افزایش بی سابقه قیمت بنزین و ادامه سیاست های ناخودآگاه با واقعیت بازارهای جهان ، چشم انداز سودآوری شرکت های پتروشیمی ایرانی را تاریک کرده است. این بحران در حالی رخ داد که بازارهای جهانی متانول و اوره از جهش قیمت برخوردار بوده اند ، اما صنعت پتروشیمی ایران این فرصت را از دست داده است تا به دلیل خرابی های داخلی از آن بهره مند شود.
در حالی که صنعت پتروشیمی ، به عنوان یکی از مهمترین ستون های اقتصادی ایران ، همواره نقش مهمی در درآمد ارزی ، اشتغال و توسعه صنعتی ایفا کرده است ، شاخص های عملکرد پتروشیمی های بالادست ، به ویژه در تولید اوره و متانول ، حضور ندارند.
افزایش جهانی این محصولات و همچنین رشد قابل توجه نرخ ارز در بازار NIMA ، اگرچه می تواند عاملی برای بهبود حاشیه سود شرکت باشد ، اما این پتانسیل به دلیل سیاست های غیر ضروری در زمینه قیمت گذاری گاز خوراک خنثی شده است. فرمول نرخ خوراک ، که پایه و اساس محاسبه قیمت گاز پتروشیمی مصرف شده از سال 3 بوده است ، اکنون یکی از جدی ترین چالش های صنعت است.
قیمت مصرف کننده در این فرمول و نوسانات جهانی بازار گاز جهانی ، نرخ خوراک را به سطحی سوق داده است که بر مزیت رقابتی نسبی شرکت های پتروشیمی تأثیر گذاشته است. در برخی فواصل ، افزایش شدید قیمت بنزین حتی باعث شده است که دولت به طور مستقیم تداخل کند و از سقف قیمت استفاده کند. حرکتی که اگرچه در کوتاه مدت مانع از شوک شدید شده است ، منجر به بی ثباتی در تصمیمات اقتصادی و کاهش اعتماد به نفس سرمایه گذاران شده است. در چنین شرایطی ، و به عنوان مهلت قانونی فرمول فعلی در اول آوریل ، ضرورت اصلاح ساختار قیمت گذاری خوراک بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. تصحیحی که اگر با یک دیدگاه متخصص انجام شود و با هدف بازگرداندن مزیت رقابتی انجام شود ، می تواند دوباره صنعت پتروشیمی را به یک نیروی محرکه برای اقتصاد ایران تبدیل کند.
نه به فرمول غذا
قبل از اجرای قانون هدف گیری یارانه ، قیمت پتروشیمی سالانه در قالب قانون بودجه تعیین می شد. این تعیین قیمت باعث شده گاز مورد نیاز با کمترین قیمت ممکن باشد ، در نتیجه این صنعت را با بهره وری عالی از انرژی ارزان فراهم می کند. بررسی سودآوری پتروشیمی های بزرگ مانند Zagros Petrochemical ، که در زمینه متانول فعالیت می کند ، نشان می دهد که در دهه 1980 و حتی تا اواسط دهه 1980 ، به دلیل این مزیت ارزان انرژی ، سود بزرگی به این شرکت ها داده شد.
اگرچه برخی بر این باورند که استفاده از کلمه “اجاره” برای توصیف این مزیت ، انرژی بسیار دقیق و ارزان در آن مقطع یک مزیت نسبی و رقابتی برای کشور بود ، اما با تغییر سیاست ها ، دیگر مزیتی نیست. در سالهای اخیر ، با افزایش شدید نرخ دلار و تورم گسترده ، اهرم عملیاتی که قبلاً سودآوری پتروشیمی را در طی افزایش نرخ ارز انجام داده است ، اکنون ناپدید شده است. زیرا نرخ خوراک با شیب شیب دار نسبت به نرخ ارز رشد کرده است.
با توجه به فرمول فعلی ، نرخ خوراک پتروشیمی با میانگین قیمت گاز در جهان چهار راه تعیین می شود. شامل هلند ، انگلستان ، ایالات متحده و کانادا است. از این میان ، دو مورد اول (هلند و انگلستان) مصرف کننده اصلی گاز هستند و به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی از جمله بحران انرژی ، آنها بالاتر از سایر نقاط جهان هستند. از طرف دیگر ، ایالات متحده و کانادا عمدتاً تولید کننده هستند.
اما حضور مراکز مصرف کننده با نوسانات شدید قیمت ، میانگین نهایی نرخ خوراک را افزایش داده است. به عنوان مثال ، در اوج بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه -کلین ، قیمت گاز طبیعی ناگهان پرید و طبق فرمول فعلی ، نرخ خوراک پتروشیمی در ماه سپتامبر به حدود 2 سنت رسید. این افزایش تکان دهنده باعث شده است که دولت نرخ خوراک 4000 تومانس را در نظر بگیرد تا از بحران جدی در بازار سرمایه جلوگیری کند. از آنجا که با نرخ دلار آن زمان (حدود 4000 تومانس) ، نرخ خوراک خوراک به حدود 4000 تومن رسید که کاملاً غیر منطقی بود.
پیشنهادات برای تصحیح
با انقضاء نرخ خوراک فعلی نرخ خوراک فعلی در ماه آوریل ، به سیاست گذار فرصت خوبی برای بررسی این فرمول داده شده است. اولین پیشنهاد در این زمینه از بین بردن یا کاهش وزن تأثیر مصرف کننده در فرمول محاسبه نرخ خوراک است. از آنجا که این عادت ها به دلیل ویژگی های خاص خود بیشتر است ، آنها عملاً مزیت نسبی شرکت های پتروشیمی ایرانی را از بین می برند. مطالعات نشان می دهد که نرخ خوراک در بهار امسال به 2 سنت رسیده است. در حالی که همین نرخ در بهار سال گذشته حدود 2 سنت بود.
از طرف دیگر ، نرخ دلار یا توافق در طی سال گذشته حداقل 2 ٪ افزایش یافته است. این دو عامل در کنار هم قرار گرفته اند تا فشار بی سابقه ای بر حاشیه سود شرکتهای پتروشیمی وارد کنند. پیشنهاد دوم تأمین گاز در مبادله انرژی و انتقال قیمت گذاری به مکانیسم های بازار است. این می تواند به شفافیت بیشتر در بازار منجر شود و از مداخلات دولت و سوابق جلوگیری کند. همچنین ، وابستگی بالای قیمت گاز به بازارهای جهانی گاز و نفت کاهش می یابد. پیشنهاد سوم قیمت گذاری نرخ خوراک بر اساس قیمت فروش محصولات تولیدی است. این مدل باعث می شود شرکت ها در حاشیه سود پایدارتر شوند و همچنین بین درآمد و هزینه های واقعی آنها بهتر سازگار شوند.
علاوه بر این ، توجه به ساختار هزینه شرکت ها در تدوین قیمت نیز می تواند به روشی علمی تر و منطقی تر منجر شود. سرانجام ، باید در نظر داشت که مداخلات مکرر دولت در روند قیمت گذاری گاز خوراک ، اگرچه ممکن است به جبران کسری بودجه در کوتاه مدت کمک کند ، اما سودآوری شرکت های پتروشیمی را تضعیف می کند ، سرمایه گذاری در این بخش را کاهش می دهد و در نهایت کاهش درآمد دولت را کاهش می دهد. بنابراین ، لازم است با اصلاح فرمول نرخ خوراک و ایجاد یک ساختار پایدار و منطقی و فراهم کردن بستر مناسبی برای سرمایه گذاری طولانی مدت در این صنعت استراتژیک ، مزایای اقتصادی صنعت پتروشیمی را حفظ کنید.
منبع: دنیای اقتصاد





