مجله نیوزویک در یادداشتی نوشت: در حالی که ایران عمیقتر از گذشته درگیر بحرانهای کنونی خاورمیانه است، این کشور به دنبال گسترش همکاری با یکی از کشورهای مسلمان منطقه قفقاز با اکثریت جمعیت شیعه است. مدتهاست که آن را برقراری روابط نزدیک با دشمن شماره یک می داند. خود اسرائیل متهم کرد.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخ»، در ادامه این مطلب آمده است: بهبود روابط تهران با آذربایجان علیرغم گسترش همکاری های باکو و تل آویو حکایت از تحول مهمی در منطقه دارد که کریدورهای بین المللی و تضادها منافع قدرت های بزرگ برآورده می شود از جمله روسیه و آمریکا. اما اختلافات ریشهدار در منطقه قفقاز و مناطق اطراف آن هنوز هم میتواند باعث شعلهور شدن رقابتها و شکستن مشارکت فزاینده و شکننده بین باکو و تهران شود.
تنها چند روز پس از جنگ بین اسرائیل و حماس در اکتبر سال گذشته، ایران قرارداد مهمی را با جمهوری آذربایجان در مورد ایجاد یک مسیر ترانزیتی به نام کریدور ارس امضا کرد که به آذربایجان اجازه دسترسی به استان خودمختار خود را می دهد. نخجوان از طریق خاک ایران. این توافقنامه گامی حیاتی در جهت جلوگیری از تشکیل مسیر جایگزین بحث برانگیزتری به نام کریدور زنگزور است که در راستای تلاش های آذربایجان برای عبور از خاک رقیب ارمنستان پیشنهاد شده بود.
ایران که در مناقشه ارمنستان و آذربایجان همواره در کنار ارمنستان بوده است، برای ایجاد تغییراتی در رویکرد قبلی خود اقدام کرده است. همزمان با تلاشها برای گسترش روابط با باکو، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در دیدار سهشنبه گذشته خود با همتای آذری خود از «فصل جدیدی» در روابط دو کشور صحبت کرد.
اما به گفته امیل اودالیانی، استاد دانشگاه اروپایی تفلیس، «این بدان معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از توازن قوا در قفقاز جنوبی خوشحال است».
وی افزود: عامل اصلی بهبود روابط تهران و باکو تمایل دو طرف به ثبات منطقه ای، حسن نیت ژئوپلیتیکی و همکاری های اقتصادی به ویژه کریدور حمل و نقل بین المللی شمال-جنوب است که شامل یک مسیر ریلی بلندپروازانه برای اتصال هند است. به روسیه، از طریق آذربایجان و ایران.
عودالیانی ادامه داد: هم ایران و هم آذربایجان علاقه مند به احیای روابط هستند، زیرا تجارت بین آنها رو به رشد است، عملیات کریدور حمل و نقل شمال – جنوب در حال پیشرفت است و به نظر می رسد باکو جاه طلبی های خود را در مورد افتتاح زنگ زور کنار گذاشته است. راهرو.” است.”
«این رویکرد با استراتژی سیاست خارجی ایران در تلاش برای عادی سازی روابط پیچیده خود با برخی از کشورهای منطقه سازگار است… به نفع آذربایجان نیست که روابط مشکل دار با ایران داشته باشد، زیرا این کشور هنوز به صلح نیاز دارد. توافق با ارمنستان باید حاصل شود، به خصوص که از زمان سقوط قره باغ هدف انتقاد غرب بوده است.
کریدور شمال – جنوب در صورت تحقق، مسیری بدون تحریم را برای ایران و روسیه به سمت تجارت جهانی باز خواهد کرد. در همین حال، هر دو کشور با محدودیت های اقتصادی فزاینده ای از سوی واشنگتن مواجه هستند.
اما مسائل تنش قدیمی از جمله گسترش بی سر و صدا روابط بین آذربایجان و اسرائیل همچنان روابط بین باکو و تهران را تهدید می کند. اسرائیل در حال حاضر تامین کننده اصلی تسلیحات مورد نیاز آذربایجان است و همچنین به مشتری اصلی نفت این کشور تبدیل شده است. دو کشور همچنین مکانیسم های اشتراک اطلاعات را در زمینه های همکاری ایجاد کرده اند.
فواد شهبازوف، محقق سابق مرکز مطالعات استراتژیک و تحلیلگر ارشد مرکز ارتباطات راهبردی در باکو، گفت که مشارکت آذربایجان و اسرائیل «پدیده جدیدی نیست، اما پس از قره باغ دوم عمق قابل توجهی پیدا کرده است. جنگ در سال 2020.” وی با اشاره به تبادل اطلاعات بین باکو و تل آویو افزود: باکو برای همکاری با اسرائیل اهمیت زیادی قائل است و آن را وزنه ای متعادل در برابر تهدیدات ایران می داند.
ترکیه، یکی از اعضای ناتو و یکی دیگر از قدرتهای سنتی منطقهای که به دنبال گسترش نفوذ خود در قفقاز است، خود را به عنوان یک مانع بزرگ برای گسترش روابط تهران با کشورهای منطقه ثابت کرده است. احمد کاظمی، استاد حقوق بین الملل و پژوهشگر ارشد موسسه اوراسیا در تهران، با اشاره به ایدئولوژی پان ناسیونالیستی تورانیسم که توسط امپراتوری عثمانی در میان اقوام ترک، تاتار و اورالیک منطقه اوراسیا در قرن نوزدهم ترویج شد. و قرن بیستم، به نام دالان پیشنهادی زنگ زور که قرار بود از ارمنستان عبور کند، به عنوان «کریدور تورانی ناتو» توصیف شد.
گرم شدن روابط آذربایجان و اسرائیل نگرانی ایران را از ایجاد «اسرائیل دوم» در قفقاز برانگیخته است. این عنوان به طور سنتی به منطقه دیگری واقع در همسایگی ایران یعنی اقلیم کردستان عراق اطلاق می شد که گهگاه مورد هدف حملات موشکی ایران قرار می گیرد و در جدیدترین مورد، در ماه ژانویه، یکی از مقرهای جاسوسی موساد در شهر اربیل هدف قرار گرفت. ایران نیز مانند عراق، سوریه و ترکیه دارای جمعیت کرد قابل توجهی است.
کاظمی تصریح کرد: جمهوری آذربایجان به دلیل جمعیت اکثریت شیعه، موقعیت استراتژیک جغرافیایی بین دو کشور ایران و روسیه و منابع غنی انرژی همواره برای رژیم اسرائیل جذابیت خاصی داشته است. به گفته وی، مقامات اسرائیلی «مکرر از جمهوری آذربایجان به عنوان وطن دوم یهودیان یاد کرده اند که البته این توصیفی بی اساس تاریخی است».
نیکیتا اسماگین، کارشناس شورای امور بینالملل روسیه معتقد است در حالی که روابط ایران و جمهوری آذربایجان فاقد نقاط فشاری نیست، همکاری آذربایجان و اسرائیل تنها باعث تشدید بیاعتمادی بین تهران و باکو میشود. با این حال، Smagin اشاره می کند که “همکاری صرف لزوماً به این معنی نیست که آذربایجان به عنوان نیابتی برای اسرائیل عمل می کند.”
وی افزود: بنابراین در شرایط کنونی، مشارکت عملگرایانه ایران و آذربایجان همچنان امکان پذیر است، هرچند روابط باکو با اسرائیل احتمالا همچنان به عنوان عاملی منفی برای توسعه روابط تلقی خواهد شد.
کریدور ارتباطی شمال – جنوب در دوره ای که دو کشور در حال توسعه روابط اقتصادی، نظامی و سیاسی هستند، حلقه مهم و جذاب ایران و روسیه است. اسماگین روابط تجاری با مسکو را برای تهران حیاتی دانست و افزود: حفظ روابط مثبت با باکو برای ایران بسیار حائز اهمیت است، زیرا بخش مهمی از حمل و نقل بار بین ایران و روسیه از آذربایجان می گذرد.





