عراقچی تهی از ابتکار است و وزارت خارجه را ناکارآمد کرده است

عباس عبدی: عراقچی تهی از ابتکار است و وزارت خارجه را ناکارآمد کرده است

عباس عبدی معتقد است که مشکل وزارت امور خارجه این است که فاقد رویکرد میان مدت است و به طور معمول عمل می کند. به منظور تعیین یک رویکرد واضح و قابل درک در مورد مسئله هسته ای و با ابتکارات مناسب ، آنها می خواهند بر فعالیت و مدیریت پیرامون این رویکرد تمرکز کنند و از تمام ظرفیت های موجود برای دستیابی به تنهایی استفاده کنند.

به گفته تجارت اخبار ، عباس عبدی در روزنامه نوشت: اگرچه من از آقای اراكچی در وزارت امور خارجه و همچنین رویکرد و ادبیات وی انتقاد كرده بودم ، اما توانسته ام از بیان عمومی كشور و همچنین این امید كه این كشور در روند بهبودی باشد ، دوری كنم. رئیس آن شخص نه تنها ادای احترام به هرگونه خلاقیت است ، بلکه با اظهارات بی حد و حصر و گاه متناقض ، ناامیدی و ناکارآمدی وزارت را تقویت می کند.

به عنوان وزیر امور خارجه ، آقای اراكچی نباید و نمی تواند مانند ارتش یا نماینده مجلس صحبت كند. درست همانطور که ارتش و نماینده نباید مانند وزیر امور خارجه صحبت کنند. متأسفانه ، مرزهای استقلال نهادی به آن پایبند نیست. به نظر می رسد که سخنگوی یک موسسه دیگر در حالی که اهمیت هر موسسه نقش مستقل خود را بازی می کند.

قرار نیست این موسسات با یکدیگر مقابله کنند. آنها مؤلفه های مستقل قدرت ملی هستند که هرکدام عملکرد و تأثیرات خاص خود را دارند و نباید مجاز به حضور در قلب موسسه دیگری باشند که هر دو آسیب می رسانند. به جز چند مورد ، کلمات دیپلماتیک از آنها شنیده نمی شود. حتی برخی از آنها تعجب آور هستند. تاکنون چندین بار گفته ایم که با ایالات متحده صحبت می کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که وسط مذاکرات حمله نمی کند.

این یک تعجب آور و حتی پشیمانی است. معنی برعکس چیست؟ آیا این بدان معناست که اگر به آن حمله کند ، مشکلی وجود ندارد یا نیازی به تضمین نیست؟ علاوه بر این ، رابطه این دو موضوع چیست؟ اگر مکالمات شما را از دفاع منحرف می کند ، مشکل خودتان هستید. به هر حال ، ضمانت به چه معناست؟

چنین شخصی در ادامه می گوید که ایران شرط مذاکره را دارد. اگر طرف مقابل امتناع ورزد ، این شرط به کسی واگذار می شود که اقدام کند. اگر آنها امتناع کنند چه می شود؟ چه اتفاقی افتاد قبل از حمله به آنها؟

مشکل وزارت امور خارجه این است که فاقد رویکرد میان مدت است و به طور معمول عمل می کند. به منظور تعیین یک رویکرد واضح و قابل درک در مورد مسئله هسته ای و با ابتکارات مناسب ، آنها می خواهند بر فعالیت و مدیریت پیرامون این رویکرد تمرکز کنند و از تمام ظرفیت های موجود برای دستیابی به تنهایی استفاده کنند.

در حالی که هر لحظه فرصت ها از بین می رود. آقای اراکی حتی از درک عمومی مردم از مواضع خود غفلت می کند. در مورد آخر ، آنها گفتند: “مردم ایران مذاکره با ایالات متحده را بی فایده می دانند.” اول ، مردم ایران اعتقادات دیگری دارند که به آنها توجه نمی کنند. چه مدت دیدگاه مردم ایران نسبت به سیاست خارجی معتبر و معتبر بوده است؟ علاوه بر این ، نظر شما درست نیست ، لطفاً بلافاصله پس از جنگ نظرسنجی ISNA را منتشر کنید.

کمتر از یک چهارم از همه مخالف مذاکره است. البته ، در این شرایط ، من اصرار ندارم که با ایالات متحده مذاکره کنم زیرا معتقدم که پایه های سیاست داخلی باید ابتدا تقویت شود ، اما گزاره شما نیز درست نیست. در حالی که مردم به دنبال حل مشکلات خود هستند. مذاکره یا مذاکره مستقیم یا مستقیم و غیرمستقیم برای اکثریت مردم یک خط قرمز نیست.

شاید ترجیح داده شود که آقای علی اکبر صالبی ، که ایده های واضح تری داشت ، مسئولیت این وزارتخانه را بر عهده داشت ، به خصوص که فضای غالب شورای گاردین موافقت کرد و اولویت اصلی وزارتخانه بود. اما متأسفانه ، با اولین پاسخ منفی وی ، درخواست وی برای حضور وی در وزارتخانه از دستور کار شورای گاردین و سپس آقای رئیس جمهور بیرون آمد ، اما اکنون خیلی دیر نشده است و می توان آن را به روشی متفاوت بسیج و استفاده کرد.

منبع: میانگین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی