اگر چند فعال اقتصادی بازار ارز را بهم‌ می‌ریزند، چرا نمی‌توانند پیش و پس از نوسان دلار بر بازار اثر بگذارند؟

اگر چند فعال اقتصادی بازار ارز را بهم‌ می‌ریزند، چرا نمی‌توانند پیش و پس از نوسان دلار بر بازار اثر بگذارند؟

به گزارش میهن تجارت، سیاست های ارزی مبتنی بر ایده هایی است که حتی می توان گفت برخی از این ایده ها ده ها سال است که با ما همراه بوده است. تا ذهن ما از این اندیشه ها رها نشود، نسیم تازه ای به حوزه سیاست ارزی این کشور نمی وزید. اما مهمترین این ایده ها چیست؟

1- بدون رفع تحریم ها و بدون کاهش سطح افزایش نااطمینانی های غیراقتصادی می توان بازار ارز باثباتی داشت.

این یکی از ایده‌هایی است که در سال‌های اخیر خاص بوده و از سوی مراجع تصمیم‌گیر مورد حمایت قرار گرفته است و اگرچه رد آن برای عموم مردم واضح و مبرهن است، اما تصمیم‌گیران تا زمانی که در این حوزه قرار نگیرند آن را درک نمی‌کنند. موقعیت و هزینه های گزاف به کشور تحمیل نکند. انجام داد با وجود این، عرصه سیاست در ایران برای کسانی که نشان می‌دهند به این ایده اعتقاد دارند باز است و معلوم نیست در سال‌های آینده این ایده در نهادهای تصمیم‌گیر کمرنگ شود.

2- عقد قرارداد ارزی در کنترل نرخ بازار ارز موثر است.

بزرگترین درسی که از سال 1396 می توان گرفت این است که انعقاد ارز و تعریف کلیه فرآیندهای اداری تجاری برای تحقق آن و تشکیل انواع سیستم ها نتوانسته از بی ثباتی و رشد قیمت ارز جلوگیری کند. در عین حال که باعث کاهش انگیزه و ناامیدی در تولید و تجارت شده است، در واقع فعالانی در این عرصه هستند که با داشتن رانت ارتباطی توانسته اند این موانع تودرتو را رد کنند، نه کسانی که مبتنی بر نوآوری، کارآمدی و رایگان هستند. فعالیت می تواند بازار و تجارت کشور باقی بماند. انعقاد ارزی در مدیریت نرخ ناموفق بوده است، اما در ناکارآمدی فرآیند تولید و مداخله حداکثری بوروکراسی های دولتی در تجارت و سپردن قدرت بیشتر به آنها موفق بوده است.

3- می دانیم هر بخش از اقتصاد به چه میزان ارز نیاز دارد و می توانیم برای عرضه آن بدون قیمت بازار آزاد برنامه ریزی کنیم.

یکی از مضرترین ایده های ارزی که شاید اکثریت قریب به اتفاق دلالان دستگاه های مرتبط با ارز به آن اعتقاد دارند همین جمله است. این ایده تنها زمانی درست است که معتقد باشیم بین نیاز به ارز و قیمت آن ارتباطی وجود ندارد. به عبارت دیگر وقتی تخصیص را از بازار حذف کنید و قیمتی کمتر از بازار آزاد را ملاک تخصیص قرار دهید، همه تجار به صف می‌پیوندند و به دلیل تفاوت قیمت، همه بیشتر از نیاز خود به دنبال ارز در بازار خواهند بود. قیمت بازار. سوال: چگونه می توانیم بفهمیم که چه مقدار ارز باید به هر محصول اختصاص دهیم؟ چگونه می توان مطمئن بود که شرایط هر محصول مانند سال گذشته است و باید مانند قبل تخصیص یا کم یا زیاد شود؟ هیچ متری به جز فشار هر کلاس وجود ندارد. این ناکارآمدترین روش تخصیص یکی از اساسی ترین کالاهای کشور است. این ایده منجر به این می شود که بانک مرکزی مسئول تامین ارز برای تجارت کشور باشد. کاری که امروزه در هیچ بانک مرکزی دنیا انجام نمی شود. آیا ما بهتر از بقیه کارشناسان و اقتصاددانان دنیا می دانیم که نقش بانک مرکزی چیست؟

4- قیمت دولتی نرخ ارز و واردات کالا با آن نرخ باعث کاهش قیمت مصرف کننده و کنترل تورم می شود.

کافی است با دنبال کردن روند قیمت کالاهای مصرفی که در ارز 4200 یا 28500 قرار می‌گیرند، متوجه می‌شوید که تغییرات قیمتی آن‌ها در چند سال اخیر کمتر از سطح تورم نبوده است. حتی تاثیر تغییر نرخ رسمی بر قیمت این کالاها نیز از پیامدهای تعیین چنین نرخ های رسمی و ایجاد انحراف در بازار است. سیاست ارزی دولت نتوانسته کمکی به اقشار آسیب پذیر کند در حالی که باعث شده تقاضا برای واردات کالاهای اساسی بیش از حد نیاز افزایش یابد. این امر باعث شده است که برخی از بخش ها به ویژه بخش های مرتبط با تولید کمتر به ارز دسترسی داشته باشند. رانت و مفاسد ناشی از تخصیص ارز به قیمت دولتی را که هر از چند گاهی به گوش می رسد را کنار بگذاریم.

5- حساب سرمایه قابل بسته شدن است.

