برخی از جامعه شناسان مخالف پدیده سقوط طبقه متوسط جامعه هستند و معتقدند که این بخش پوست گرفته شده است.
طبقه متوسط جامعه همیشه یکی از قسمت های اصلی بدن را تشکیل می دهد. بیشتر این اعضا تحصیل کرده اند ، مانند خبرنگاران ، دانشگاهیان ، نویسندگان ، پزشکان ، کارگران ماهر و کارمندان شرکت. این بخش از جامعه یکی از مهمترین عوامل رشد و توسعه کشور در سالهای متمادی بوده است ، اما پس از شکست های سیاسی ، بحران های اجتماعی و معیشت ، نقش و حضور این بخش از جامعه کمتر از همیشه شده است.
در حقیقت ، می توان گفت که فشار اقتصادی و ناامیدی عمومی چنین نتیجه ای را به همراه داشته است. از آنجا که بیشتر افراد جامعه از مشکلات معیشت رنج می برند ، طبقه متوسط نیز در برابر این فشار اقتصادی از بین نرفت. به دنبال این اختلال اقتصادی ، آنها همچنین چالش هایی مانند اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و غیره را تجربه می کنند.
برای درک بهتر این ، علی در یکی از شرکت های خصوصی کشور کار می کند. او حدود 5 میلیون دلار در ماه دریافت می کند. اخیراً صاحبخانه وی میزان سپرده را به 3 میلیون تومان در ماه افزایش داده است. علی گفت: “متأسفانه ، علی رغم داشتن مدرک لیسانس و 2 میلیون تومانها ، هزینه زندگی را تحمل نمی کنم. برای اینکه بتوانم مسکن درست کنم ، باید بعد از ساعات کار در یک تاکسی اینترنتی کار کنم. شرایط به گونه ای شده است که من حتی وقت برای تحصیل ندارم و نمی توانم سفر کنم ؛”
کمی درآمد کسب کنید
فاطمه یکی از خبرنگاران است که حدود دو سال در این زمینه بوده است. وی درباره وضعیت خود گفت: “من حدود 1 تا 5 میلیون دلار در ماه از طریق روزنامه نگاری درآمد کسب می کنم.” به دلیل مشکلات اقتصادی که طی سالهای گذشته اتفاق افتاده است ، باید خانه را خیاطی کنم تا بتوانم هزینه خانه را بپردازم. من با مادر بیمار خود زندگی می کنم و به دلیل هزینه درمان ، باید یک کار دوم انجام دهم. من در بحث اجاره ، غذا ، پوشاک و موضوعات دیگر بسیار تحت فشار هستم و این باعث شده است که حتی از اوقات فراغت ساده مانند تماشای تلویزیون ، مطالعه و گشت و گذار لذت ببرم. من دائماً به فکر پرداخت هزینه زندگی هستم. به طور کلی ، باید بگویم که من از نظر روحی خوبی کار نمی کنم.
وضعیت طبقه متوسط. به روایت آمار
براساس برآوردها و داده های رسمی ، حدود 2 درصد از جامعه ایران طبقه متوسط در سال بود. با این حال ، به دلیل مشکلات اقتصادی که منجر به کشور شد ، جمعیت تا سال 4 میلیون نفر کاهش یافته است و درصد آن به 4. کاهش یافته است. این کاهش اما دوباره کاهش یافته است. براساس آمار موجود ، در سال ، جمعیت این کلاس در کشور حدود 2 میلیون نفر گزارش شده است ، این بدان معنی است که فقط حدود 5 ٪ از جامعه ایران در این کلاس بوده است. بررسی برخی از جامعه شناسان حاکی از آن است که 2 تا 5 درصد از این کلاس سالانه سقوط می کنند. کارشناسان دلیل اصلی تورم گسترده و مشکلات اقتصادی آن را ذکر کردند و هشدار دادند که اگر روند ادامه یابد ، ممکن است بحران های اجتماعی زیادی در کشور وجود داشته باشد. حال با توجه به نکات ، سؤال این است که دلایل اصلی سقوط این کلاس به قسمتهای پایین چیست و عواقب آن چیست؟
علل و پیامدهای سقوط
همانطور که گفته شد ، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که تورم و مشکلات معیشت دلایل اصلی این امر است. یکی از اهداف مقامات انقلاب پس از اسلامی از بین بردن شکاف طبقات اجتماعی بود ، اما در سالهای اخیر استفاده از اجاره و نفوذ باعث شده است تا افراد تحصیل کرده جایگزین کسانی شوند که در زمینه های مختلف تخصص ندارند و فقط از طریق تأثیر آنها در دستگاه های سیاسی و تصمیم گیری. علاوه بر این ، از دست دادن فرصت های اجتماعی و عدم دسترسی به شرایط بهتر شغل و آموزشی عوامل دیگری در سقوط جمعیت طبقه متوسط به بخش های پایین است. به دنبال عوامل ذکر شده ؛ این فروپاشی همچنین عواقب سنگینی دارد.
سقوط طبقه متوسط عواقب سنگینی دارد که مهمترین آنها دیدگاه اجتماعی ناامیدی ، ناامیدی و بی اعتمادی گسترده دولت است. این وضعیت منجر به مهاجرت گسترده افراد تحصیل کرده و متخصص می شود که در صورت نادیده گرفتن ، منجر به از بین رفتن سرمایه انسانی در کشور و ایجاد بحران های عمیق تر اجتماعی می شود. به عنوان مثال ، هنگامی که افراد متناقض به سر کار می آیند ، درصد مشارکت و فعالیت این بخش مهم به پایین ترین سطح ممکن رسیده است و افراد تحصیل کرده در زمینه های مختلف از جمله انتخابات کاهش می یابد.
همانطور که اشاره شد ، این بخش از جامعه مانند ستونی است که در صورت تضعیف ، می تواند باعث ایجاد بحرانی شود که عواقب کنترل غیر ضروری داشته باشد.
جامعه شناسان در این باره چه فکر می کنند؟
پس از گزارش های این گزارش ، برخی از جامعه شناسان مخالف پدیده سقوط طبقه متوسط هستند و معتقدند که این بخش پوست گرفته شده است.
این تعدد نظرات منجر به مکالمه با دکتر تنگی آزاد آرماکی ، یک جامعه شناس شد. آزاد آرماکی درباره طبقه متوسط ایران گفت: جامعه ایران یک جامعه طبقاتی است. به عنوان مثال ، در بحران های مهم اقتصادی و اجتماعی ، با فروپاشی بالادست روبرو هستیم.
اگر نگاهی به انقلاب مشروطه و فوریه بیندازید ، بحران های بعدی باعث شده است که بالادست نتواند بمیرد و بورژوازی در معرض فروپاشی قرار می گیرد. این فقدان بورژوازی مستقل یا قدرتمند کلید سازماندهی سیستم کلاس است. در اینجا است که دولت ها ، با امکاناتی که دارند ، در حال بازی اقتصادی هستند و طبقات بالا را می گیرند.
وی گفت: “این باعث می شود سایر طبقات اجتماعی آسیب ببینند.” به عنوان مثال ، طبقه متوسط جامعه ایران به خطر می افتد. این عدم وجود بورژوازی طبقه بالا ، سیاسی و فرهنگی است و این منجر به ورود طبقه متوسط خواهد شد زیرا طبقه متوسط با طبقه بالا در تعامل است. هنگامی که بالادست فرو ریخت و صاحبان قدرت آن را بدست آورند ، آنها اجازه نمی دهند که افراد طبقه متوسط وارد این بخش شوند و می توان گفت طبقه متوسط آسیب خواهد دید.
آزاد آرماکی علائم طبقه متوسط را تضعیف کرد: در چنین شرایطی ما با لایه برداری این کلاس روبرو هستیم. بخش کلاسیک طبقه متوسط ، که شامل نویسندگان و منتقدین است ، علی رغم اعتبار اجتماعی و اقتصادی آنها ، به دلیل فراز و نشیب طبقات بالا ، حرکات را نیز انجام می دهد. ما در حال حاضر با شکل جدیدی از طبقه متوسط روبرو هستیم که نگرانی در مورد اخلاق عمومی ، اعتدال اجتماعی و دموکراسی دارد ، اما از نظر اقتصادی ضعیف است زیرا جامعه از این نظر تضعیف می شود ، اما این بدان معنی نیست که از نظر فرهنگی و اجتماعی ضعیف است.
جامعه شناس در مورد عوامل فروپاشی گفت: “من با موضوع سقوط طبقه متوسط به شدت مخالفم و سالهاست که با این نظریه می جنگم. به هر حال ، این بخش از جامعه در چنین شرایطی درگذشت. به عنوان مثال ، اگر در جنگ اخیر می بینید ، من می بینید که صدای جامعه ایرانی را بالا می برد. در ایران همواره عاملی در بحران های اصلی بوده است و مانع از انحطاط آن شده است.
وی گفت: “بنابراین ما با پدیده سقوط طبقه متوسط روبرو نیستیم ، اما با فروپاشی سیستم سیاسی روبرو هستیم.” اتفاقاً ، این بخش از جامعه ما را با نقش و آگاهی خود به نقش مثبتی تبدیل کرده است.
آزاد آرماکی در مورد آینده این کلاس معتقد است: سرانجام طبقه متوسط وضعیت و مکان خود را پیدا می کند و جامعه را از بحران خارج می کند و نقشی که پیدا می کند نقش دوگانه است. این امر خود را از طریق دموکراسی ، جامعه و توسعه شیوه ما تلفیق و توسعه می بخشد.
بودن یا نبودن این مشکل است؟
نکته قابل توجه این است که ، همانطور که در گزارش ذکر شد ، طبقه متوسط ، که عمدتاً از نیروهای تحصیل کرده ، متخصص و خبره تشکیل شده است ، در سالهای اخیر به دلیل معیشت و فشارهای ساختاری از بین رفته است و بخشی از آن در طبقات پایین قرار گرفته است. این وضعیت به تدریج منجر به ناامیدی ، عدم تحرک اجتماعی و مهاجرت گسترده شده است که می تواند آینده کشور را تهدید کند.
فکر و فرهنگ امروز جای خود را برای معیشت به دست آورده اند و نان شبانه از هر چیز واجب تر است. با این حال ، نباید از آینده ناامید شد زیرا هیچ کس نمی داند فردا چه خواهد شد. ممکن است روزی افراد مناسب در موقعیت تصمیم گیری در تصمیم گیری بنشینند و بتوانند تصمیم درستی بگیرند.
منبع: دنیای صنعت





