گزارش شده است که پس از حضور نیروهای شهرداری و جایگزینی خانه علوم انسانی علوم انسانی ، تمام برنامه های این خانه بسته شده است.
براساس اخبار تجاری ، روابط عمومی مجلس در کانال تلگرام خود بیانیه ای صادر کرد و گفت: “علیرغم حمایت کامل دانشمندان علوم و اندیشه ، مجلس عوام همچنان به فعالیت های مجلس عوام ادامه داد و علی رغم مشاوره رسمی و مکاتبات رئیس جمهور محترم جمهوری و پیگیری رئیس جمهور مرفه و رئیس جمهور محترم و رئیس جمهور پس از آن ، شورای شرافتمندانه رئیس جمهور افتخارآمیز” در مورد افکار ، مأمورین شهرداری تهران توانسته اند اتاق های موجود در محل را جایگزین کنند و قصد دارند سربازان خود را در آنجا مستقر کنند. “
این اولین باری نیست که شهرداری هدف بستن خانه دانشمندان را در نظر گرفته است و من نمی دانم که آیا این زمان موفق خواهد شد یا خیر. داستان در مورد امروز و دیروز نیست. درگیری دو سال پیش آغاز شد. فقط دو ماه پیش بود و حدود یک هفته قبل از جنگ دوازده روزه ، شهرداری از مقام قضایی خواسته بود تا با حضور اجرای قانون ، ساختمان ورشو را تخلیه کند.
هنوز مشخص نبود که چگونه شهرداری بی خبر شد ، شاید به این دلیل که جنگ فرصتی برای تصرف نداشت.
اما اکنون که آبها از آسیاب خارج شده اند و جو جامعه پس از بحران آرام می شود ، این خبر مطرح شده است. واقعاً شگفت انگیز و شگفت انگیز است. پیام این عمل چیست و هدف شهرداری چیست؟ آیا واقعاً شهرداری تهران با آن همراه است ، آیا این ساختمان است؟ در چند روز گذشته ، برنامه و جلسه و کنفرانس و جلسه زیادی در خانه علوم انسانی برگزار می شد. سه شنبه ، 14 اوت و روز قانون اساسی. دیروز (یکشنبه ساعت 18:00) قرار بود در “میراث قانون اساسی در قانون عمومی امروز” برگزار شود ، که برگزار نشد.
این شکل دلبستگی و حضور نیروها و تعویض قفل ها به چه معنی است؟ آیا خانه قصاب یا بقالی است؟ این روش برخورد با دانشمندان و همراهان علوم انسانی چیست؟ چه کسی واقعاً باید بزرگ شود؟ همه اینها در مورد ضرورت اجماع و همدلی در جنگ و جنگ پس از جنگ صحبت می کند. همه اینها گفته می شود که ایران برای همه ایرانی ها. سپس آنها این کار را می کنند. کدام یک را قبول کنیم؟ چه کسی واقعاً بذر ناامیدی و ناامیدی را می ریزد و آبیاری می کند؟
منبع: اعتماد





