یکی از اقتصاددان گفت: “مشکل تأمین مالی نه تنها از طریق سیاست های پولی حل می شود ، بلکه به اقدامات ترکیبی نیز نیاز دارد.”
به گزارش Business News ، یک جلسه تحلیلی از “سیاست پولی و بانکی پس از جنگ” ، صبح امروز در موسسه تحقیقات پولی و بانکی بانک مرکزی برگزار شد.
تیمور رحمان ؛ در ابتدای جلسه ، یک عضو هیئت علمی در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران اظهار داشت: “فقط از دیدگاه سیاست پولی ، مشکل تأمین مالی حل نمی شود ، اما نیاز به اقدامات ترکیبی دارد.” قدرت مانور سیاست پولی در وضعیت اقتصادی فعلی محدود است و ممکن است انتظار نشود و عواقب آن را داشته باشد.
وی افزود: “در حال حاضر ، رشد متغیرهای پولی ، از جمله میزان رشد نقدینگی ، بالاتر از میانگین تاریخی (4.9 ٪) است و هیچ نشانه ای از انقباض سیاست پولی وجود ندارد ، اما بر اساس حجم واقعی متغیرهای پولی نشانه هایی از انقباض سیاست پولی وجود دارد.” بر اساس نرخ بهره اسمی ، سیاست پولی نیز انقباضی است ، اما مبتنی بر نرخ بهره واقعی سیاست پولی نیست.

رحمان ادامه داد: در حال حاضر ، بنگاهها در تأمین مالی مشکل دارند و در این مورد شکی نیست ، اما دلیل این امر این است که بنگاه ها به اجاره منابع بانکی ارزان عادت کرده اند و این نقص کم بهره وری مشاغل را دارد. نرخ رشد نقدینگی بسیار پایین تر از رشد نقدینگی دهه 1980 نیست ، نشان می دهد که هیچ نشانه محکمی از انقباض پولی وجود ندارد. با رشد اقتصاد ، حجم واقعی نقدینگی نیز افزایش می یابد و حجم واقعی نقدینگی نیز این را نشان می دهد. حجم واقعی نقدینگی در حال حاضر در مقایسه با سال 2 کاهش یافته است ، اما این است که ببینیم آیا داده های امسال داده خوبی برای مقایسه است یا خیر.
استاد دانشگاه گفت: در دهه 1980 و 1980 ، اقتصاد ایران اجاره منابع نفتی طبیعی را اجاره کرده بود و بنابراین تقاضای واقعی نقدینگی افزایش یافته است ، در حالی که تقاضای واقعی نقدینگی آنقدر رشد نکرده است. بنابراین ما نباید این دوره ها را با دوره های دیگر مقایسه کنیم. در سالهای 1 تا 2 ، تقاضای واقعی نقدینگی نیز به همراه اجاره نفت به شدت افزایش یافته است. بنابراین ، کاهش حجم واقعی نقدینگی در حال حاضر بر اساس سیاست پولی نیست.
رحمان گفت: “داده های اقتصادی نمی توان نتیجه گرفت که حجم واقعی نقدینگی غیر طبیعی بوده است ، اما باید در نظر داشت که داده ها نمی توانند نتیجه بگیرند که رشد نقدینگی باید کاهش یابد.” نگرانی هایی وجود دارد که نرخ بهره از کنترل خارج می شود ، اما نرخ بهره فعلی در مقایسه با سالهای 1 تا 2 نامزد شده است ، اما واقعی نیست. روند نرخ بهره نرخ بهره به سمت بالا است و به نظر می رسد فشار ساختاری بر نرخ بهره وجود دارد.
وی افزود: نرخ بازده در بازار ثانویه به طور معمول تصویر بهتری از نرخ بهره را فراهم می کند. در حال حاضر ، بازده کلی اوراق بهادار نیز در بازار ثانویه رو به افزایش است و این داده ها نشان می دهد که فشار نرخ بهره وجود دارد ، اما آیا نرخ بهره تحت تأثیر سیاست پولی است؟ پاسخ این است که در سالهای اخیر تعدادی از عوامل افزایش نرخ بهره را افزایش داده اند.
رحماني خاطرنشان كرد: ادامه تورم بالا و پیامدهای آن در بالا بردن نرخ تورم و نرخ بهره براساس اصل فيلر مهمترین عامل در افزایش نرخ بهره است. افزایش خطر عمومی اقتصاد عامل دیگری است. مسیر بعدی تشدید تسلط مالی دولت با گذشت زمان است که شامل وظایف و تعهدات دولت است. عامل چهارم افزایش نقش بدهی بانکی در افزایش پایه پولی است و دلیل پنجم تلاش های بانک مرکزی برای کنترل برخی از ترازنامه های بانکی است. عامل پنجم تنها عاملی است که توسط بانک مرکزی و سیاست پولی که بر نرخ بهره تأثیر می گذارد ، می توان گفت ، اما هنوز هم علت اصلی تورم بالا در دراز مدت است. این پدیده مخصوص ایران نیست و تورم بالا برای مدت طولانی در هر کشور باعث افزایش نرخ بهره می شود. نمونه آن افزایش نرخ بهره در ایالات متحده در دهه 1980 است.
وی گفت: روش اجرای سیاست کنترل ترازنامه بانک در ایران به روشی برای کنترل نقدینگی تبدیل شده است که اثرات آن را نیز نشان داده است ، اما در شرایط فعلی ، فقط سیاست های پولی انبساط می تواند به سرعت نرخ بهره را کاهش داده و تنگناهای مالی را برای شرکت ها کاهش دهد. در حالی که گسترش سیاست باعث افزایش تورم می شود ، انتظارات تورم بالا باعث می شود که سیاست پولی دوام نیاورد. بنابراین اتخاذ سیاست پولی برای کاهش نرخ بهره در چنین شرایطی می تواند خطرناک باشد و باید در مورد آن محتاط باشد.
اقتصاددان افزود: “در شرایط فعلی ، بهترین راه حل استفاده از سیاست مالی است و به نظر می رسد که شرایط اقتصادی فعلی اقتصاد کشور فقط از طریق سیاست مالی و کانال دولت پیش می رود.”
منبع: ibna





