از خلع سلاح حزب الله تا بقیه ایده‌های خاورمیانه‌ای تیم ترامپ؛ چرا این اهداف احتمالا به نتیجه نمی‌رسند؟

از خلع سلاح حزب الله تا بقیه ایده‌های خاورمیانه‌ای تیم ترامپ؛ چرا این اهداف احتمالا به نتیجه نمی‌رسند؟
میهن تجارت پایگاه داده اخبار تحلیلی (mihantejarat.com):

استیون کوک در پلیس فارن نوشت: “من تقریباً مطمئن هستم که هیچ نکته ای در جهان وجود ندارد که درگیری بین واقعیت عینی و سیاست خارجی آمریکا به اندازه خاورمیانه باشد.” تهاجم عراق ، “دستور کار آزادی” و نسخه های مختلف روند صلح اسرائیل و فلسطین همه نمونه هایی از تقاطع خیالی آمریکا با شکست در طی چند دهه گذشته است. و با این حال ، این توهمات ادامه دارد.

با توجه به سرویس بین المللی “میهن تجارت” ؛ نمونه ای از معاصر بهتر از این وضعیت وجود ندارد به جز زمزمه فقیر حداقل پنج عضو دموکراتیک کنگره که از شناخت یک کشور فلسطین حمایت می کنند. هفته گذشته ، در جلسه رسمی در شورای روابط خارجی ، روی خان ، نماینده کالیفرنیا ، که این تلاش را انجام می دهد ، گفت که شناخت فلسطین توسط ایالات متحده می تواند راه حلی برای دو کشور دنبال کند.

وی گفت: “این به مردم منطقه امید می دهد.” “این یک راه حل ملموس به دور از حماس ارائه می دهد.”

صرف نظر از جنبه اخلاقی خانواده و علاقه تحسین برانگیز برای حل و فصل درگیری اسرائیل و فلسطین به نفع هر دو کشور ، دیدگاه وی تقریباً همان چیزی است که جورج دبلیو بوش پنج سال پیش مطرح کرده بود: دو کشورهای دموکراتیک-اسرائیلی و فلسطین. خانا فقط دستور را تغییر داده و قبل از صلح ، فلسطین را به رسمیت شناخته است.

اما او در توضیح چگونگی این امر به نتیجه مطلوب او منجر شد و تقریباً در مورد واقعیت های سیاسی جوامع اسرائیل و فلسطین ساده بود. راه حل دو کشور قبل از 5 اکتبر نیز شانس کمی داشت. حملات حماس به اسرائیل آن روز و جنگ بعدی در غزه تقریباً تصور را غیرممکن کرده است.

اشارات بی شماری به سیاستمداران اسرائیلی که سالها از صحنه خارج شده اند – از جمله یاتشاک رابین ، که ترور شد ، ترور شد. شیمون پرز که در 2 نفر درگذشت ؛ و باراک ، که اسرائیل را برای یک چهارم قرن پیش رهبری می کند – ناسازگاری های معمول آمریکایی ها را نشان می دهد که جهان را همانطور که می خواهند ببینند ، نه آنطور که هستند.

اینها فقط خانواده و همکارانش نیستند. دولت ترامپ همچنین به جرم توهمات توهمی – در مورد خلع سلاح حزب الله و حماس – مقصر است. حمله اسرائیل به لبنان ، که در سپتامبر 2008 با حمله مشهور Biper آغاز شد ، سیستم سیاسی لبنان را از سلطه حزب الله آزاد کرد و میهن تجارت رئیس جمهور جدید – پس از دوازده تلاش ناموفق – و تعیین نخست وزیر جدید. رئیس جمهور جوزف عون و نخست وزیر نوف سلام ، روند برچیدن “ایالت در ایالت” را که حزب الله به مدت چهار دهه ساخته بود ، آغاز کرده اند.

با این حال ، با وجود همه دستاوردهای نظامی اسرائیل و اهداف خوب رهبران جدید لبنان ، حزب الله نابود نشده است. این گروه ضعیف تر است اما هنوز اسلحه دارد ، کادرهای آن با انگیزه هستند و ایران بازسازی آن را متوقف نکرده است. به همین دلیل ، اسرائیل “آتش بس” را که واشنگتن در نوامبر گذشته با اعتصابات نظامی در لبنان واسطه کرده بود ، اداره می کند – و به همین دلیل است که تیم ترامپ می خواهد حزب الله را خلع سلاح کند.

در همین راستا ، تام باراک ، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده خاورمیانه ، که دوم پس از استیو ویتکوف را زد ، یک برنامه چهار مرحله ای برای ارتش لبنان برای دستیابی به این هدف پیشنهاد داد.

اما باراک ممکن است خلع سلاح حزب الله را دست کم گرفته باشد. چگونه یک سازمان مبتنی بر “مقاومت” – که پرچم خود را “حزب خدا” و “مقاومت اسلامی در لبنان” می نامد و اسلحه را در هوا بالا می برد – و خلع سلاح؟ این درخواست به معنای این است که از حزب الله بخواهیم دیگر حزب الله نباشد.

این هدف قابل تحسین است ، اما آیا عملی است؟ به خصوص در پایان سال ، همانطور که دولت ترامپ خواسته است؟ هنگامی که فرماندهان ارتش لبنان برنامه خود را برای خلع سلاح در اوایل ماه سپتامبر ارائه دادند ، اعضای وابسته حزب الله این جلسه را ترک کردند.

بسیاری از شهروندان سنی ، مسیحی و لبنانی ممکن است با خلع سلاح حزب الله موافق باشند ، اما احتمالاً بسیاری از شیعه ها اینگونه نیستند. سلاح های حزب الله منبع قدرت شیعه ای است که جمعیت آن فراتر از تأثیر آنها در سیستم مذهبی لبنان است ، سیستمی که در آن هر گروه مذهبی نقش ویژه ای را ایفا می کند: رئیس جمهور همیشه مسیحی ، نخست وزیر سنی و سخنگوی جامعه شیعه است. رهبر حزب الله ، نعیم قاسم – حسن نصرالله ، که در ماه سپتامبر در یک حمله هوایی اسرائیل کشته شد – هم یک رهبر چریکی و هم یک سیاستمدار است. توافق با خلع سلاح ، حمایت او را کاهش می دهد. سیاستمداران حزب الله می گویند برنامه ارائه شده توسط ارتش منتشر نشده است و این به معنای “تسلیم لبنانی به دولت ایالات متحده” است. آنها می خواهند بدانند که چرا حزب الله قبل از خروج اسرائیل از پنج پایگاه در جنوب لبنان باید سلاح های خود را رها کند.

البته ، ارتش لبنان می تواند از زور استفاده کند ، اما خطر خشونت مشخص است. حزب الله ممکن است با ارتش اسرائیل مقابله نکند ، اما کالشینیکوف ، نارنجک ها و سایر سلاح های سنگین هنوز تهدیدی برای صلح و همبستگی اجتماعی در کشوری دارند که طی پنج دهه گذشته بسیار صلح آمیز و پایدار دیده است. دولت ترامپ و دیگران در واشنگتن ، که می خواهند حزب الله را خلع سلاح کنند ، به نظر می رسد در مورد عواقب درگیری مسلحانه بین حزب الله و نیروهای لبنانی ساده است.

البته ، من آماده تعجب هستم. در دو سال گذشته ، لحظات “واقعاً شگفت انگیز” در خاورمیانه وجود داشته است. حزب الله ممکن است ضعیف تر از آنچه مردم فکر می کنند ، باشد و ارتش لبنان می تواند تمام سلاح ها و مهمات را جمع کند. با این حال ، من هنوز شک دارم که فرماندهان لبنانی می خواهند چنین خطری را بپذیرند. به همین دلیل ، یک روند مذاکره طولانی تر و تدریجی که ممکن است حزب الله را با برخی از سلاح ها به عنوان نیروی کمکی ارتش ترک کند ، واقعی تر و عاقلانه تر از برنامه باراک به نظر می رسد.

وضعیت مشابهی در مورد حماس وجود دارد. این گروه تا زمانی که مجبور نشود ، اسلحه های خود را رها نمی کنند و علی رغم تمام تلاش ها و توانایی های نظامی اسرائیل ، نتوانسته اند حماس را مجبور به تسلیم کنند. نیاز این گروه به خلع سلاح چیز بدی نیست ، اما آیا با واقعیت سازگار است؟ نه. و این فقط نظر من نیست – بلکه نظر رئیس ارتش اسرائیل ، که به دولت توصیه کرده است پیشنهادات آتش بس اخیر را بپذیرد.

قطعاً خوب است که یک دولت فلسطین با اسرائیل و در صلح وجود داشته باشد. حزب الله و حماس نیز مثبت خواهند بود ، اما واقعیت دستیابی به آن را بسیار دشوار می کند. با کمال تعجب ، Khana – یک دموکرات برجسته – دو دهه پیش صفحه ای از کتاب بوش را دنبال می کند نه تنها در نظر دو کشور ، بلکه در تعامل گسترده ایالات متحده در خاورمیانه که به صلح و ملت نیاز دارد.

به همین ترتیب ، عجیب است که دولت ترامپ مایل به دخالت در مسئله پیچیده خلع سلاح ، به ویژه در لبنان است. این خلاف ایده هایی است که رئیس جمهور در طول سفر خود به خلیج فارس در ماه مه مطرح کرد و به طور خاص چنین مشارکت را رد کرد.

تحسین برانگیز است که مقامات آمریکایی می خواهند جهان را بهبود بخشند ، اما وقتی سیاست شما از واقعیت جهان دور نیست ، احتمالاً شکست است. فقط به سه دهه گذشته آمریکا نگاه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی