مراسم واشنگتن یک واقعه تعیین کننده بود که روند صلح را از سطح آرزوی به واقعیت تبدیل کرد. با این حال ، مانند اکثر پیشرفت های دیپلماتیک ، توافق نهایی تنها نوک کوه یخ است.
9 اوت ، رهبران ارمنستان و آذربایجان به همراه رئیس جمهور ایالات متحده در کاخ سفید برای امضای توافق نامه صلح مشترک حضور داشتند. این لحظه نقطه عطفی برای قفقاز جنوبی بود و دو همسایه را متعهد به احترام به حاکمیت یکدیگر ، بازسازی روابط دیپلماتیک و بازگشایی مسیرهای حمل و نقل ، از جمله یک کریدور جدید که از طریق ارمنستان جنوبی به جمهوری آذربایجان به ناخچیوان وصل می شود ، متعهد شد. مناطقی که با نوار 2 کیلومتری از ارمنستان جدا می شوند. این توافق نامه همچنین به طور رسمی روند گروه MINSK از سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) را که مدت هاست کانال اصلی میانجیگری بین المللی است ، به پایان رساند.
نوک کوه یخ!
چنین جلساتی به ناچار تیتر اخبار را می گیرد. مراسم واشنگتن یک واقعه تعیین کننده بود که روند صلح را از سطح آرزوی به واقعیت تبدیل کرد. با این حال ، مانند اکثر پیشرفت های دیپلماتیک ، توافق نهایی تنها نوک کوه یخ است. در زیر آن ، یک رشته طولانی و غالباً کم درآمد با تعامل کوچکتر ، مذاکرات فنی و اقدامات ایجاد اعتماد تعریف می شود ، که بسیاری از آنها توسط کشورهای وزن ژئوپلیتیکی نسبت به ایالات متحده تسهیل می شوند ، اما با بی طرفی لازم برای جمع آوری احزاب خصمانه است.
روند صلح ارمنستان -ازربایجان نمونه ای عالی از این پویایی است. از ابتدای توافق در 7 اوت ، مجموعه ای از تعامل ها – برخی از مردم و برخی عقب – چارچوبی را ایجاد کرد که در نهایت واشنگتن به پایان رسید. در میان اینها ، جلسه 5 مه در آلماتی ، قزاقستان ، نمونه ای از “دیپلماسی تدریجی” است.
اتفاقی که در علماتی افتاد
پیش از جلسه آلماتی ، وزرای امور خارجه ارمنستان و آذربایجان ، آرارات میرزاویان و جهون باراموف از ماه فوریه مکالمات خود را در برلین از سر گرفتند. اول آوریل ، کمیسیون مرزی ارمنستان موافقت کرد که چهار روستای متروکه را به جمهوری آذربایجان برگرداند. حرکتی که در ایروان مورد استقبال قرار نگرفت اما تنش فوری را کاهش داد و به مذاکرات فنی اجازه حرکت داد.
پیشنهاد قزاقستان برای میزبانی دور بعدی مذاکرات نمادین. آلماتی در سال 2008 محل اعلامیه آلماتا بود ، که در آن کشورهای پس از سال -سالهای شناخت ، شناخت متقابل مرزهای خود را تشخیص دادند. قزاقستان طی دو دهه گذشته به عنوان واسطه ای خنثی به شهرت رسیده است: میزبانی مذاکرات “روند آستانه” در مورد سوریه ، ایجاد و فراهم کردن بستر کنفرانس همکاری های آسیایی و اقدامات در CICA ، رئیس سازمان همکاری شانگهای (SCO) و تسهیل P5+و چهره سازی P5 P5.
این بی طرفی ریشه در سیاست خارجی “متعادل” قزاقستان دارد. حفظ روابط خوب با واشنگتن ، بروکسل ، مسکو ، پکن و فراتر از آن برای واسطه گری ، منجر به کمبود قزاقستان شده است. از آنجا که قدرتهای بزرگ اغلب بار سنگینی دارند و یک یا هر دو طرف از نفع هر بازیگر برای رقیب می ترسند. در این راستا ، قدرتهای کوچکتر یا متوسط با علاقه مستقیم به اختلافات می توانند یک فضای ایجاد اعتماد به نفس ایجاد کنند.
در تاریخ 4-5 ماه مه ، وزیران خارجی ارمنستان و آذربایجان با همتای قزاق خود در آلماتی دیدار کردند. براساس بیانیه مشترک ، آنها از “پیشرفت در تعیین مرزها” استقبال کردند و “مذاکرات در مورد پیش نویس توافق نامه برای برقراری صلح و روابط بین دولتی” را ادامه دادند و توافق کردند که مذاکرات ادامه خواهد یافت. میرزویان مذاکرات را “سازنده” توصیف کرد و باراموف امیدوار بود که مکالمات “به وضوح کمک کند”.
در همین زمان ، دو طرف در مورد نقشه های تاریخی مورد استفاده برای تعیین مرز موافقت کردند. رویدادی که فنی اما حیاتی بود. نقش قزاقستان در اینجا واسطه سازی محتوای اختلاف نبود ، بلکه میزبانی کار فنی در صلح نسبی بود. از این نظر ، آلماتی نکته ای برای اعتماد در نظر گرفته شد.
شرکت کنندگان پنهان
قزاقستان تنها کشو نبود که نقش پشتیبانی را ایفا کرد. در تاریخ 1 آوریل ، جورجیا با هدف بررسی همکاری های عملی ، میزبان جلسه سه جانبه معاون وزرای خارجی ارمنستان و آذربایجان بود. نزدیکی جغرافیایی تفلیس و روابط وی با هر دو طرف این بازیگر را به یک واسطه تبدیل کرده است. سوئیس همچنین راه را برای آخرین مسیر پارلمانی از طریق اتحادیه IPU (IPU) هموار کرد. اتحادیه اروپا همچنین در جلسات رهبران بروکسل پیشرفت کرد ، حتی وقتی پیشرفت کرد. این تلاش ها به ندرت اولین عنوان اخبار بود ، اما کانال ها را باز نگه می داشت ، شتاب را حفظ می کرد و این ایده باعث می شد مکالمه عادی شود.
تا اول مارس ، مقامات ارمنی و آذربایجان علناً اعلام كردند كه متن توافق صلح به اتمام رسیده است و مابقی باقیمانده عمدتاً سیاسی است. صحنه برای عمل نهایی آماده شد. ایالات متحده با استفاده از وزن دیپلماتیک و توانایی تأمین مشوق های امنیتی و اقتصادی میزبان جلسه نهایی بود. بنابراین ، صلح امروز در اجلاس آلماتی با فشار اتحادیه اروپا و مجمع گرجستان آغاز شد و سپس به نهایی شدن متن و امضای واشنگتن رسید. هر مرحله به مرحله قبلی وابسته بود. بنابراین با برداشتن یک مرحله ، ساختار می تواند فروپاشید.
درس
جلسه آلماتی و نمونه های آن در تفلیس و ژنو چند درس مهم ارائه می دهد: اول ، قدرت های خنثی نقش واقعی در حل و فصل درگیری ها دارند. آنها ممکن است نتوانند شرایط را تحمیل کنند یا کمک های عظیمی ارائه دهند ، اما در صورت عدم اعتماد به نفس کافی برای دیدار با سرمایه ، می توانند فضایی برای پیشرفت فنی ایجاد کنند.
دوم ، پیشرفت فنی مهم است. توافق در مورد نقشه ها ، اشکال قانونی یا ترتیبات ممکن است جذاب نباشد ، اما بدون آن ، رهبران سیاسی چیزی برای امضا ندارند.
سوم ، ثبات کلید موفقیت است. در درگیری های طولانی مدت ، “جلسه جادویی” به ندرت برگزار می شود. موفقیت نتیجه تعامل مداوم و تجمعی چندین بازیگر در طول زمان است.
به گفته گروهی از ناظران آمریکایی ، شایسته قدردانی است که طرفین را در بالاترین سطح جمع کرده و توافق را نهایی کرده است. اما مراسم نهم اوت بر اساس زمینه ای که دیگران ایجاد کرده بودند – در آلماتی ، تفلیس ، ژنو ، بروکسل و جاهای دیگر ساخته شده است.
کشورهایی مانند قزاقستان و سوئیس در دنیای چند جانبه که رقابت قدرتهای بزرگ اغلب مانع مذاکره مستقیم می شود ، هنوز هم ضروری خواهد بود. مکان های خنثی ، پیشرفت فنی و پایداری ابزاری آرام است که باعث ایجاد صلح می شود.





