درصد سدهای امیر کبیر 2 ٪ ، 2 ٪ LATIAN ، LAR 2 ٪ ، Taleghan 2 ٪ و Mamlu 8 ٪ است. به عنوان سخنگوی صنعت آب ، به جز سد Talghan ، بقیه سدهای تهران یا به “حجم مرده” رسیده اند یا به آن نزدیک شده اند.
براساس تجارت اخبار ، بحران آب در تهران به یک واقعیت نزدیک و ملموس تبدیل شده است. آمار نشان می دهد که سدهای آبرسانی پایتخت یکی پس از دیگری به جلد مرده رسیده است. یعنی جایی که ذخایر آب عملاً قابل استفاده نیست یا فقط کار سخت و کمکی برای شبکه است.
در سدهای بزرگ ، بخشی از آب مخزن در پایین ترین نقطه قرار دارد که به دلیل محدودیت های فنی برداشت نمی شود و کاملاً مورد استفاده قرار نمی گیرد. این بخش که بین بستر رودخانه و پایین ترین دریچه های خروجی قرار دارد ، “حجم مرده” نامیده می شود. به عبارت ساده تر ، این آب ، اگرچه موجود است ، اما برای نوشیدن و استفاده از شهری در دسترس نیست و فقط در مواقع اضطراری یا برای جریان های اساسی محدود است.
آیا سد Mamloo از مدار صحیح خارج می شود؟
یکی از اولین سدهایی که به حجم مرده ، سد Mamlost ، که در روزهای اخیر منتشر شده است ، رسید.
خبرگزاری Tasnim گزارش داد که به دلیل ظرفیت 2 میلیون متر مکعب حجم مرده در سد و کاهش ذخیره آن به 5 میلیون متر مکعب ، ماملو عملاً از کار خارج شده است.
ایلنا در مصاحبه ای با عیسی بوزاده ، سخنگوی صنعت آب ، درباره این خبر که سد ماملو برداشته شده است ، گفت: “سد ماملو به حجم مرده رسیده است ، اما انتقال آب از پایگاه و حجم مرده همچنان ادامه دارد.” بنابراین ، سد خارج از مدار نیست اما میزان آب انتقالی کاهش یافته است.
بحران محدود به Mamlu نیست. سخنگوی صنعت آب روز دوشنبه به خبرنگاران گفت: سدهای امیر کبیر 2 ٪ ، 2 ٪ لاتی ، لار 2 ٪ ، تالگان 2 ٪ و Mamlu 8 ٪ است.
سخنگوی صنعت آب تأکید کرد: به جز سد Talghan ، بقیه سدها در تهران یا به حجم رسیده اند یا به آن نزدیک شده اند.
پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی رسیدن به مردگان سدهای تهران
کاهش شدید ذخایر آب سد نه تنها بر آب آشامیدنی افراد تأثیر می گذارد ، بلکه زنجیره ای از پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی را نیز در بر می گیرد. نتیجه اول افزایش محدودیت های آب برای خانوارها و صنایع است. افت فشار آب ، برش های متقاطع و سیاست های سهمیه می تواند بخشی از برنامه های اضطراری مدیریت بحران باشد.
از طرف دیگر ، وابستگی تهران به انتقال آب از استانهای همسایه ، فشارهای اجتماعی و حتی تنش های منطقه ای را تشدید می کند. علاوه بر این ، زهکشی سدها باعث آسیب جدی به اکوسیستم رودخانه های پایین دست می شود و احتمال فرونشست زمین در دشتهای اطراف تهران را افزایش می دهد.
تهران سالها با نابرابری بین مصرف و منابع آب روبرو است. رشد جمعیت ، گسترش غیر ضروری شهرنشینی ، مدیریت مصرف ناکارآمد و تغییرات آب و هوایی همه در این بحران نقش دارند. کاهش بارندگی در سال گذشته این فشار را دو برابر کرده است. در حقیقت ، مخازن سد نه به دلیل مدیریت کوتاه مدت ، بلکه در نتیجه روند طولانی مدت برداشت و مصرف غیر ضروری در بالای منابع به چنین وضعیتی رسیده اند.
مفهوم “روز صفر آبی” به روزی اشاره دارد که مخازن آب شهرداری آنقدر خالی است که آب فقط از طریق تانکرها و روشهای اضطراری توزیع می شود. اگرچه مقامات صنعت آب در تلاشند تا افکار عمومی را آرام کنند و اصرار دارند که هنوز هم مدیریت و منابع جایگزین وجود دارد ، اما آمار سدها نشانه جدی از وضعیت فعلی است. ادامه روند فعلی می تواند سرمایه ایران را به یکی از نمونه های جهانی روز صفر تبدیل کند.
بخش مهمی از بحران سدهای تهران نه تنها به دلیل تغییرات آب و هوا بلکه نتیجه مدیریت ناکارآمد منابع آب است. طی چند سال گذشته ، بیش از حد در ساخت سد به عنوان محلول اصلی بحران آب ، صرف نظر از استفاده از الگوی مصرف و برداشت ، امروز به فشار سدها منجر شده است. توسعه غیر ضروری کشاورزی در سدهای پایین دست ، تخصیص غیر شفاف و گاه سیاسی منابع آب و ناسازگاری بین معتمدین ، چرخه ای را ایجاد کرده است که منجر به کاهش کارآیی سدها برای پاسخگویی به نیازهای صنعت و صنعت شده است.
از طرف دیگر ، مدیریت مصرف در تهران نیز نقاط ضعف جدی دارد. علیرغم هشدارهای مکرر ، هیچ سیاستی روشن و الزام آور برای کاهش مصرف داخلی و صنعتی وجود ندارد و الگوی مصرف کننده همچنان در تهران رواج دارد. نشت زیاد در شبکه فرسوده انتقال و توزیع آب نیز نشانه این ضعف مدیریتی است.
به طور کلی ، آنچه امروز سدهای تهران را در شرایط بحرانی قرار می دهد ، مهمتر از همه ، نتیجه سیاست های نادرست و مدیریت ناکارآمد منابع آب است. اگر تغییر جدی در الگوی مصرف و نگهداری شبکه وجود نداشته باشد ، سدها دیگر نمی توانند نقش خود را در تأمین آب پایتخت بازی کنند و خطر “روز آبی صفر” از همیشه به واقعیت نزدیکتر است.
برای مطالعه بیشتر گزارش وضعیت ناگوار سد کاراج در اخبار تجاری بخوانید





