خشونتِ قانونی، رفتاری خنثی نیست

خشونتِ قانونی، رفتاری خنثی نیست


عباس عبدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: چندی پیش از افزایش تعداد اعدام‌ها در ایران، فیلم‌هایی که از اعتراضات زندان کرج منتشر شد، نوشتم و حالا گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد در این مورد انگیزه جدیدی به من داده است تا تحلیل‌های خود را برای مسئولان دستگاه قضایی بنویسم. آنتونیو گوترش در تازه‌ترین گزارش خود به مجمع عمومی با انتقاد شدید از افزایش تعداد اعدام‌ها در ایران مدعی شد که تعداد اعدام‌ها و اعدام‌ها در ایران در ماه‌های اخیر به شدت افزایش یافته است و خواستار توقف فوری تمامی اعدام‌ها و تعلیق احکام صادره شد.

وی در گزارش خود به نکات دیگری پرداخته است اما در این یادداشت تنها به موضوع اعدام می پردازم. من ترجیح می دهم بدون توجه به مخالفت های خارجی، نقدی بر مسائل ایران بنویسم. البته ما در دنیایی زندگی می کنیم که نمی توانیم و نباید نسبت به قضاوت دیگران به ویژه نهادهای رسمی بین المللی و افکار عمومی مردم دنیا بی تفاوت باشیم، زیرا خودمان هم در مورد رفتار دیگران قضاوت داریم، اما معتقدم اگر چیزی اشتباه است، باید با منطق درونی خود آن را نقد کنیم و اگر فکر می کنیم چیزی درست است، باید آن را به همان شیوه تایید کنیم. اما فراموش نکنیم که گزارش دبیرکل سازمان ملل بسیار مهم است و باید جدی گرفته شود. در این یادداشت صرف نظر از این نکته به موضوع می پردازم. همه می دانیم که دستگاه قضایی تلاش می کند در صدور قرار قصاص رضایت خانواده مقتول را جلب کند تا به قصاص محکوم نشوند. این یک حرکت خوشایند است.

منطق آن نیز مشخص است. اعدام لزوما به کاهش قتل کمک نمی کند. با توجه به اهمیت و میزان بالای قتل در ایالات متحده و همچنین ایالتی بودن قوانین و حذف و بازگرداندن مجازات اعدام در برخی از ایالت ها، مطالعات زیادی در مورد اثر بازدارندگی مجازات اعدام بر آمار قتل انجام شده است و اکثریت قریب به اتفاق این مطالعات نشان می دهد که هیچ مدرک قانع کننده ای وجود ندارد که مجازات اعدام در تناوب مجازات های شدید مرگ در تناوب مجازات های مرگبار، اثر بازدارنده و بازدارنده ای در مجازات های دیگر وجود ندارد. در ایالت هایی که مجازات اعدام را لغو کرده اند، میزان قتل افزایش نیافته و در برخی موارد حتی کاهش یافته است. در ایالت هایی که مجازات اعدام را بازگردانده اند، تغییر قابل توجهی در میزان قتل نسبت به دوره قبل ایجاد نشده است. در دهه گذشته، متوسط ​​نرخ قتل در ایالت های دارای مجازات اعدام، حدود 5 تا 6 مورد در هر 100000 نفر بود، در حالی که در ایالت های بدون مجازات اعدام، میانگین آن حدود 3 تا 4 در هر 100000 نفر بود. یعنی ایالت های بدون مجازات اعدام به طور کلی قتل کمتری دارند. سطح فقر و تحصیلات تأثیر بیشتری بر میزان قتل دارد تا وجود یا عدم وجود اعدام.

کشورهایی مانند کانادا، بریتانیا، فرانسه و آلمان نیز پس از لغو مجازات اعدام شاهد افزایش نرخ قتل نبودند. از سوی دیگر، کشورهایی که مجازات اعدام در آنها اجرا می شود، گاه نرخ قتل بالاتری دارند. این تفاوت ها در بین استان های ایران قابل آزمایش است. حالا که دستگاه قضایی تلاش خوبی برای جلب رضایت اولیای دم انجام می دهد، چرا مدعی العموم وقتی نوبت به او می رسد سخت گیری می کند؟ جرم و جنایت چقدر افزایش یافته است تا تعداد اعدام ها نیز افزایش یابد؟ قبلا خیلی زیاد بود واقعیت این است که رتبه اول کشور از نظر اعدام در جهان اصلا پیام خوبی نیست. اگر واقعاً فکر می کنید اعدام عامل بازدارندگی است، بهتر است محاکمه آنها را علنی پخش کنید، حتی مراسم اعدام را با جزییات نشان دهید تا دیگران نیز آمار آن را به طور کامل یاد بگیرند و منتشر کنند.

شاید بتوان گفت که اعدام در قانون است و باید اجرا شود. فکر می کنم این پاسخ درستی نیست. چون اگر بخواهند قانون را اجرا کنند، شاید تعداد اعدام ها به ویژه مواد مخدر افزایش پیدا کند. پس راهی برای کاهش آن وجود دارد به خصوص که خبری از افزایش کمی و کیفی این جرم نیست. بنابراین افزایش اعدام ها محصول سیاست های سخت گیرانه تر است. مهمتر از آن، افزایش اعدام ها جامعه را خشن می کند. این به نفع دولت نیست. خشونت قانونی یک رفتار خنثی نیست و می تواند دایره خشونت را در جامعه گسترش دهد. آثار این خشونت را در اخبار حوادث ناخوشایند ضرب و شتم دانش آموزان می توان دید. یا در آمار بالای درگیری می بینیم. هر روز در ایران نزدیک به 2000 دعوا به پلیس و سپس پزشکی قانونی منتهی می شود که از آمار واقعی دعوا بسیار بیشتر است. جوامع خشن در جهت توسعه و صلح گام بر نمی دارند. تعداد مشکلاتی که برای حل آنها به درجاتی از خشونت نیاز دارند بسیار اندک است. خشونت کوتاه ترین راه برای رسیدن به هدف است، اما ناامیدکننده ترین راه نیز هست.

مجازات های سخت مانند اعدام، حتی اگر در کوتاه مدت حس انتقام یا نظم را برانگیزد. در درازمدت تاثیرات منفی بر فضای عمومی جامعه می گذارند. وقتی دولت اتانازی را مشروعیت می بخشد، مرز بین خشونت قانونی و غیرقانونی در ذهن مردم محو می شود. جامعه به خشونت عادت می کند و حساسیت اخلاقی آن نسبت به زندگی انسان کاهش می یابد. علاوه بر این، دیدن یا دانستن اعدام ها (به ویژه در ملاء عام) باعث تضعیف حس همدلی، شفقت و کرامت انسانی در ناخودآگاه جمعی می شود. همچنین مجازات‌های سخت می‌توانند احساس امنیت «فرضی» را ایجاد کنند، اما در واقع سطح اضطراب و ناامنی را افزایش می‌دهند، زیرا حضور مداوم خشونت را یادآوری می‌کنند. در جوامعی که اعدام به ابزاری سیاسی یا نمایشی تبدیل می شود، قانون تنها راه نشان دادن اقتدار و نه عدالت است. همچنین وقتی مرگ به عنوان پاسخ نهایی جرم پذیرفته شود، انگیزه اصلاح، درمان و بازپروری مجرم کاهش می یابد. نگاه براندازی سیاسی و ناامیدی از اصلاحات که متاثر از این رویکرد و منطق است تقویت می شود. اثرات بسیار زیانبار اعدام بر بازماندگان و خانواده های آنها باید جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. همچنین هرگونه اشتباه قضایی در صدور حکم اعدام (که ممکن است در هر نظامی رخ دهد) بی اعتمادی شدید نسبت به کل دستگاه قضایی ایجاد می کند، زیرا اشتباه در اجرا غیرقابل جبران است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

العربی الجدید: همکاری نظامی بین مسکو و کابل؛ روسیه از طالبان در زمینه سیستم‌های دفاع هوایی و سلاح‌ها پشتیبانی می‌کند/ در جریان درگیری اخیر، ضعف اصلی طالبان، فقدان ابزار لازم برای بازدارندگی نیروی هوایی پاکستان بود که مسکو برای پر کردن این خلأ حیاتی وارد عمل شد/ پاکستان انتظار نداشت مسکو اقدامی انجام دهد که مغایر با منافع اسلام‌آباد تلقی شود، اما این اتفاق افتاد

ادعای ترامپ: ما به یک توافق بسیار خوب با ایران نزدیک شده‌ایم؛ اگر این توافق برای ما عادلانه نباشد، دوباره به وزارت جنگ متوسل خواهیم شد / تنها تضمینی که بر آن پافشاری می‌کنم، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است / تنگه هرمز باید فوراً و بدون عوارض عبور باز شود / نیروهای ما به محض بازگشایی تنگه هرمز و پایان یافتن رسیدگی به پرونده هسته‌ای، از منطقه خارج خواهند شد

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی