«فاجعه‌ای که ۲۰ سال ادامه دارد»/ نقد تند عبدی، زاهد و مهاجری به سیاست انرژی

«فاجعه‌ای که ۲۰ سال ادامه دارد»/ نقد تند عبدی، زاهد و مهاجری به سیاست انرژی


عباس عبدی، فیاض زاهد و محمد مهاجری در یادداشتی مشترک در روزنامه اعتماد نوشتند: کسانی که از بیرون به ایران نگاه می کنند قادر به درک سیاست های رسمی ایران نیستند. خصوصاً کشورهای همسایه و در مسائلی که آنها درگیر آن هستند. آنها فکر می کنند اینجا مدیرانی هستند که از کهکشانی دیگر و با ذهنیت متفاوتی آمده اند. به قول رفیق پوتین! به نظر می رسد ایران آخرین نظام کمونیستی است که هنوز نفس می کشد. 80 لیتر بنزین یک دلار و 400 لیتر گازوئیل فقط یک دلار، برق و گاز یکی است. همه دولت ها و اکثر صاحب نظران نیز می دانند که این کار جز تخریب و هدر دادن منابع اقتصادی و فساد گسترده، اثر دیگری ندارد، اما این سیاست همچنان پابرجاست. نتیجه چیست؟ هر روز بدتر از دیروز

فاجعه اینجاست که چند روز پیش یکی از نمایندگان مجلس که خود را معلم اقتصاد می داند، قیمت واقعی بنزین را لیتری 2 هزار تومان اعلام کرد. او در توضیح ایده خود اضافه کرد که نفت خام مال ماست و هزینه تبدیل هر لیتر آن به بنزین معادل 2 هزار تومان است و می خواست بگوید قیمت واقعی همان است! نیازی به رد این استدلال نیست زیرا هر عقل سلیمی مغالطه آن را درک خواهد کرد. هدف از نقل این سخنرانی این است که به این نکته اشاره کنیم که همچنان در کشور با چنین سخنانی مواجه هستیم. استدلال مشابهی در مجلس هفتم در سال 1383 منجر به تثبیت قیمت سوخت شد و حدود 20 سال است که مردم شاهد زیان های فزاینده و وحشتناک آن هستند.

در اینکه افزایش قیمت سوخت به دلیل آثار تورمی خود برای اقشار آسیب پذیر مشکل ایجاد می کند شکی نیست، اما در اینکه این معضل راه حلی دارد، شکی نیست، اما واقعیتی که نمی توان انکار کرد این است که بنزین و گازوئیل و سایر حامل های انرژی که حق همه مردم از جمله دهک های پایین است عملاً روی میز آنها نیست و مزیت آن مهمتر است. قاچاقچیان! سوخت می گیرند و قسمت مهمی هدر می رود و از بین می رود و هوای آلوده و ناسالم می شود و مردم را می کشد.

وقتی فرمانده نیروی انتظامی می گوید یک قاچاقچی سوخت تنها در دو ساعت پس از صدور حکم، ۱۱ هزار میلیارد تومان جریمه پرداخت کرده، می توان فهمید که چقدر پول از جیب مردم دزدیده شده است. مقام عالی کشور همسایه گفت همان بنزینی را که اینجا قاچاق می شود به دو برابر قیمت خود به ما بفروشید، ما قسمت مهمی از بودجه خود را تامین می کنیم! بنابراین بی دلیل نیست که با وجود اینکه موضوع قاچاق سوخت از مرزهای کشور برای ما اهمیت زیادی دارد، با وجود فراز و نشیب های فراوان و هزینه های مالی و جانی، نتوانسته ایم آن را کنترل کنیم و در آینده نیز نخواهیم توانست آن را کنترل کنیم.

حتی اگر روزی برسد که رقم قاچاق را صفر تصور کنیم، مصرف روزانه 120 میلیون لیتر بنزین در کشور و مصرف زیاد گاز و گازوئیل بار بزرگی بر دوش اقتصاد کشور است. مصرف بخش عمده ای از این مقدار بنزین و گاز قطعاً برای توسعه مفید نبوده و تنها به دلیل وجود خودروهای غیربهینه با مصرف سوخت بالا و حمل و نقل غیر ضروری و مسافرت و تفریح ​​غیر ضروری و گرم کردن خانه و محل کار در حالت باز بودن پنجره و همچنین استفاده از بخاری های غیر استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد.

اگرچه حذف قیمت حامل های انرژی در کنار بی انضباطی مالی منجر به تورم می شود، اما ادامه آن به ویژه در شرایط کنونی که تحریم های کمرشکن از هر سو بر کشور تحمیل شده است، ماندگار نیست و نباید اجازه داد این بار بیش از این بر دوش اقتصاد کشور سنگینی کند. البته به جای افزایش قیمت باید همین حامل ها را با قیمت موجود یا حتی رایگان در اختیار مردم قرار داد و سپس قیمت ها را آزاد گذاشت تا مردم در مصرف یا فروش آن بر اساس قیمت روز آزاد باشند. اگر در سال 1388 به جای 45 هزار تومان، 45 لیتر بنزین می دادند و همین الگو را به سایر حامل های انرژی هم تعمیم می دادند، امروز مشکل عمده ای در قیمت گذاری هیچ یک از حامل های انرژی نداشتیم.

بدیهی است که انتخاب و اجرای یک تغییر راهبردی و کلان نیازمند سیاست های مناسب و متناظر و جامع و حاکمیتی است. برای اجرای چنین استراتژی هایی در بخش انرژی، بیش از هر چیز به یک اراده سیاسی قوی و همچنین مدیریتی با ویژگی های ملی و اختیارات گسترده نیاز است. اصلاح نظام انرژی در ایران بدون حمایت، مدیریت و نظارت مستقیم عالی ترین مقامات کشور امکان پذیر نیست. مدیریت مستقیم نیز باید ترکیبی از افراد باتجربه در کنار جوانان باشد و در عین حال همگی متخصص و مستقل باشند و تحت تاثیر افراد ذینفع نباشند. در غیر این صورت، هرگونه تغییر یا تغییر استراتژیک بدون شروع به پایان می رسد.

دولت چهاردهم برخلاف دولت سیزدهم در این زمینه احساس مسئولیت کرده و حل مشکل انرژی را در دستور کار خود قرار داده است. طرحی که دو دهه است در دستور کار افکار عمومی قرار گرفته و دولت های قبلی اجرای آن را نپذیرفته اند و اکنون در دستور کار قرار گرفته است. اجرای آن هم در ساختار قدرت از بالاترین تا پایین ترین و هم در تمام سطوح جامعه در بین همه نیروها نیازمند اراده ملی است. وضعیت فعلی تامین و مصرف انرژی، بقای ایران را تهدید می کند و ما باید پشت طرحی متحد شویم که یک بار برای همیشه انرژی را به مردم منتقل کند و از قیمت گذاری برای بقای ایران و خروج از این گرداب جهل رهایی یابد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی