستگی هایی باعث آسیب پذیری ناگهانی کشورها می شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی