به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، رسانه ها، روزنامه ها و مطبوعات آزاد از ارکان توسعه و دموکراسی در هر جامعه ای محسوب می شوند. بر این اساس خبرگزاری به گزارش میهن تجارت مروری بر عناوین روزنامه های کشور دارد.
روزنامه ایران با عنوانگذار ملی از باخت» ادغام آینده بانک در بانک ملی را تحلیل کرد و نوشت:
ادغام بانک آینده که با بحران زیان انباشته و سرمایه ناکافی مواجه شد، گام بزرگی برای ساماندهی نظام بانکی کشور است، اما چالش اصلی جلوگیری از سرایت بحران این بانک به بدنه بانک ملی است. تجربیات گذشته در ادغام موسسات مالی نشان داده است که شفافیت در دارایی ها و تفکیک دارایی ها کلید غلبه بر بحران است.
به نوشته این روزنامه، راه حل درست مدیریت دارایی ها و بدهی های بانک آینده در قالب صندوقی مستقل از بانک ملی است تا این بانک تنها نقش دلالی را در ساماندهی ملک ایفا کند. در غیر این صورت احتمال سرایت نارضایتی و بحران نقدینگی به بانک ملی وجود دارد.
در همین زمینه، سهراب دلانگیزان، استاد اقتصاد به ایران گفت: بانک آینده سال ها با برداشت پول از بانک مرکزی و شرکت های غیرقانونی زیان هنگفتی را به بار آورد. اکنون باید دارایی های قابل بازیافت از دارایی های غیر قابل وصول جدا شود و سهامداران متخلف جریمه شوند تا زیان به بانک ملی منتقل نشود.»
امیرمحمد گالوانی، پژوهشگر اقتصاد پولی نیز هشدار داد که در صورت عدم تفکیک دقیق، بانک ملی به زودی با کسری نقدینگی مواجه خواهد شد. وی تاکید کرد: دارایی های غیرنقدی مانند ایران مال و سپرده های کلان مربوطه باید بلوکه شود تا بحران تکرار نشود.
ایران در پایان نوشت: موفقیت این ادغام منوط به شفافیت کامل، تفکیک مطلق دارایی های مشکل ساز و برخورد قانونی با مدیران مقصر است. در غیر این صورت زنجیره ورشکستگی در سیستم بانکی ادامه خواهد داشت.
روزنامه جهان هستی با عنوانمخاطب بیضا خود حکومت است; امور کشور با شعار پیش نمی رودوی با انتقاد از عملکرد دولت چهاردهم نوشت:
دولت با گذشت چند ماه از آغاز فعالیت خود همچنان در مرحله بیان بایدها و نبایدها است و هنوز به اجرای برنامه ها نرسیده است. کیهان نوشت: رئیس جمهور محترم در سخنان خود بارها بر لزوم انگیزه خدمت و پرهیز از سیاست زدگی تاکید کرده اند، اما ترکیب کابینه نشان می دهد که بین شعار و عمل فاصله زیادی وجود دارد.
این روزنامه با اشاره به اظهارات اخیر پزشکان نیویورک مبنی بر «اراده خدمت» نوشت: توزیع مناصب در دولت بیشتر شبیه پاداش حمایت انتخاباتی است تا انتخاب تخصصی.
کیهان همچنین با اشاره به تاکید رئیس جمهور مبنی بر داشتن برنامه آلترناتیو یا بدیل در اداره کشور نوشت: در حالی که از برنامه جایگزین صحبت می شود، دولت تمام تلاش خود را در سبد مذاکره با غرب در حوزه سیاست خارجی گذاشته است، سیاستی که پیش از این در دولت های یازدهم و دوازدهم شکست خورده بود.
روزنامه جوان با عنواندر طول سال چند بار آقای وزیر؟!وی به بحران معیشتی و افزایش مستمر قیمت ها پرداخت و نوشت:
دولت چهاردهم در حالی از مهار تورم صحبت می کند که قیمت کالاهای اساسی از لبنیات و مرغ گرفته تا برنج و روغن در طول سال چندین برابر شده است. با وجود وعده های مکرر برای کنترل بازار، سفره های مردم هر روز کوچکتر می شود.
این روزنامه با استناد به آمار مرکز آمار نوشت: تورم نقطهبهنقطه در مهرماه 48.6 درصد بوده و شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به سال 1400 چهار برابر شده است؛ یعنی خانوار ایرانی امروز باید چهار برابر همان کالایی را که چهار سال پیش خریده است بپردازد.
جوان در ادامه نوشت: اگرچه وزرای اقتصادی دولت افزایش قیمت ها را ناشی از «تعدیل منطقی» یا «تعدیل ساختاری» می دانند، اما واقعیت این است که این تعدیل ها بار سنگینی را بر دوش اقشار پایین جامعه گذاشته است.
در قسمت تحلیلی این گزارش آمده است: تورم محبوبیت فریبنده ای برای برخی مدیران است؛ چرا که ارزش دارایی ها را افزایش می دهد، اما در واقع قاتل خاموشی است که پایه و اساس جان مردم را می خورد و اگر دولت به جای وعده و وعید و جلسه اقدام فوری نکند، گرانی به یک عادت روزمره تبدیل می شود.
کیهان در بخشی دیگر از این تحلیل با اشاره به سخنان محمدرضا عارف و فاطمه مهاجرانی نوشت: تکرار کلمه باید در سخنان دولتمردان به یک عادت تبدیل شده است در حالی که بایدها به دستورالعمل اجرایی تبدیل شود. دولت به جای تریبون به میدان عمل برود».
روزنامه دنیای اقتصاد با عنوانسرمایه گذاری پایین دستیوی نوشت: بر اساس گزارش مرکز آمار، رشد تشکیل سرمایه ثابت در بهار 1404 منفی 1.9 درصد بوده که کمترین میزان در چهار سال اخیر است. این به معنای کاهش شدید سرمایه گذاری در ماشین آلات و زیرساخت ها است. عاملی که مستقیما رشد اقتصادی کشور را تهدید می کند.
به نوشته این روزنامه رشد اقتصادی منفی 0.4 درصدی در بهار زنگ خطری برای تحقق اهداف برنامه هفتم توسعه است. تحلیلگران کاهش درآمدهای نفتی، عدم اطمینان اقتصادی و بی انگیزگی برای سرمایه گذاری بخش خصوصی را از دلایل اصلی این وضعیت می دانند.
دنیای اقتصاد وی هشدار داد: بدون رشد سرمایه گذاری، اقتصاد ایران در سال های آینده توانایی افزایش تولید و اشتغال را از دست می دهد و رشد 8 درصدی تنها روی کاغذ می ماند.
بر اساس داده های مرکز آمار ایران، نرخ رشد اقتصاد ایران در بهار 1404 منفی 0.4 درصد بوده است. تولید اقتصادی به عوامل متعددی از جمله نیروی کار، میزان انباشت سرمایه و بهره وری عوامل تولید بستگی دارد. در اقتصاد ایران، رشد تولید ناخالص داخلی ارتباط تنگاتنگی با رشد تشکیل سرمایه ثابت دارد. رشد تشکیل سرمایه طی دهه گذشته روندی نزولی داشته و در نهایت در بهار سال جاری به منفی 1.9 درصد رسیده است که انباشت سرمایه و در نتیجه تولید تولید ناخالص داخلی را نامشخص کرده است. به نظر می رسد محدودیت درآمدهای نفتی و بی ثباتی اقتصاد کلان باعث رشد منفی تشکیل سرمایه در فصل بهار شده است. رشد منفی سرمایه ثابت هشداری برای چشم انداز رشد اقتصادی در سال های آینده است و تحقق اهداف برنامه هفتم پیشرفت را با سوال جدی مواجه می کند.
نرخ رشد اقتصادی در بهار سال جاری به منفی 0.4 درصد رسیده است که پایینترین نرخ فصلی از سال 1400 تاکنون است. رشد مستمر این شاخص که رشد اقتصادی نامیده می شود، هدف اصلی برنامه ریزان و سیاست گذاران اقتصادی است و به معنای افزایش توانایی یک کشور در ارائه کالاها و خدمات بیشتر به شهروندان است. در تحلیل بنیادی این رشد، سه عامل کلیدی نیروی کار، انباشت سرمایه و بهره وری کل عوامل (TFP) به عنوان ستون اصلی عمل می کنند. افزایش کمیت و کیفیت نیروی کار، یعنی افراد بیشتر شاغل و در دسترس برای تولید و با توانایی های بالاتر، مستقیماً منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی می شود. رشد جمعیت فعال و مشارکت بیشتر مردم در بازار کار، پتانسیل تولید اقتصاد را افزایش می دهد.
با این حال، اعداد صرف کافی نیست. کیفیت نیروی کار از اهمیت حیاتی برخوردار است. سرمایه انسانی که شامل دانش، مهارت و تجربه نیروی کار است، نقش تعیین کننده ای دارد. سرمایه گذاری در آموزش، بهداشت و توسعه مهارت ها، بهره وری فردی را افزایش می دهد و به هر واحد کار اجازه می دهد تا خروجی بیشتری تولید کند. نیروی کار ماهر و سالم می تواند با همین مقدار منابع ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند و این خود عامل مهمی در رشد اقتصادی پایدار است. عامل مهم دیگر در رشد اقتصادی سرمایه است. انباشت سرمایه به معنای افزایش موجودی سرمایه فیزیکی در یک اقتصاد است که شامل ماشین آلات، تجهیزات، ساختمان ها، زیرساخت ها مانند جاده ها و شبکه های ارتباطی و به طور کلی هر چیزی است که در تولید کالاها و خدمات آینده استفاده می شود. سرمایه گذاری جدید، چه توسط بخش خصوصی (مانند کارخانه هایی که ماشین آلات پیشرفته تر می خرند) و چه توسط دولت (مانند ساخت سد یا راه آهن)، ظرفیت تولید کشور را افزایش می دهد. اگر کارگری با ابزار بهتر کار کند، خروجی اش بیشتر می شود.
بنابراین، با افزایش میزان سرمایه فیزیکی در دسترس نیروی کار، تولید هر کارگر افزایش می یابد و در نتیجه تولید ناخالص داخلی افزایش می یابد. بنابراین، انباشت سرمایه برای افزایش مقیاس تولید ضروری است. علیرغم اهمیت نیروی کار و سرمایه، بسیاری از مطالعات اقتصادی نشان داده اند که بخش قابل توجهی از رشد اقتصادی را نمی توان تنها با افزایش این دو عامل توضیح داد و نقش بهره وری کل عوامل تولید نیز برجسته است. این عامل نشان دهنده کارایی است که کار و سرمایه با آن ترکیب شده و مورد استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر، بهرهوری کل عوامل تولید، معیاری برای پیشرفت فنی و سازمانی است که بدون افزایش مستقیم نیروی کار و نهادههای سرمایه، تولید را افزایش میدهد. مهمترین مؤلفه های TFP شامل نوآوری و پیشرفت فناوری، ساختارها و شیوه های مدیریتی بهبود یافته، سازماندهی بهتر فرآیندهای تولید و وجود نهادهای اقتصادی پایدار (مانند حاکمیت قانون و شفافیت) است.
روزنامه اعتماد با عنوانپایان جنگ تعرفه ها، آغاز رویارویی سلطه طلبانهوی به تحلیل تحولات بین المللی پرداخت و نوشت:
دیدار قریب الوقوع ترامپ و شی در حاشیه نشست APEC می تواند آغاز مرحله جدیدی از رقابت یا آشتی بین دو ابرقدرت جهان باشد. پس از سال ها جنگ تعرفه ای با چین، آمریکا متوجه شد که به تنهایی قادر به مدیریت بحران های جهانی نیست و به سمت همکاری موقت با پکن رفته است.
به گفته اعتماد، این توافق موقت بیشتر یک «آتش بس تاکتیکی» است تا یک صلح پایدار. زیرا اختلافات ساختاری بین دو کشور بر سر زنجیره تامین مواد معدنی کمیاب و نفوذ ژئوپلیتیکی همچنان پابرجاست.
دکتر مجید محمد شریفی در گفت و گو با این روزنامه گفت: رقابت آمریکا و چین تنها اقتصادی نیست، بلکه یک درگیری هژمونیک در انتقال قدرت جهانی است. قراردادهای تجاری موقت صرفا برای مدیریت بحران و جلوگیری از اتحاد کامل چین و روسیه طراحی شده است.
اعتماد در پایان تاکید کرد: چشم انداز روابط دو کشور منوط به میزان رضایت چین از قوانین جاری نظم جهانی است. نظمی که در صورت تغییر می تواند توازن قوا در آسیا و حتی موقعیت اروپا و هند را تغییر دهد.
منبع : به گزارش میهن تجارت








