وزیر امور خارجه پیشین محمد جواد زاریف ، در یادداشتی که در فارن پالس منتشر شد ، گفت که جنگ سالاران از بستن هر پنجره ای برای دیپلماسی بهره مند می شوند و ما باید از این فرصت استفاده کنیم تا نتوانیم الگوی تهدید مخرب را تحکیم کنیم.
براساس تجارت اخبار ، وزیر امور خارجه سابق جمهوری اسلامی ایران آمده است: غرب آسیا در نقطه عطفی خطرناک قرار دارد. فاجعه در غزه ، تجاوز اخیر علیه ایران ، که با مقاومت مردم ما و نیروهای مسلح کشور ما و ادامه بی ثباتی سوریه دفع شد ، به وضوح نشان می دهد که برای بنیامین نتانیاهو ، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و حامیان جهانی آن ، خطرناک هستند.
این دوگانگی برای اسرائیل – آپارتاید داخلی و درگیری دائمی منطقه ای – نظم منطقه ای منطقه ای و جهانی تهدید می کند. اگرچه دفاع قدرتمند ضروری است ، اما یک راه حل پایدار نیاز به یک ابتکار جسورانه دیپلماتیک و یک تغییر تاریخی برای ایران و منطقه دارد: انتقال از تهدید پارادایم عمیقاً ریشه دار برای الگوی توانمندسازی. این انتقال شامل موارد زیر است: گسترش روابط با همسایگان و کشورهای جنوبی ، ایجاد مشارکت منطقه ای جدید در بین مسلمانان غرب آسیا و از سرگیری گفتگو با اروپا و ایالات متحده.
کشورهای منطقه مدتهاست که در چرخه های درگیری گرفتار شده اند و فرصت های خود را از دست داده اند. ایجاد آینده ای متفاوت نیاز به بینش ، شجاعت و تصمیم آگاهانه برای شکستن جبرگرایی تاریخی دارد. برای ایران ، این تغییر از درون شروع می شود و به محیط اطراف آن تابش می یابد.
ایران این توانایی را دارد که این انتقال حیاتی را از یک رویکرد متمرکز برای مقابله با تهدیدهای دائمی با محوریت فرصت ها با اثبات اینکه این یک طعمه آسان نیست و می تواند در برابر دو متجاوز مسلح سلاح هسته ای مقاومت کند ، انجام دهد.
این انتقال نه تنها امکان پذیر است ، بلکه به نفع ایران ، منطقه و جامعه بین المللی عمیق است. تحقق آن نیاز به تعیین داخلی و مداخله غیر خارجی دارد. انگیزه عدم مداخله لزوماً اخلاق یا حقوق بین الملل نیست بلکه صرفاً منافع ملی است.
بزرگترین احتمال ایران در مردم آن نهفته است. هزاره در تاریخ شواهدی از مقاومت فوق العاده آنها است. مهاجمان خاک ایران را اشغال کرده اند ، اما همیشه در فرهنگ پایدار ایران جذب شده اند و هرگز نتوانسته اند ارزشهای خود را به مردم ایران تحمیل کنند.
این مقاومت یک عامل تعیین کننده است که دشمنان برتر را شکست داده است. از حمله عراق سال 2 (با حمایت از قدرت های جهانی) تا شر اخیر نتانیاهو و رئیس جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ. به همین دلیل چهار دهه “حداکثر فشار” و “تحریم های فلج کننده” نتوانسته اند به اهداف خود برسند.
علیرغم محدودیت های بی سابقه جهانی – از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل گرفته تا محدودیت های صادراتی که عمداً برای جلوگیری از پیشرفت فناوری ایران طراحی شده است – مردم ایران بومی پیشرفت های علمی و فناوری ، به ویژه در زمینه دفاع و انرژی هسته ای ، به طوری که مردم ایران نباید محدود شوند.
دومین زیارت حیاتی پارادایم فرصت برای ایران ، اطراف آن است. ایران در یک تقاطع منحصر به فرد اوراسیایی با مرز با پانزده کشور قرار دارد. از همه مهمتر ، این منطقه دارای پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیق و برگشت ناپذیر است که قرن ها توسط شاعران ، عارفان ، فیلسوفان و دانشمندان ایرانی بافته شده است. این اوراق قرضه در برابر تغییر امپراتوری ها ، تهاجم ها و هرج و مرج پایدار است.
با این حال ، همکاری واقعی منطقه ای غیرقابل دستیابی است. در طی چند دهه فعالیت دیپلماتیک ، من در ابتکاراتی که همیشه با الگوی ظن و تهدید خنثی شده اند ، درگیر شده ام. از پیشنهاد امنیت خلیج فارس در طول جنگ ایران -عراق ، گرفته تا اعلامیه همکاری ناکام با همسایگان در خلیج جنوبی پس از حمله به کویت در سال 2 (1) و ابتکارات بعدی مانند مجمع گفتگوی منطقه ای ، “پیمان غیر عرفان” ، “طرح صلح هورموز” (طرح امید). (Manare) ” – همه این ابتکارات به دلیل بی اعتمادی متقابل شک داشتند.
اما تنش های اخیر اسرائیل درک جدیدی از آسیب پذیری مشترک در منطقه ایجاد کرده است. اکنون یک پنجره فرصت حیاتی وجود دارد. ایران به همراه بحرین ، مصر ، عراق ، اردن ، کویت ، عمان ، قطر ، عربستان سعودی ، سوریه ، ترکیه ، امارات متحده عربی و یمن – و با امکان گسترش به پاکستان ، آسیای میانه و قارچ – باید از این فرصت استفاده کنند. تحت سازمان ملل متحد می توانیم با انتقال استراتژیک از پراکندگی به هم افزایی ، میثاق جدیدی ایجاد کنیم. راهروهای انرژی مشترک ، چارچوبهای انتشار هسته ای قوی ، همکاری اقتصادی و وحدت فرهنگی می توانند به یک پیشرانه رفاه مشترک تبدیل شوند.
از دیدگاه الگوی فرصت ، ایران و حتی روسیه و Türkiye می توانند توافق اخیر جمهوری آذربایجان و ارمنستان در واشنگتن را ببینند ، نه به عنوان یک تهدید ، بلکه یک فرصت. فرصتی برای احیای پیشنهاد قبلی همکاری ترانزیت در قفقاز بین ایران ، روسیه و تورکی ، به همراه ارمنستان ، جمهوری آذربایجان و جورجیا. توافق نامه جدید زمینه جهانی را فراهم می کند که ابتکار منطقه ای ما را بیشتر و پایدار می کند. در عین حال ، این فرصت های سرمایه گذاری منحصر به فرد برای بخش خصوصی در ایالات متحده و سایر کشورها ایجاد می کند.
شاید به دلیل ناامیدی ایران از تجربیات گذشته ، ستون سوم پارادایم ، یعنی دیپلماسی جهانی ، چالش برانگیزترین است. با این حال ، من قاطعانه معتقدم که ایران و جامعه بین المللی در پشت این تجربیات علاقه مشترکی دارند و آینده ای متفاوت را ایجاد می کنند.
ایران برای چندین دهه سهم قابل توجهی در ثبات جهانی داشته است. به عنوان عضو سازمان ملل متحد ، بنیانگذار یک ابتکار برجسته بوده است: پیشنهاد سال (1) برای ایجاد یک منطقه بدون هسته ای در خاورمیانه ، ابتکار عمل “گفتگوی تمدن” در سال 2 (1) و برنامه جامع اقدام مشترک (1). متأسفانه ، قدرتهای بزرگ جهان همیشه این ابتکارات خوب ایرانی را شکست داده اند.
مدل تاریخی واضح است: واکنش توهین آمیز غرب به ملی شدن نفت ایران در سال 1 (1) ، که منجر به کودتای شد (1). حمایت آن از تجاوز جنسی صدام حسین علیه ایران در سال 2 (1) ؛ اقدامات وی که به اسرائیل اجازه داد صدها کلاهک هسته ای داشته باشد. برچسب زدن به ایران به عنوان بخشی از “محور شر” در سال 2 (1) ، با وجود همکاری ایران پس از 9 سپتامبر. و کمپین دروغهای بی امان علیه برنامه مسالمت آمیز هسته ای ایران. به طرز عجیبی ، این حمله توسط اسرائیل دنبال شد ، که از امضای کنتراست سلاح های هسته ای (NPT) امتناع می ورزد و به عنوان داشتن یک زرادخانه هسته ای نامشروع بزرگ شناخته می شود.
داستان اخوان المسلمین نمادی از وعده های دیپلماسی غیرقابل دستیابی است. این توافق در سراسر جهان به عنوان یک پیروزی دیپلماتیک در جهان مورد تحسین قرار گرفت ، اما تصمیم ترامپ مبنی بر عقب نشینی از این توافق سه سال بعد ، اعتقاد به دیپلماسی در ایران را به شدت تضعیف کرد. فراتر از تحریم های خردکننده ، اقدام اخیر اروپا برای فعال کردن مکانیسم حل و فصل اختلاف در میان حملات صهیونیستی به تسهیلات ایران به شدت ریاکارانه است.
اروپا بطور منظم از تعهدات خود در چارچوب شورای امنیت و قطعنامه های سازمان ملل دفاع کرد. معامله اصلی – عادی سازی روابط اقتصادی در ازای پایبندی مورد تأیید هسته ای – هنگامی که ایالات متحده کارگزاری را ترک کرد ، و ناتوانی اروپا در انجام تعهدات خود ، حتی در مکانیسم های اقتصادی ابتدایی ، مانند مکانیسم پیشنهادی آن به نام Intex – ابزاری برای دور زدن تحریم های ایالات متحده.
ایران در مواجهه با عدم موفقیت ایالات متحده و سه کشور اروپایی-فرانسه ، آلمان و انگلستان از 1 تا 2 (1-8) اقدامات جبرانی را به طور قانونی فعال کرده است. به جای پیروی از دیپلماسی ، سه کشور اروپایی صریحاً حملات نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران را در ماه ژوئن تأیید کردند. فریدریش مورکس صدراعظم آلمان حتی تا آنجا پیش رفت که می گوید رژیم صهیونیستی “کار کثیف” غرب را انجام می داد. تأیید جنگ توسط اروپا و سپس متوسل شدن به مکانیسم حل اختلافات دیپلماتیک توافق هسته ای – برای همان اهدافی که جنگ شکست خورده است – اعتقاد ایران به دیپلماسی را تضعیف کرده است.
با توجه به این تاریخ تلخ تاریخی ، متقاعد کردن مردم ایران و دولت دیپلماسی به عنوان یک فرصت و فرصت عالی یک چالش بزرگ خواهد بود. اما گزینه جایگزین – جنگهای بی پایان – بدون شک منجر به فروپاشی نظم منطقه ای ، افزایش افراط گرایی و هرج و مرج می شود که غرب آسیا و فراتر از آن را گسترش می دهد. این مسیر خطر غرق شدن ایالات متحده و غرب را در یک باتلاق تاریخی دارد.
ایالات متحده و اروپا – و نه فقط ایران – منافع وجودی را برای تشویق تغییر پارادایم دارند. آنها با انتخاب جنگ در وسط مذاکرات ، دیپلماسی را بسته اند. اکنون اگر انتظار داشته باشند ایران پاسخ دهد ، مسئولیت هدایت آنها را بر عهده دارد. ایران همچنین با شرکت در مکالمه چند بعدی و رو به جلو – علاقه زیادی به خود دارد و فاجعه های عظیم را دفع می کند. مسیر آینده می تواند شامل ایجاد یک شبکه منطقه ای برای همکاری های هسته ای غیرقانونی و مسالمت آمیز (برنامه مناره) باشد ، احتمالاً با توافق غیر عرفان بین ایران و ایالات متحده.
ما نمی توانیم گذشته را نادیده بگیریم و نباید از یادگیری دست برداریم. اما ما باید از زندانی شدن در شکست های گذشته خودداری کنیم. در غیر این صورت ، ما خودمان را محکوم خواهیم کرد تا دایره بی پایان فاجعه را تکرار کنیم.
سلاح ها با بستن هر پنجره به دیپلماسی رشد می کنند. ما باید از این فرصت استفاده کنیم تا پارادایم مخرب تهدید و خاموش کردن امید را تحکیم کنیم. اکنون زمان انتخاب است. انتخاب برای ایران ، منطقه و قدرتهای جهانی واضح است: تکرار فاجعه بار گذشته یا شجاعت آینده. اکنون زمان تغییر پارادایم است.
منبع: اخبار آنلاین