حرکت به سمت قراردادهای ارزی با هدف جلوگیری از خروج سرمایه با این ذهنیت صورت می گیرد که سیاست گذار فکر می کند می تواند معاملات زیر حساب سرمایه را به طور کامل ممنوع و تعطیل کند. در حالی که می توان در مورد نامشروع بودن این هدف بحث های طولانی انجام داد، اما نکته اینجاست که جلوگیری از خروج سرمایه، جلوگیری از تقاضای حفظ دارایی ها و انجام معاملات تحت حساب سرمایه برای سیاست گذار یک ماموریت غیر ممکن است. ماموریتی که فقط بی نهایت انرژی را از ماشین مسئول بازار می گیرد بدون هیچ نتیجه ای. البته از آن نتیجه ای حاصل می شود. با عدم پذیرش بخشی از تقاضای ارز، این معاملات در بازار غیررسمی کوچک و کم عمق انجام می شود. به دلیل غیر رسمی بودن و ریسک معامله در آن، هزینه ای بر قیمت دلار تحمیل می شود و به دلیل سطحی بودن، نوسانات زیادی در آن وجود دارد. نکته اینجاست که از آنجایی که همه می توانند وارد این بازار شوند و آزادانه معامله کنند، این بازار غیررسمی است که ارزش دلار را تعیین می کند و این بازار غیررسمی است که عرضه و تقاضا را در سیستم های رسمی شکل می دهد. به همین دلیل است که سیاستگذار باید این ایده را کنار بگذارد و با پذیرش همه تقاضاهای ارزی از جمله خروج سرمایه و حفظ دارایی به سمت کاسه بازار برود. از طرفی با ابزارهای مالیاتی می تواند خواسته های این حوزه را به نحو بهتری کنترل کند. اما عدم پذیرش این نوع درخواست ها هزینه سنگینی برای مدیریت بازار ایجاد می کند.

6- بازار ارز انحصاری و در دست عده ای انگشت شمار است که نرخ ها را جابه جا می کنند.

اشاره کردیم که بازار غیررسمی سطحی و در تعیین نرخ موثر است و راه تغییر این وضعیت را برای سیاستگذار بیان کردیم. اما گاهی می گویند بازار غیررسمی آنقدر انحصاری است که فقط چند بازیگر اقتصادی بازی می کنند، همه چیز به هم می ریزد. اولاً مشخص نیست چرا قبل و بعد از هر نوسان قیمت، این چند نفر نتوانسته اند روی قیمت بازار تأثیر بگذارند. دوم اینکه سطحی بودن بازار به معنای انحصار آن نیست و اتفاقاً اگر کسی بخواهد قیمت گذار و انحصارگر این بازار باشد، بانک مرکزی است. بنابراین، اگر در مقطعی بازارساز نتواند بازار را کنترل کند، این نشان می‌دهد که هیچ‌کس نمی‌تواند نقش انحصارگر این بازار را ایفا کند و به طریق اولی نمی‌توان روند این بازار را تغییر داد. یک معامله رسمی چنین حرکاتی دارد.

7- نرخ ارز ثابت برای اقتصاد مفید است.

حتی اگر بتوان برای مدتی نرخ ارز آزاد را تثبیت کرد و نظام ارز ثابت را احیا کرد، این نظام ارزی برای اقتصاد کمتر بهینه است. نرخ ارز باید شناور باشد تا عدم تعادل بخش خارجی اقتصاد حل شود. حرکت به سمت نظام نرخ ثابت به ویژه در مواقعی که ذخایر ارزی افزایش می یابد، وسوسه ای است که سیاست گذار برای پویایی اقتصاد ایران باید به هر نحوی از آن دوری کند. سیاستگذار پولی و ارزی باید دریابد که ابزارهای پولی برای ایجاد ثبات پولی در کشور بسیار موثرتر از ابزارهای ارزی هستند.

8- مداخله با قیمت کمتر از بازار در کنترل نرخ ارز موثر است.

در صورت افزایش حجم عرضه ارز، با ثبات سایر شرایط، نرخ در بازار کاهش می یابد. به همین دلیل است که وقتی یک بانک مرکزی در دنیا می خواهد نرخ ارز را کاهش دهد، با ابزار مداخله از طریق حراج بازار را به صورت شفاف تحت تاثیر قرار می دهد. فروش کمتر از نرخ بازار اگرچه در کل عرضه را تحت تاثیر قرار می دهد، اما با دامن زدن به هیجان دسترسی به ارز ارزان می تواند منجر به مازاد تقاضا شود و عملا نمی تواند هدف سیاست گذار را برآورده کند.

9- مقررات یک ابزار سیاست گذاری است.

به عنوان یک تنظیم کننده، می توان از مقررات شفاف و جامع استفاده کرد، اما با ممنوعیت و ایجاد موانع قانونی در عملکرد عادی فعالان بازار، نمی توان اهداف سیاست گذاری را پیش برد. استفاده افراطی از این ابزار با افزایش مقررات غیرقابل جایگزین و متناقض تنها به این می انجامد که اگر فردی بخواهد همه آنها را رعایت کند عملا نباید فعالیت ارزی داشته باشد و از این نظر ، فعالان فعلی بازار را به یک جنایتکار بالقوه تبدیل می کند. برای تغییرات قابل توجه، ما باید این ایده ها را حذف کنیم و بر اساس حفظ حقوق مالکیت، علم و فرآیندهای طبیعی که در کشورهای دیگر انجام می شود، ایده هایی بسازیم.




منبع:

دنیای اقتصاد





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی