جنگ اوکراین و نقشه راه روسیه برای دریای سیاه

8888 AK5293

تلاش روسیه برای تبدیل شدن به نیروی غالب در دریای سیاه یک عنصر اساسی در استراتژی خود برای بازپس گیری موقعیت خود به عنوان یک قدرت بزرگ است.

به گزارش اخبار تجاری ، حمله روسیه به اوکراین و سایر همسایگان ، دریای سیاه را به مرز استراتژیک اوراسیا تبدیل کرده است. روسیه جریان انرژی ، مواد غذایی و سایر کالاها را مختل کرده و میلیون ها نفر را مجبور به مهاجرت و ناامن نه تنها در اوکراین بلکه در سراسر منطقه دریای سیاه کرده است. این اقدامات بخشی از یک استراتژی بزرگتر و طولانی مدت است. روسیه نه تنها به دنبال تسلط بر اوکراین است. در عوض ، می خواهد بر هر یک از پنج کشور دیگر در دریای سیاه – و همچنین مولداوی ، که هم مرز با رومانی و اوکراین است – مسلط شود تا بتواند حق وتو را در تصمیمات این کشورها اعمال کند. مسکو همچنین قصد دارد از دریای سیاه به عنوان سکویی برای گسترش قدرت و نفوذ خود در خاورمیانه ، مدیترانه و قفقاز استفاده کند.

چرا اهمیت دریای سیاه برای روسیه

تلاش روسیه برای تبدیل شدن به نیروی غالب در دریای سیاه یک عنصر اساسی در استراتژی خود برای بازپس گیری موقعیت خود به عنوان یک قدرت بزرگ است. کرملین معتقد است که ناتوانی وی در افشای روسیه در معرض نفوذ غربی ، کاهش توانایی بازیگر در تأثیرگذاری بر مناطق همسایه و مختل کردن صادرات کالاهایی که برای اقتصاد روسیه بسیار مهم هستند. Türkiye بزرگترین مانع برای اهداف روسیه است ، زیرا این تنها کشور دریای سیاه است که روسیه از لحاظ تاریخی مسلط نیست و عضو ناتو است. با این حال ، حتی پس از پایان جنگ سرد ، کرملین تأثیر قابل توجهی در بلغارستان ، جورجیا ، مولداوی ، رومانی و اوکراین داشت.

در دهه های اخیر ، این کشور سعی کرده است که سایر بازیگران را از طریق ترکیبی از تشویق به مسکو وابسته تر کند. افزایش حضور روسیه در دریای سیاه نیز در مرکز برنامه چند رشته ای پوتین برای احیای قدرت دریایی کشور است. نوسازی نیروی دریایی سیاه در حال حاضر اولویت است. پوتین همچنین مرزهای بین المللی شناخته شده بین المللی را برای اشغال بخش بزرگی از ساحل دریای سیاه ، از جمله قلمرو آبخازیا در جورجیا در سال 2 ، منطقه کریمه در اوکراین در سال 2 و بخش اوکراین در ساحل دریای آزو در سال 2 نادیده گرفته است. گرچه اوکراین مانع از گرفتن روسیه اوک می شود که منهای منهای خود را از بین برده است ، مودین را از بین برده است. دسترسی اوکراین به دریا و به حداقل رساندن حضور نیروی دریایی دیگر.

اهرم مسکو

در حالی که جهان بر نبرد روسیه و اوکراین متمرکز است ، مسکو غالباً مخفیانه این اهداف را دنبال می کند. این جنگ را طولانی می کند ، تحریم ها را مختل می کند ، بازارها را مختل می کند و تأثیر آن را در خاورمیانه و شمال آفریقا افزایش می دهد. سایر رهبران کلیدی برای ایجاد منطقه ای مقاوم تر در برابر فشار روسیه باید با کشورهای دریای سیاه همکاری کنند. امروز ، دریای سیاه به مرکز اصلی تجارت انرژی روسیه تبدیل شده است: محصولات نفتی و نفتی روسیه بخش بزرگی از محموله های Novorusisk ، بزرگترین بندر روسیه و پنجمین بندر بزرگ اروپا را تشکیل می دهند. بقیه خطوط لوله گاز غرب از دریای سیاه تا Türkiye و سپس به جنوب شرقی اروپا ادامه می یابد. همچنین برای کشاورزی روسیه بسیار مهم است: روسیه تقریباً تمام صادرات غلات و بخش قابل توجهی از کود خود و سایر محصولات کشاورزی را از طریق بنادر منطقه حمل می کند. این جریانات به مسکو اجازه می دهد تا درآمد خود را افزایش دهد ، بازارهای جدیدی ایجاد کند ، سیستم های تجاری کمتری را وابسته به دلار آمریکا ایجاد کند و بر کشورهای گیرنده تأثیر بگذارد.

روسیه اکنون از طیف گسترده ای از تاکتیک های مداخله برای فشار آوردن به کشورهای ساحلی دریای سیاه استفاده می کند. اما مبارزات نظامی تنها راهی نیست که روسیه به تسلط بر منطقه دریای سیاه متوسل شد. کرملین غالباً از اطلاعات نادرست برای ترغیب جمعیت کشورهای پس از کمونیست استفاده می کند تا با روسیه در برابر آنچه کرملین آن را “نخبگان طرفدار غربی” می نامد ، هماهنگ کند و به مردم ناراضی از شکست دولت های خود اشاره می کند. مسکو همچنین از احزاب سیاسی طرفدار روسیه حمایت کرده است ، در انتخابات دخالت کرده و در تلاش است تا مقامات کودتا را انجام دهد.

سلاح ساکت روسی

از نظر تاریخی ، روسیه از وابستگی بلغارستان ، مولداوی و اوکراین به انرژی روسیه برای نفوذ به نخبگان هر کشور بهره مند شده است. مسکو قبل از حمله اولیه خود در سال 2008 چندین بار حمل و نقل گاز را از طریق اوکراین قطع کرده و صادرات به بلغارستان و در اوایل سال را متوقف کرده است. این کشور همچنین جریان مواد غذایی را محدود کرده است. به عنوان مثال ، صادرات گندم به جورجیا یا صادرات شراب مولداوی را به روسیه محدود کرده است. دخالت روسیه نیز به حوزه فرهنگی جلب شده است: كلیسای ارتدكس روسیه از همتایان خود می خواهد كه با فرهنگ غربی “شر” یا “فکری” مبارزه كنند. کرملین همچنین از جاسوسی و خرابکاری برای بی ثبات کردن این جوامع استفاده می کند.

حمله روسیه به اوکراین در سال 6 هر دو تلاش خود را برای تسلط بر دریای سیاه تسریع کرد و فواید زیرساخت هایی را که قبلاً برای کنترل کنترل ایجاد کرده بود ، نشان داد. توانایی مسکو برای مختل کردن ترافیک دریایی باعث ایجاد اختلال در جریان انرژی منطقه ای شده است: اگرچه صادرات گاز روسیه به بلغارستان ، رومانی و اوکراین از ماه فوریه به شدت کاهش یافته است ، اما صادرات آن به جورجیا و ترکیه به میزان قابل توجهی افزایش یافته است ، زیرا هرکدام از این کشورها از پیوستن به تحریم ها علیه روسیه خودداری کردند. Türkiye به بزرگترین خریدار محصولات نفتی تصفیه شده روسیه در جهان تبدیل شده است. بسیاری از این واردات در جورجیا و Türkiye با یک برچسب جدید صادر می شود و سپس مجدداً برای دوری از تحریم واردات اتحادیه اروپا صادر می شود.

این دریا همچنین به منطقه اصلی ناوگان سایه روسیه ، از جمله کشتی های ثبت نشده تبدیل شده است که برای دور زدن تحریم های غربی استفاده می شود. روسیه از دسترسی به دریای سیاه برای مختل کردن رقبا در زمینه کشاورزی بهره مند شده است. رئیس جمهور پیشین روسیه دیمیتری مدودف “سلاح های خاموش” روسیه را صدا می کند. کرملین محصولات کشاورزی اوکراین را به سرقت برده و اراضی کشاورزی ، زیرساخت ها و بنادر اوکراین را بمباران کرده است تا منبع اصلی درآمد کابل را کاهش داده و بازارهای جدیدی را برای مسکو ایجاد کند.

مسکو با دسترسی به بازارهای کلیدی غلات به ضرر اوکراین توانسته است نفوذ خود را در این منطقه تقویت کند ، اما قدرت کشاورزی آن تنش ها را با کشورهای گیرنده تشدید کرده است. اگرچه مسکو توانسته است تحریم ها را از طریق دریا دور بزند ، درآمد کسب کند و به فناوری های حیاتی دسترسی پیدا کند ، اما این تلاش مستلزم طراحی برنامه های تجاری و حمل و نقل پیچیده و ناکارآمد است و برخی از کشورهای دریای سیاه نیز به دنبال منابع انرژی جایگزین هستند.

معادلات پیچیده روسی با Türkiye و قفقاز

موفقیت اوکراین در محرومیت از روسیه از کنترل دریایی و نقض آسیب های سنگین به ناوگان دریای سیاه باعث کاهش نفوذ مسکو در مناطق مجاور شده است. تصمیم Türkiye برای بستن تنگه های خود در ارتش روسیه یکسان بود. آنکارا با مسکو روابط پیچیده ای دارد: Türkiye یک شریک تجاری مهم و خریدار نفت روسیه و مسیر اصلی گاز روسیه است. با این حال ، تصمیم آنکارا برای بستن تنگه های ترکیه نه تنها توانایی مسکو در جنگ دریایی علیه اوکراین را محدود کرد ، بلکه مانع از استفاده از روسیه از دریای سیاه برای نشان دادن قدرت دریایی در مدیترانه و خاورمیانه شد.

مسکو هنوز یک بازیگر مهم در قفقاز جنوبی است اما هژمونی منطقه ای خود را از دست داده است. Türkiye اکنون نقش منطقه ای بسیار بیشتری نسبت به گذشته دارد. در همین حال ، سیاستگذاران که به دنبال سوءاستفاده از تاریخ مسکو در دریای سیاه هستند ، با چالش های مختلفی روبرو هستند. کشورهای کمونیستی منطقه همچنان با مشکلات روبرو هستند و آنها را در معرض نفوذ روسیه قرار می دهد. پایان برنامه های کمک های خارجی ایالات متحده در اوکراین و سایر کشورهای منطقه برای مقابله با فساد ، حمایت از رسانه های مستقل و ترویج توسعه اقتصادی خوب ، سلامت و حاکمیت ، خلاء ایجاد شده است که فقط اتحادیه اروپا و ناتو می توانند آن را پر کنند. در همین حال ، اتحادیه اروپا و ناتو استراتژی های جدیدی را برای منطقه ارائه داده اند ، اما هر دو در اجرای آن با موانعی روبرو هستند. بنابراین ، ناظران کرملین تا زمانی که بازیگران بین المللی بدانند که مبارزه برای اوکراین نیز مبارزه برای آینده دریای سیاه است ، تلاش خود را ادامه خواهند داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی