جنگ، دور یا نزدیک؟ – به گزارش میهن تجارت

جنگ، دور یا نزدیک؟ - ایمنا

در آستانه ناآرامی ها در منطقه ، سؤال اصلی این روزها در ذهن عمومی و نخبگان یک سؤال ساده و در عین حال تعیین کننده است: آیا رژیم صهیونیستی و ایالات متحده دوباره رد ایران است؟ پاسخ کوتاه این است: هر دو جریان فکری که امروزه در محافل خبره شنیده می شود از شواهد قابل اعتماد بیرون آمده اند ، که هر یک از آنها در واقع احتمال بروز یا عدم وجود را توضیح می دهند. اما آنچه در اینجا مهم است یک حکم تعیین کننده نیست ، اما می توان مختصات مسئله را درک کرد و تکالیف ملی هوشمندانه را برای مقابله با هر سناریو اتخاذ کرد.

دو تحلیل متفاوت

در یک طرف این زمینه ، متخصصانی وجود دارند که حمله مجدد را در نظر می گیرند. مرکز استدلال این گروه دو چیز است: اول ، استراتژی توسعه و نظامی گرایانه نتانیاهو و نخبگان Tel Aviv Warrior که از ابتدای بحران نشان داده اند ، تمایل به فشار بر ایران دارند. دوم ، یک سیاست شریک فعال و گاه آمریکایی ، که در تعادل اخیر ، مجوزهای لازم را برای تل آویو فراهم کرده است. این گروه به نقاطی که در جنگ شش روزه فاش شده است اشاره می کند: حمله به مراکز حساس ، ترور هدفمند و استفاده از شبکه های منطقه ای برای تضعیف مقاومت. آنها می گویند: وقتی حریف احساس می کند که در دست اوست ، از حمایت ایالات متحده تا تضعیف دفاع و خلاء اطلاعات ، ممکن است تصمیم بگیرد که این حمله را تکرار کند.

از طرف دیگر ، طیف وسیعی از متخصصان وجود دارند که می گویند جنگ جدید هنوز در دستور کار نیست. استدلال این گروه مبتنی بر چهار دهانه محکم است: از دست دادن عنصر تعجب ، تقویت آمادگی نیروهای مسلح ، اثبات قدرت موشکی ایران و انسجام ملی مردم. به قول آنها ، تجربه 1 ژوئن نشان می دهد که تعجب می تواند یک نقطه عطف باشد. اکنون که ایران تعجب نکرد ، هزینه حمله برای طرف مقابل به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. علاوه بر این ، توانایی موشکی ایران و تجربه موفقیت آمیز تیراندازی های دقیق در طول 5 روز ، پالس بازدارندگی قدرتمندی را برای محاسبات تل آویو و واشنگتن ارسال کرده است. از طرف دیگر ، نزدیکی چین و روسیه و حساسیت بازیگران منطقه نیز ابعاد بین المللی تولید جنگ را پیچیده تر کرده است. و از همه مهمتر ، همبستگی ملی و واکنش داخلی مردم ایران نشان داد که “هرج و مرج داخلی” به عنوان پیشرانه تغییر سیستم نادرست است.

کوشکی: هشدار منطقه ای

در همین حال ، محمد سادگ کوشاکی ، کارشناس خاورمیانه در مصاحبه ای با ایمانا از جنبه مهمی از بحث خبر می دهد: بازی منطقه ای اسرائیل و ارتباط آن با کشورهای عربی ، ترکیه و حتی عراق. کوشکی تأکید می کند که اسرائیل امروز کارتهای قابل توجهی دارد و از ما پشتیبانی می کند. وی خاطرنشان می کند که اسرائیل به دنبال “قدرت کاملاً منطقه ای” است و حتی از توبه به خصومت با شرکای سابق تجارت و نظامی مانند Türkiye امتناع می ورزد. این مراقبت های منطقه ای ، به ویژه اگر با حضور جناح های رادیکال در کابینه نتانیاهو همپوشانی داشته باشد ، به این معنی است که تل آویو آماده آزمایش مرزها و ارسال پیام های تهدیدآمیز فراتر از خطوط سنتی است.

كوشاكی همچنین معتقد است كه اسرائیل نیز به نقش تعجب اشاره می كند ، كه نشان می دهد اگرچه تعجب از 9 ژوئن سخت تر شده است ، اما دشمن همیشه به دنبال راه های جدیدی برای تعجب است.

واقعیت تلخ این است که نه یقین جنگ مطمئناً اتفاق نمی افتد و نه کاملاً از بین می رود. با این حال ، آنچه واضح است ، چند وظیفه ملی واضح است که اگر در آن سرمایه گذاری شوند ، کشور هم در جنگ و هم در صلح طولانی مدت امن تر خواهد بود:

تقویت دفاع و دفاع یکپارچه: این تجربه دو روزه نشان داد که این موشک ها قدرت ایران را افزایش داده و هزینه تهاجم برای دشمن را افزایش می دهد. این ظرفیت نه تنها باید بلکه متنوع تر و بیشتر توزیع شود تا هر بخش از کشور آسیب پذیر تر باشد.

وحدت بواسیر: انسجام اجتماعی بزرگترین خاکریز دفاعی است. هرگونه تضعیف این اتحاد به نفع محاسبات دشمن خواهد بود. سیاست گذاران برای جلوگیری از رسانه و زمین بازی روانی به نفع دشمن باید اقدامات عملی را برای حمایت از فقرا انجام دهند.

پویایی دیپلماسی منطقه ای و بین المللی: ایران باید از این فرصت برای بستن چین و روسیه و تغییر در نگاه برخی از کشورهای منطقه استفاده کند ، اما در عین حال درهای دیپلماتیک با همسایگان محتاطانه برای افزایش هزینه های بین المللی حمله به ایران کار می کنند.

تهیه بحران و مدیریت بحران: سناریوهای جنگ نه تنها در میدان نبرد اتفاق می افتد. عدم اطمینان اقتصادی و اجتماعی می تواند چالش هایی ایجاد کند. ساختارهای مدیریت بحران ، توزیع کالاهای ضروری و برنامه های اطلاعات شفاف باید اکنون تقویت شود.

اطلاعات اطلاعات و عملکرد تأثیر: جلوگیری از خدمات خارجی و شبکه های مخالف خارجی یک الزام امنیتی است. اما این باید مبتنی بر هوش قانونی و اجتماعی باشد تا بیشترین تأثیر را در کاهش تهدیدات داشته باشد.

جنگ اصلی در ذهن است

در پایان ، شاید مهمترین آموزه این روزها همان جمله ای باشد که در متن اصلی بیان شده است: “جنگ اصلی اتفاق افتاده است ، نه در این زمینه بلکه در ذهن.” یادآوری ها ، پیش بینی ها و تقویت ترس عمومی همه یک چیز را نشان می دهد: تلاش طرف مقابل برای اعمال استرس روانی و اقتصادی. با این حال ، پاسخ ایران باید دو راه باشد ، توانایی بازدارنده آن و تقویت امید و ثبات در زمینه ذهن مردم و زندگی روزمره را حفظ و تقویت کند.

در زمینه عمل ، این به معنای برنامه ریزی هوشمندانه ، اقدام همدلی و تصمیم گیری های سیاسی شفاف و مسئول است. در زمینه گفتگوی عمومی و گفتمان ، یعنی اجتناب از دوگانگی های افراطی ، نه از وحشت و نه از جسارت صحبت می کنند. محاسبه واقع گرایی و تأکید مکرر بر همبستگی ملی بهترین سپر است. از آنجا که دشمن بیشتر به “ترساندن مردم” و “قلب سیستم تصمیم گیری داخلی” متکی است ، ما باید بیشتر به “حفظ ملت” و “تقویت قدرت داخلی” اعتماد کنیم.

در این رقابت پیچیده منطقه ای ، پیروزی واقعی داشتن یک جامعه منسجم ، نیروهای آماده و سیاست گذاری هوشمند ، آمادگی برای افزایش هزینه حمله برای طرف مقابل و حفظ امید و توانایی مردم است. این یک شعار نیست ، که یک ضرورت تاریخی است.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی