اینترنت ملی گفت: “تنش های احتمالی بین ایالات متحده و ایران می تواند باعث ایجاد درگیری های بیشتر ، اختلال در بازارهای انرژی جهان ، تهدید به ثبات نفت و امنیت اقتصادی گسترده شود.”
با توجه به سرویس میهن تجارت بین المللی ، “جنگ 6 روزه” بین اسرائیل و ایران در ماه ژوئن شاهد بزرگترین رویارویی مستقیم نظامی بین این دشمنان باستانی خاورمیانه بود و ایالات متحده را مجبور به مداخله و هدف قرار دادن تأسیسات هسته ای جمهوری اسلامی در فوردو ، ناتنز و اسفاهان با “متخلفین بنکر بنکر” کرد. اگرچه رئیس جمهور دونالد ترامپ این عملیات را که به دنبال از بین بردن توانایی غنی سازی هسته ای ایران بود ، توصیف کرد ، به عنوان یک پیروزی جامع و در 6 ژوئن آتش بس اعلام شد ، اما خطر هسته ای با سایه ای از شدت دهی های منطقه ای که می تواند بر بازارهای انرژی جهانی تأثیر بگذارد ، باقی مانده است.
آژانس اطلاعاتی دفاعی ایالات متحده (DIA) گفته است كه سانتریفیوژها هنوز هم می توانند تحت ویرانه های این سه سایت سالم باشند ، در حالی كه آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) هشدار داده است كه قادر به یافتن 5 کیلوگرم اورانیوم غنی شده نیست ، كه شاید برای ساخت جنگ قبل از جنگ كافی باشد. با ادامه تهدیدهای هسته ای و ارزیابی خطرات ناشی از حمله اسرائیل در ابتدا ، بازگشت به جنگ کوتاه است و ارزش یک راه حل جایگزین روز به روز افزایش می یابد.
یک درگیری آینده
با توجه به روابط قوی ایالات متحده با اسرائیل و کشورهای خلیج فارس و منافع گسترده آن در ثبات قیمت جهانی انرژی ، دور جدید جنگ باعث می شود واشنگتن از مداخله خودداری کند. این گزینه با افزایش فشار داخلی در ایالات متحده در برابر درگیری طولانی مدت نظامی – یا مداخله نظامی به طور کلی ، غیرقابل قبول تر می شود.
این جنگ بقای رژیم ایران را تهدید می کند ، و در جریان درگیری های ماه ژوئن ، تهران بارها و بارها ترجیح می دهد تنش را کاهش دهد ، از جمله ارائه هشدارهای پیشرفته در مورد حمله تلافی جویانه به هواپیمایی ایالات متحده – که رئیس جمهور ترامپ به آن اشاره کرد – و همچنین ابراز تمایل به متوقف کردن عملیات نظامی در اسرائیل. کمپین “حداکثر فشار” ایالات متحده ، که رئیس جمهور ترامپ ترجیح داده است در سال 6 برانجام را ترک کند ، بازسازی بازدارندگی کشور را برای ایران دشوار می کند. این امر حتی در مواجهه با بازگشت تحریم های سازمان ملل پس از فعال شدن مکانیسم اروپا Snapbec ، حتی دشوارتر است. گزینه باقیمانده برای غنی سازی هسته ای مخفی و مسابقه بمب – حتی تحت فشار شدید اقتصادی – مطمئناً منجر به حملات اسرائیل (و احتمالاً ایالات متحده) خواهد شد.
با این حال ، بازسازی بخشی از بازدارندگی ایران برای این رژیم ضروری است ، که در طول جنگ شش روزه ، حمله های سنگین به حملات ترکیبی اسرائیلی -آمریکایی را متحمل شد ، و همچنین مقاومت در برابر جنگ های اسرائیل با حماس در نوار غزه و حزب الله در لبنان و سقوط رژیم اسد در سوریه. این کار باید بدون تحریک نگرانی های اسرائیل انجام شود ، در حالی که ایالات متحده ، خلیج فارس و اروپایی در مورد احتمال گسترش هسته ای باید مدیریت شود تا همه بازیگران به یک سیاست سختگیرانه تر حرکت نکنند.
روشهای بازدارندگی مورد علاقه ایران
روشهای بازدارندگی مورد علاقه ایران به انتقادات رئیس جمهور ترامپ باز می گردد و در نهایت ترک می شود. علاوه بر تمرکز اصلی توافق ، برنامه توسعه موشک های بالستیک ایران و فعالیت های بی ثبات کننده منطقه ای از طریق اعضای “محور” آن به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفت. علاوه بر این ، شرکای آمریکایی در خلیج فارس ، که با تهدیدات قابل توجهی از ایران روبرو بودند ، کاملاً توسط این چارچوب رها شدند. با توجه به وضعیت فعلی ، ایالات متحده خواستار تعلیق کامل برنامه سلاح های هسته ای ایران ، از جمله ذخیره اورانیوم “گمشده” خواهد بود. جلوگیری از بازسازی “محور” ایران احتمالاً یک نکته حساس دیگر برای ترامپ خواهد بود. درعوض ، ایران ممکن است برای توسعه ابزارهای بازدارندگی سنتی ، مانند تمرکز روی نیروی هوایی قدیمی ، سیستم های دفاع هوایی که در جنگ 6 روزه و سایر مسیرهای نظامی نابود شده است ، بخواهد. همچنین انتظار می رود که انتظار می رود تعهدات ایالات متحده به جامعه بین المللی نیز مداخله کند.
مذاکرات و نقش واسطه ها
روش جایگزین برای دستیابی به توافق به شدت به مشارکت ایالات متحده بستگی دارد. انگلیس ، فرانسه و آلمان ممکن است سعی کنند بازگشت تهران به مذاکره و رعایت رژیم بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی را با فعال کردن مکانیسم اسنپبک که تهدید به بازگرداندن تحریم های کامل سازمان ملل قبل از پایان ماه سپتامبر می کند ، تشویق کند. در حقیقت ، کشورهای خلیج فارس ، از جمله عمان ، قطر و عربستان سعودی ، که در گذشته نقش مهمی در تسهیل مذاکرات ایران و در گذشته ایفا کرده اند ، قادر به ایجاد تغییرات قابل توجهی نیستند. تلاش های میانجیگری آنها از وضعیت آنها به عنوان صادرکنندگان عمده انرژی ، که ثبات اقتصادی و سیاسی خود را در حفظ جریان نفت و گاز ایمن از خلیج فارس می بینند ، تفکیک ناپذیر است. بدون حمایت قوی ایالات متحده که می تواند از مداخله بیشتر در ایران جلوگیری کند و تحریم ها را علیه اقتصاد خود برداشته باشد ، هیچ توافق نامه ای امکان پذیر نیست.
مذاکرات مستقیم برای تهران پس از نقض حاکمیت ایران توسط حملات ایالات متحده امکان پذیر نیست. این امر ضرورت دخالت را در این مرحله امکان پذیر می کند ، همانطور که گزارش اخیر منتشر شده توسط موسسه کمبریج خاورمیانه و شمال آفریقا برجسته شده است. کشورهای اروپایی و خلیج فارس ممکن است ایران را به تنهایی متقاعد نکنند ، اما میانجیگری آنها می تواند مسیر مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و ایالات متحده را باز کند ، به ویژه اگر رئیس جمهور ترامپ سیگنال های درستی را ارسال کند. چین و روسیه در این مرحله بازیگران کلیدی خواهند بود که حمایت از توافق نامه جدید نه تنها برای حق شورای امنیت سازمان ملل لازم نیست ، بلکه می تواند تأثیر مثبت دیگری بر ایران نیز ایجاد کند.
تأثیر چین و روسیه
وابستگی شدید چین به جریان های پایدار نفت و گاز از خلیج فارس ، به همراه موقعیت خود به عنوان بزرگترین مشتری نفت ایران ، موقعیت دوگانه ای برای پیشبرد توافق ایجاد می کند. این وابستگی باعث حساسیت پکن به هر اختلال ، حتی کوتاه مدت ، در تنگه هورموز می شود که می تواند منجر به پرش قیمت جهانی و تأثیر مستقیم بر رشد چین شود. از یک سو ، منافع چین در جلوگیری از دور جدید جنگ است که منطقه را بی ثبات می کند و از طرف دیگر ، وابستگی ایران به پکن برای 2 ٪ از صادرات نفتی خود ، که تهران برای جبران کاهش درآمد از تحریم های گسترده غربی استفاده کرده است ، یک اهرم برای فشار است. نقش پکن در تسهیل آشتی ایران -ساودی نیز پیوندی اضافی است که کشورهای حوزه خلیج فارس را به شرکت در توافقنامه منطقه ای جدید ترغیب می کند. همکاری نزدیک روسیه با کشورهای حوزه خلیج فارس در چارچوب اوپک به علاوه نیز این استدلال را تقویت می کند.
علاوه بر این ، همکاری های نظامی و انرژی روسیه با ایران ، که در طول سه سال جنگ روسیه در اوکراین عمیق تر شد ، آن را برای شرکت در بازسازی بازدارندگی ایران از طریق روش های غیر موجود ، در موقعیت خوبی قرار می دهد. تأثیر مسکو در اوپک پلاس نه تنها دیپلماسی منطقه ای بلکه ثبات تولید و قیمت گذاری جهانی نفت را نیز ایفا می کند و انگیزه ای برای شرکت فعالانه در مذاکرات فراهم می کند. مذاکرات فعلی ترامپ با رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در جبهه اوکراین مهم است ، اما این پیوند همچنین تضمین می کند که پیشرفت در ایران احتمالاً با امتیازات اوکراین گره خورده است.
مسیر باریک پیش رو
با توجه به اینکه وضعیت فعلی در ایران با خطر بالای جنگ و تعامل دیپلماتیک بدون حمایت از ایالات متحده تعیین می شود ، اما مانع از جبران مجدد نمی شود ، گزینه های سیاست رئیس جمهور ترامپ به منطق مذاکره باز می گردد تا به توافق برسد. مسیر باریک است ، اما ملاحظات استراتژیک ایران و ایالات متحده هر دو به از سرگیری تعامل اشاره دارند. هدایت مذاکرات ایالات متحده -ایران از طریق میانجیگری اروپایی و/یا عرب ، با در نظر گرفتن منافع و اهرم چین و روسیه و کاهش خطر اقدامات یک جانبه اسرائیل ، احتمالاً بزرگترین تست مهارت ترامپ در هنر تجارت خواهد بود. با این حال ، برای واشنگتن ، این مزایا فراتر از دیپلماسی است: جلوگیری از تلاطم بازار انرژی و حفظ ثبات قیمت جهانی نفت برای هرگونه توافق پایدار به همان اندازه مهم است. با توجه به اینکه خاورمیانه بیش از 5 ٪ از تولید جهانی نفت را در خود جای داده است ، خطر بروز مجدد فراتر از سیاست های منطقه ای و در قلب امنیت انرژی جهانی است.





