پایگاه دستمزد 2 ساله در طی یک دوره دو ساله به 2 دلار رسیده است. به عبارت دیگر ، دستمزد واقعی امسال تنها 2.5 دستمزد است که کارگران در سال 2 دریافت کرده اند.
طبق گفته های تجاری News ، سقوط “دستمزدهای واقعی” طی دو دهه گذشته روند برگشت ناپذیر بوده است ، اما شتاب مسیر از اواسط دهه 1980 افزایش یافته است. نزدیک به ده سال ، ارزش واقعی یک دستمزد سقوط بی سابقه ای را تجربه کرده است.
به منظور روشن شدن موضوع و عینیت آن ، یک بخش زمانی خاص را برای مقایسه در نظر می گیریم. قیمت دلار در ماه آوریل ، کمتر از ده سال پیش در بازار آزاد ، حدود 2 هزار دلار بود. در همان سال ، حداقل دستمزد کارگر (بدون مزایایی مانند حق فرزندان و حق فرزندان و مواد غذایی) با تصویب شورای عالی کار 4000 تومان بود. بنابراین ، در ماه آوریل ، حداقل دستمزد کارگر 2 دلار آمریکا بود ، به استثنای مزایای دستمزد. اگر مزایای دستمزد را به این رقم اضافه کنیم و 4000 دلار از آن روزهای نه مقاوم را در نظر بگیریم ، رسید حداقل کارگران به 2 دلار یا اندکی می رسد.
با یک پرش شش ساله به موقع ، دوره ای را طی می کنیم که شوک درمانی ارز و کاهش ارزش ارز ملی و همزمان سیاست های سرکوب دستمزد و رسیدن به زمان فعلی (1 اکتبر). در پایان 13 اکتبر ، قیمت هر دلار در بازار آزاد ایران حدود 4000 تومانس است ، در نه سال و چند ماه ، دلار پرش 1.5 برابر عجیب و غریب را تجربه کرده است ، اما حداقل دستمزد مصوب شورای عالی فقط بیش از ده برابر بیشتر از ده بار در سال بوده است.
به این ترتیب ، حداقل دستمزد کارگران ، به استثنای مزایای جانبی امسال ، فقط 2 دلار است که در صورت اضافه کردن کل مزایای دستمزد ، ممکن است حدود 2 دلار باشد.
ما پایگاه دستمزد 2 ساله سال را به 2 دلار در طی یک دوره دو ساله می بینیم. به عبارت دیگر ، دستمزد واقعی امسال تنها 2.5 دستمزد است که کارگران در سال 2 دریافت کرده اند. ارزش واقعی حداقل دستمزد کارگران (نه دستمزد اسمی و ریالی) در یک دوره 5 ساله 2 درصد کاهش یافته است! دریافت کارگران متوسط و متخصص نیز کاهش یافته و قدرت واقعی خود را از دست داده است.
دستمزد فقط 1 تا 2 روز!
و تأثیر این سقوط بر زندگی کارگران و بازنشستگان کاملاً مشهود است. غیر منطقی نیست که کارگران بازنشسته هر هفته در مقابل موسسات مسئول پلاکارد را نگه دارند که “دستمزدهای ما ریال است اما هزینه های دلار است …”.
در این میان ، محاسبات مستقل از معیشت خانوارهای کارگران بر اساس وعده های غذایی واقعی ، بر اساس جدول غذایی یک وعده غذایی گرم در روز توسط فرامارز توفیقی ، فعال کارگری ، نشان می دهد که حداقل درصد پوشش دستمزد یک خانواده متوسط 1.2 نفر فقط 2 میلیون و 6000 تومی است. نمونه کارها غذا به تنهایی بسیار بیشتر از دستمزد کارگران ، حتی دستمزد کارگران متخصص و متوسط است.
بیایید برگردیم؟!
آیا می توانیم امیدوار باشیم که سطوح کیفی و کمی زندگی دستمزد و درآمد به ده ها سال قبل بازگردد ، بلکه فقط کمتر از ده سال پیش ، به عنوان مثال ، آن سال؟ بهرام حسانی نجاد ، فعال کارگران و رئیس سابق انجمن کارگران معدن یزد چادملو ، در پاسخ به این سؤال گفت: “زندگی مردم کاهش یافته است ، چه کیفی و چه کمی ؛ ما به جایی رسیده ایم که زندگی ما فقط یک زندگی است و چیز دیگری نیست ….
به گفته فعال کارگری ، بخشی از این انحطاط ناخواسته به کاهش عزت کارگران و دستمزدها باز می گردد. او می گوید: هنگامی که کارگر مجبور به انجام هر کاری برای اجاره خانه می شود ، وقتی که تغذیه اینگونه نیست ، تحصیلات کلاس و فرزندان ما آینده ای ندارند …
Hosni Nejad ادامه می دهد: با ادامه سیاست های فعلی ، معیشت و عزت ما هرگز به اواسط دهه 1980 باز نخواهد گشت ، اگرچه ما در آن سالها مشکلات جدی داشتیم. از دیدگاه برعکس ، من احتمال پرش طولانی را نمی بینم و سقوط جدول زندگی ادامه دارد.
“هر دولتی سیاست های ضد لبیور دولت قبلی را به اتمام رسانده و هر بار به سوابق جدیدی رسیده است!” فعال کارگر بر این واقعیت تأکید می کند: رکورد دلار ، به این معنی که سازندگان دستمزد به پایین می روند و ثروتمندان ، دلالان و اجاره ها ثروتمندتر می شوند و شکاف دائماً عمیق تر است.
شکاف عمیق زندگی و دستمزد و حقوق دریافت شده ، با یارانه نهایی دولت و کالابر ، به هیچ وجه پر نمی شود. هیچ ترمیم دستمزد وجود ندارد و شورای عالی کار به عنوان یک متولی دستمزد خوابیده است.
کارگران ، حتی کارگران ماهر ، برای پر کردن بخشی از این سوراخ عمیق ، به “هر کار سخت اما شریف” روی آورده اند ، یک خانه را اجاره می کنند و اجازه نمی دهند که میز خانواده کاملاً خالی شود. از مسافران و فروشندگان گرفته تا جمع آوری زباله ، آنها یک رشته نازک برای تأمین هزینه می نویسند. در روزهای اخیر ، یک کارگر شهرداری با ما تماس گرفت و در مورد زباله در ساعات تاریک شب به ما گفت. در یک جمله ، او تمام رنج ها را خلاصه کرد: “من در تاریکی شب استتار می کنم و به دنبال زباله های فروش در زباله ها هستم ، می ترسم بدانم ، اما چه کاری باید انجام دهم ، من چاره دیگری ندارم ….
منبع: ایلنا





