کمبود آب یکی از چالش های حیاتی و پیچیده ای است که در خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) با آن روبرو است. این بحران تهدیدی جدی برای ثبات اقتصادی ، امنیت غذایی و انسجام اجتماعی است.
خاورمیانه و شمال آفریقا با بحران جدی در زمینه منابع آب و عواملی مانند تغییرات آب و هوایی ، رشد جمعیت ، مدیریت ناکارآمد منابع آب و ضعف ریشه اصلی بحران روبرو هستند. تولید ، تصفیه و توزیع آب نیاز به مصرف انرژی بالایی دارد ، در حالی که تولید انرژی نیز برای خنک کننده و پالایش به آب بستگی دارد.
بنابراین ، ناظران منطقه باید انرژی های تجدید پذیر ، به ویژه انرژی خورشیدی را به عنوان یک محلول آب برای آب شیرین کن در نظر بگیرند. در صورت عدم تحرک ، تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) منطقه می تواند 5 ٪ به 5 ٪ کاهش یابد. در مقابل ، 2 میلیارد دلار سرمایه گذاری طی یک دهه آینده می تواند منابع آب منطقه را تحکیم و تأمین کند.
گروهی از کارشناسان معتقدند که برای غلبه بر این بحران ، راه حل های کلیدی باید به آن متکی باشد ، مانند کاهش انرژی تجدید پذیر ، نوسازی شبکه های توزیع آب ، بازیافت گسترده فاضلاب ، تأمین مالی نوآورانه از طریق اوراق قرضه سبز ، مشارکت های دولتی ، مشارکت دولت. راه حل هایی که هنوز لازم و در عین حال حیاتی هستند.
بنابراین ، تنها با ادغام استراتژی های پایدار آب و انرژی ، آینده ای امن و پایدار برای منطقه می تواند رشد و رشد اقتصادی را تضمین کند.
آب یک تهدید بالقوه برای ثبات اقتصادی
کمبود آب یکی از چالش های حیاتی و پیچیده ای است که در خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) با آن روبرو است. این بحران تهدیدی جدی برای ثبات اقتصادی ، امنیت غذایی و انسجام اجتماعی است. از 5 کشوری که بیشترین فشار آب را تجربه می کنند ، 4 نفر در همان منطقه هستند. این واقعیت که بحران آب را نشان می دهد در حال حاضر بر سیاست های اقتصادی ، ثبات سیاسی و چارچوب های امنیتی منطقه ای تأثیر می گذارد.
این بحران با ترکیبی از عوامل ذکر شده در بالا تشدید می شود ، با این حال ، یکی از مأموریت هایی که مورد غفلت قرار می گیرد ، رابطه نزدیک بین بحران آب و سیستم های انرژی است. پیوند آب و انرژی – وابستگی متقابل بین این دو منبع حیاتی – هم چالش برانگیز است و هم می تواند منبع راه حل های پایدار باشد.
فرآیندهای تولید ، توزیع و تصفیه آب به مقادیر زیادی انرژی نیاز دارد ، در حالی که تولید انرژی برای خنک کننده ، پالایش و سایر فرآیندهای صنعتی به آب بستگی دارد. برخی از کشورهای منطقه مانند خلیج فارس دارای ذخایر گسترده نفت و گاز هستند ، اما سایر کشورهایی مانند اردن ، لبنان ، مراکش و تونس به شدت به واردات انرژی وابسته هستند. در نتیجه ، آنها در برابر نوسانات قیمت و اختلالات تأمین بسیار آسیب پذیر هستند.
خاورمیانه در نقطه جوش
در منطقه ای که آب و انرژی کمیاب است ، بدون آسیب رساندن به دیگری ، نمی توان با یک نفر برخورد کرد. این امر به یک رویکرد یکپارچه و جامع در منطقه مینا نیاز دارد. این منطقه از پتانسیل انرژی خورشیدی عظیم برخوردار است – اگرچه تاکنون این “پتانسیل” مورد سوء استفاده قرار نگرفته است – بنابراین می تواند بار انرژی مانند آب شیرین کن و توزیع آب را کاهش دهد. با این حال ، سرمایه گذاری در پروژه های بزرگ خورشیدی و اتصال آنها به شبکه توزیع برق همچنان یک چالش است.
با وجود منابع خورشیدی منطقه و زیرساخت های رو به رشد برای آب شیرین کن ، اکنون در یک نقطه حساس قرار دارد. این انتخاب پیش از منطقه است: یا از نوآوری های فناوری و اصلاحات سیاست برای ایجاد یک چارچوب پایدار انرژی آب استفاده کنید ، یا با ادامه مدیریت سوء مدیریت و راه حل های کوتاه مدت ، بحران را عمیق تر کنید.
تغییرات آب و هوا: تشدید بحران آب
منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) تأثیر بعدی بر عواقب تغییرات آب و هوا دارد. افزایش درجه حرارت ، الگوهای بارندگی نامنظم و افزایش میزان تبخیر ، فشار شدید بر منابع آب شیرین – که قبلاً محدود بود – ایجاد کرده است. این منطقه کمترین آب در جهان است. این تنها 5 ٪ از منابع آب شیرین جهان را تشکیل می دهد ، در حالی که تقریبا 5 ٪ از جمعیت جهان زندگی می کنند. آب تجدید پذیر سالانه برای هر نفر بسیار کمتر از آستانه تعریف شده برای “کم آبی مطلق” ، 2 متر مکعب در سال است.
کشورهایی مانند اردن ، یمن و برخی از مناطق خلیج فارس با کم آبی شدید روبرو هستند که سهم سرانه آنها کمتر از 2 متر مکعب در سال است. پیش بینی می شود تقاضای آب در منطقه تا سال 1 تا 5 ٪ باشد. وضعیتی که بحران موجود بدتر است.
به گفته ناظران ، خشکسالی های طولانی مدت بحران کم آبی را تشدید کرده ، باعث کاهش کارایی کشاورزی و جوامع روستایی برای مهاجرت شده اند. دمای بالاتر تبخیر را افزایش داده و منابع آب سطحی را کاهش می دهد. مدل های آب و هوایی پیش بینی می کنند که بارندگی در شمال آفریقا و منطقه لوانت تا اواسط قرن بین 5 تا 5 درصد کاهش می یابد. به عنوان مثال ، بارندگی در مراکش طی دو دهه گذشته حدود 2 ٪ کاهش یافته است. و این اثرات شدیدی بر تولید کشاورزی و ذخایر آب داشته است.
رشد جمعیت و شهرنشینی
پیش بینی می شود جمعیت منطقه مینا تا سال 2 بیش از 2 میلیون نفر باشد. موضوعی که باعث افزایش تقاضای آب در مناطق شهری و روستایی می شود. شهرنشینی این فشار را ضرب می کند. زیرا شهرها برای مصارف داخلی ، صنعتی و کشاورزی به مقدار زیادی آب نیاز دارند. این پدیده به ویژه در شهرهایی مانند قاهره ، ریاض و دبی مشهود است ، جایی که رشد سریع زیرساخت های شهری به شدت تحت فشار قرار گرفته است و منجر به ناکارآمدی و نابرابری در توزیع آب شده است. در همین زمان ، مهاجرت پناهجویان ، به ویژه در اردن و لبنان ، منابع آب محدود تری را تحت فشار قرار داده است.
مصرف غیر ضروری آب در بخش کشاورزی
بخش کشاورزی حدود 2 درصد از کل برداشت آب شیرین در منطقه را تشکیل می دهد ، با روش های آبیاری ناکارآمد تا 5 ٪ هدر می رود. در کشورهایی مانند مصر ، جایی که کشاورزی ستون اقتصاد ملی است ، استفاده از روشهای آبیاری منسوخ همچنان به تخلیه رودخانه نیل کمک می کند. در عین حال ، بیش از حد مصرف سفره های غیر موجود منجر به کاهش نگرانی در سطح آبهای زیرزمینی شده است.
کشورهایی مانند عربستان سعودی و اردن به سرعت در حال تخلیه ذخایر آب خود هستند. به عنوان مثال ، جداول آب فسیلی سعودی ، که در طی هزاران سال تشکیل شده است ، اکنون برای حمایت از صادرات کشاورزی مانند گندم با سرعت ناپایدار استفاده می شود.
بی ثباتی سیاسی و ضعف حاکمیت
درگیری در کشورهایی مانند سوریه ، عراق و یمن ، زیرساخت های آب را نابود کرده و میلیون ها نفر از مردم را از دسترسی به آب سالم محروم کرده است. در یمن ، جنگ داخلی تأسیسات تصفیه آب را نابود کرده و منجر به گسترش گسترده بیماری هایی مانند وبا شده است. همچنین رودخانه های متداول مانند دجله ، فرات ، اردن و نیل شاهد کاهش جریان بوده اند. این کاهش به دلیل تغییر آب و هوا و برداشت بالادست است.
بنابراین ، انتظار می رود که دجله وجوه ، که بین عراق ، سوریه و Türkiye به اشتراک گذاشته می شود ، تا سال 2 5 ٪ کاهش یابد. موضوعی که آب و کشاورزی آشامیدنی را تهدید می کند. رودخانه اردن ، که برای اردن ، اسرائیل و فلسطین بسیار مهم است ، در اثر بیش از حد و آلودگی به شدت آسیب دیده است. نیل ، که از اهمیت استراتژیک برای مصر برخوردار است ، به دلیل پروژه هایی مانند رنسانس بزرگ رنسانس اتیوپی تحت فشار فزاینده ای قرار دارد و پایه و اساس فشارهای ژئوپلیتیکی است.
عواقب عدم برخورد با بحران آب بسیار سنگین خواهد بود. کم آبی بدن می تواند تولید ناخالص داخلی را تا سال 5 ٪ کاهش دهد. موضوعی که منجر به بی ثباتی اقتصادی ، مهاجرت اجباری و تشدید درگیری ها خواهد شد. کاهش منابع آب در کشورهایی مانند عراق و سوریه ، تولید کشاورزی و مهاجرت جمعیت های روستایی به شهرها را به شدت کاهش داده و فشار اجتماعی و اقتصادی گسترده ای را ایجاد کرده است.
در مصر ، اختلال در طول رودخانه نیل می تواند تولید مواد غذایی ، تولید هیدروالکتریک و ثبات اقتصادی را تضعیف کند. مشکلی که عواقب آن را می توان در سراسر منطقه احساس کرد. با کاهش منابع آب طبیعی ، کشورها به طور فزاینده ای به سمت راه حل های فناوری و انرژی مانند آب شیرین کن روی می آورند. “پیوند آب و انرژی” به وضوح وابستگی متقابل بین دو منطقه را نشان می دهد: آب برای تولید انرژی ضروری است و از انرژی برای استخراج ، تصفیه و توزیع آب استفاده می شود.





