جوهر توافق جدید هنوز خشک نشده بود که صدای آن پهپاد دوباره رافا پیچیده شد تنها یک روز پس از تبادل اسیران ، گلوله ها بار دیگر یادآوری کردند که در این سرزمین ، حتی کلمه “آتش بس” باروت بوی می دهد. همانطور که الگوی مکرر حملات در جنوب لبنان نشان داده است ، این تخلف بخشی از ماهیت رژیم است ، اما این بار در نقض توافق ، معنایی فراتر از بی اعتمادی وجود دارد. به نظر می رسد که صلح فقط یک فصل موقت در دفتر جنگ است.
از نظر ظاهری ، صحنه ساکت است. تبادل اسیران ، امضای سند ، لبخند میانجیگری. اما در فضای داخلی ، همه چیز در همان چرخه تکرار می شود: توافق ، نقض ، میانجیگری و بازگشت به نقطه شروع. این توافق نامه ها مبتنی بر عدالت نیست بلکه بر اساس مدیریت بحران است. نه برای پایان جنگ ، بلکه برای کنترل افکار عمومی.
نمایشنامه ای به نام صلح ترامپ
برنامه صلح که دولت ترامپ به نام واسطه گری مطرح کرد بیش از یک راه حل بود. هدف اصلی نشان دادن تأثیر و قدرت مدیریت بحران توسط واشنگتن بود. تلاش برای بازسازی چهره آمریکا در خاورمیانه و سکوت انتقادات داخلی. ترامپ به دنبال حل مشکل نبود ، اما او می خواست تصویر “صلح آمیز قدرتمند” را نشان دهد. بنابراین ، برنامه او مملو از ابهام ، تضاد و وعده های نیمی از اعدام بود. طرحی که فقط ظاهر دیپلماتیک داشت و در عمل چیزی را تغییر نمی داد.
نتانیاهو ؛ بین جنگ و صلح
از طرف دیگر ، نتانیاهو در وسط بن بست قرار دارد. ادامه جنگ برای او گران بود. تلفات بشر ، فشار بین المللی و بحران مشروعیت در اسرائیل ، وی را وادار کرده است تا به طور موقت آتش بس را بپذیرد. اما این پذیرش از صلح نبود ، بلکه برای اجبار و تاکتیک ها بود. او می خواست برای چند روز از شر افکار عمومی خلاص شود ، زندانیان اسرائیلی را برگرداند و در عین حال برای بازسازی سیاسی خود زمان بخرد.
نتانیاهو اکنون با دو فشار گرفتار شده است: از یک سو ، افکار عمومی خسته از جنگ و از طرف دیگر ، جریان های رادیکال و ارتش که صلح را نشانه ضعف می دانند. بنابراین او در تلاش است تا پیامی از قدرت ارائه دهد و وانمود کند که توافق با نقض محدود آتش بس است. سیاستی که نه جنگ و نه صلح است. عدم اطمینان محاسبه شده که قرار است او را بالا ببرد.
تبادل زندانیان و بازی افکار عمومی
تبادل اسیران و رسانه های آن به جای یک قدم انسانی یا سیاسی ، ابزاری برای مدیریت استرس اجتماعی است. تصاویر آزادی زندانیان احساس پیروزی و صلح را به همراه می آورد ، اما هیچ چیز در داستان تغییر نمی کند. این سیاست “مسکن سیاسی” است که مدتی می خوابد ، اما این بیماری در دست است.
آنچه امروز در غزه و فلسطین اتفاق می افتد یک مسئله نظامی یا سیاسی صرف نیست. این یک مسئله ایدئولوژیک و گفتمان است. ریشه بحران در اشغال نهفته است و در تفکر نهفته است که ظلم را حق و جنایت مقاومت می داند. تا زمانی که این تفکر از بین نرود ، هیچ آتش بس پایدار نخواهد بود. صلح واقعی با امضای حاصل نمی شود ، اما می توان بنیادهای فکری را تغییر داد و سیستم ستمگر را از بین برد.
صلح مسکن ، نه درمان
تمام برنامه ها و توافق هایی که در این سالها مطرح شده است ، در واقع مسکن موقت است. آنها درد را کاهش می دهند ، اما علت را ترک می کنند. اگر جهان واقعاً به دنبال صلح باشد ، باید ریشه ظلم را هدف قرار دهد ، نه علائم آن. هیچ بیانیه ای نمی تواند عدالت را در قلمرو اشغال ایجاد کند.
به گفته به گزارش میهن تجارت ، آرامشی که روی تخت بی عدالتی نوشته شده است دیر یا زود در شعله های همان خاکستر سوزانده می شود. این قانون نانوشته تاریخ است.
منبع : به گزارش میهن تجارت








