در قلب بازسازی استراتژیک ایالات متحده ، آفریقا واقع شده است. قاره ای که قبلاً در حاشیه سیاست خارجی ایالات متحده بود ، اما اکنون به یکی از بازیگران اصلی رقابت جهانی برای دسترسی به مواد معدنی حیاتی تبدیل شده است.
به گزارش میهن تجارت ، دولت ترامپ اکنون فرصتی طلایی برای تعریف مجدد نقش آفریقا در منافع ملی ایالات متحده دارد. تعلیق کمک های خارجی ، لغو آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده (USAID) و دستورالعمل اجرایی تولید مواد معدنی همگی نشان دهنده یک چرخش تعیین کننده در سیاست خارجی ایالات متحده است. چرخش که تعامل بین المللی را تعریف می کند ، نه صرفاً بشردوستانه ، بلکه به عنوان اهرم برای تحقق خودکشی ملی.
قاره سیاه و پیدا کردن و پنهان کردن استراتژی آمریکا
در قلب بازسازی استراتژیک ایالات متحده ، آفریقا واقع شده است. قاره ای که قبلاً در حاشیه سیاست خارجی ایالات متحده بود ، اما اکنون به یکی از بازیگران اصلی رقابت جهانی برای دسترسی به مواد معدنی حیاتی تبدیل شده است. در حالی که ایالات متحده بین نیاز خود به مواد معدنی حیاتی و ظرفیت تولید داخلی با شکاف فزاینده ای روبرو است ، مشارکت با کشورهای ثروتمند از نظر منابع معدنی در آفریقا غیرقابل انکار شده است. کمک های توسعه دیگر هدف نهایی نیست ، بلکه ابزاری برای تأمین ورودی ، بازسازی زنجیره های تأمین و تقویت ائتلاف های استراتژیک است.
این بدان معنی است که در آینده “تأمین مالی توسعه” به ابزاری اساسی برای قدرت ملی ایالات متحده تبدیل می شود. پایان دادن به پروژه های کمک های خارجی صرفاً کاهش بوروکراسی نیست ، بلکه نشانه انتقال از الگوی سرد پس از جنگ به یک چارچوب واقع بینانه مبتنی بر سیاست های صنعتی ، منافع اقتصادی ، قدرت ژئوپلیتیکی و مقاومت زنجیره تأمین است.
اولویت های واشنگتن در دوره ترامپ
این تغییر عمیقاً با اهمیت روزافزون مواد معدنی حیاتی برای امنیت ملی ایالات متحده گره خورده است. دولت دوم ترامپ برای تأمین منابع حیاتی برای مقابله با سلطه چین عجله دارد. فقط در صد روز اول ریاست جمهوری ، ترامپ در ازای امنیت به “مواد معدنی اوکراین” پیشنهاد داد. یک پیام واضح برای همه شرکای بین المللی ایالات متحده در مورد اولویت های استراتژیک دولت. اخیراً ، ایالات متحده واسطه صلح بین رواندا و جمهوری دموکراتیک کنگو شده است. حرکتی که ثبات منطقه ای را با دسترسی ایالات متحده به کبالت و مس کنگو پیوند می دهد.
یک دستورالعمل اخیر ، “اقدام فوری برای افزایش تولید مواد معدنی آمریکا” ، به وضوح نشان می دهد که این سیاست فراتر از انتقاد از ناکارآمدی کمک های خارجی است. این دستور ، به منظور تسریع در تولید داخلی مواد معدنی حیاتی ، موانع نظارتی را کاهش می دهد ، مجوزها را تسریع می کند و استفاده از اراضی فدرال را برای استخراج ، اصلاح و پردازش مواد معدنی تسهیل می کند.
از قانون تولید دفاع نیز برای جذب سرمایه گذاری در بخش خصوصی در پروژه های معدنی داخلی استفاده شده است و وزیر را به عنوان یکی از مؤسسات اصلی برنامه ریزی صنعتی و همکاری های خاص دولت منصوب کرده است. علاوه بر این ، بانک Saderat ایالات متحده (EXIM) و شرکت مالی توسعه (DFC) به ابزار اصلی اجرای سیاست های صنعتی تبدیل شده اند.
با این حال ، این استراتژی به درستی نقش شرکای خارجی آمریکا ، به ویژه در آفریقا را منعکس نمی کند. تمرکز صرف روی تولید داخلی و توافق نامه های دو جانبه ممکن است در برخی مناطق خلاء ایجاد کرده و بازدارندگی را در برابر رقبا تضعیف کند. نادیده گرفتن آفریقا پایه و اساس نفوذ بیشتر پروژه های مضر چین را به شکل “کمربند و جاده” فراهم می کند.
چرا اهمیت آفریقا
طبق بررسی زمین شناسی ایالات متحده ، آفریقا بخش بزرگی از ذخایر حیاتی جهان را در اختیار دارد. جمهوری دموکراتیک کنگو به تنهایی بیش از 2 ٪ کبالت ، 2 درصد کلوگ و 2 درصد از مس جهان را تشکیل می دهد. در سایر بخش های قاره ، 2 ٪ کرومیت ، 2 ٪ پلاتین ، 2 ٪ منگنز ، 2 تا 5 درصد بوکسیت ، 2 ٪ گرافیت ، 2 ٪ تنگستن و سهم فزاینده ای از لیتیوم وجود دارد. این مواد برای تولید اتومبیل های برقی ، نیمه هادی ها ، تجهیزات الکترونیکی ، فلزات نظامی پیشرفته و زیرساخت های حیاتی ضروری هستند. بنابراین ، توجه به آفریقا فقط به دلیل فراوانی منابع آن نباید باشد ، بلکه برای ایجاد یک زنجیره تأمین با دوام ، نیاز به سرمایه گذاری هدفمند در اکتشاف ، استخراج و پردازش دارد.
ترامپ اخیراً گفت: “ما آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده را برای جلوگیری از هدر رفتن منابع ، فساد و سوءاستفاده خاموش کرده ایم و اکنون با بسیاری از کشورهای آفریقایی فرصت های اقتصادی جدیدی را ایجاد می کنیم.” چنین دیدگاهی مستلزم چیزی فراتر از اصلاح کمک های خارجی است. این استراتژی برای معرفی کشورهای آفریقایی به عنوان شرکای اصلی در تهیه مواد اولیه مورد نیاز اقتصاد و صنعت ایالات متحده نیاز دارد.
چین با تحمیل محدودیت های صادراتی بر هفت عنصر نادر ، سلطه خود را بر زنجیره های تأمین جهانی تشدید کرده است. عناصر حیاتی مانند مس ، کبالت ، لیتیوم ، گالیم ، ژرمنیوم و آنتیموان برای فن آوری های پیشرفته و زیرساخت های دفاعی ضروری هستند ، اما تولید داخلی ایالات متحده لازم نیست. بنابراین ، ایالات متحده برای حفظ رهبری اقتصادی و فناوری خود به یک چارچوب سرمایه گذاری طولانی مدت در کشورهای معدن آفریقا نیاز دارد.
مسیر پیش رو
اول ، ایالات متحده باید متعهد به ابتکار مقاومت زنجیره تأمین باشد که از سال 2 آغاز شد و از شرکای خود در گروه هفت خواسته می شود تا 2 میلیارد دلار برای تأمین مالی زیرساخت ها اختصاص دهند. همچنین باید زیرساخت های لازم را برای حمل و نقل و پالایش مواد معدنی فراهم کند.
توافق های تجاری ایالات متحده با کشورهای آفریقایی باید بر توسعه ظرفیت های دو مرحله اول زنجیره پردازش مواد معدنی (استخراج و پردازش) متمرکز شود. پردازش اولیه یا “تمرکز” فرصتی استراتژیک برای افزایش ارزش مواد اولیه و توسعه اقتصادی شرکای آفریقایی فراهم می کند.
سرمایه گذاری در این مرحله ایالات متحده را از رویه های استثمار روسیه و چین متمایز می کند و مشارکت های طولانی مدت را ایجاد می کند. این پروژه ها نیاز به سرمایه گذاری هدفمند در زمینه انرژی ، تجهیزات پردازش و به روزرسانی شبکه های حمل و نقل برای اتصال سایت های داخلی به بنادر ساحلی دارند.
نقش قانون AGOA
کنگره ایالات متحده باید قانون رشد و فرصت (AGOA) را که در ماه سپتامبر منقضی می شود ، تجدید و تعریف مجدد کند. این قانون یک برنامه ترجیحی تجاری یک طرفه است که امکان دسترسی بدون آفریقا به بازار ایالات متحده را فراهم می کند. در شکل فعلی ، قانون دیگر پاسخگوی اهداف سیاست های صنعتی و تأمین مالی توسعه دولت نیست. اما اگر به عنوان یک ابزار gevcunomic تعریف شود ، می تواند دو هدف استراتژیک را دنبال کند: اول: مشارکت زیاد کشورهای آفریقایی در زنجیره های عرضه استراتژیک و دوم ، ایجاد یک سیستم امنیتی زنجیره تأمین مدرن به نفع امنیت ملی ایالات متحده.
سرانجام ، باید گفت که سرمایه گذاری در فرآیند اکتشاف ، استخراج و تراکم مواد معدنی ، امنیت اقتصادی ، فناوری و ملی ایالات متحده را تقویت می کند و باعث می شود اقتصاد جهانی در برابر بازیگران مخرب مقاومت بیشتری داشته باشد.
دستور اجرایی “افزایش تولید مواد معدنی آمریکا” و تعلیق فعالیت های آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده نشانه ای از توسعه عمیق سیاست خارجی ایالات متحده است. اکنون زمان آن رسیده است که ایالات متحده تصمیم بگیرد: آیا آفریقا را در حاشیه نگه می دارد یا آن را به یک بازیگر مرکزی تبدیل می کند تا منافع ملی خود را دوباره تعریف کند.
امروز ، ترامپ این فرصت را دارد که آفریقا را با تأمین مالی و مشارکت های پایدار به یک قطعه کلیدی در معمای امنیت ملی ایالات متحده تبدیل کند. به خصوص اگر او بخواهد قرن بعد را هدایت کند و در رقابت بین قدرتهای بزرگ پیروز شود.





