به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، در سیاست بین الملل همیشه آنچه در ظاهر گفته می شود مهم ترین قسمت ماجرا نیست. بسیاری از سفرها، نشستها و نشستهای دیپلماتیک به جای اینکه برای تصمیمگیریهای فوری یا اقدامات ناگهانی طراحی شوند، برای «قرار دادن» در آیندهای انجام میشوند که هنوز به طور کامل شکل نگرفته است. سفر آتی بنیامین نتانیاهو به آمریکا و دیدار او با دونالد ترامپ را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد. دیداری که اگرچه در سطح رسانه ای با محور ایران بازنمایی شد، اما در لایه های عمیق تری به موضوعی فراتر از یک مورد خاص گره خورده است.
نظم بین المللی در حال گذراندن مرحله گذار است. نظمی که دیگر قواعد ثابت دهه های گذشته را ندارد و بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای هر کدام به دنبال تثبیت جایگاه خود در این شرایط سیال هستند. در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری نگران «نقش آینده» خود است. نقشی که بدون هماهنگی با آمریکا قابل بازتعریف نیست. بنابراین می توان این نشست را تلاشی برای گرفتن چراغ سبز راهبردی دانست. نه لزوما برای یک اقدام نظامی فوری، بلکه برای ترسیم خطوط اقدام در سال های آینده.
در این میان ایران همچنان یکی از متغیرهای مهم در این معادله است. اما نه فقط از زاویه ای که معمولاً در تیترها برجسته می شود. به نظر میرسد تمرکز اصلی واشنگتن و تلآویو، بیش از پرونده هستهای، بر قدرت موشکی و ظرفیت ایران برای بازسازی سریع پس از جنگ 12 روزه متمرکز است. ظرفیتی که نشان داد هنوز معادلات بازدارندگی در منطقه به نفع ایران قابل بازتولید است. این موضوع زمینه تقابل را از «جنگ مستقیم» به «جنگ روانی و مدیریت افکار عمومی» سوق داده است.
همزمان با این تحولات، تهدید جنگ به ابزاری تبدیل شده است که کارکرد اصلی آن نه آغاز درگیری، بلکه ایجاد تعلیق است. ناامنی و فشار روانی؛ چه در داخل ایران و چه در منطقه. از غزه و سوریه گرفته تا نقش و تحولات قوی تر ترکیه در لیبی، همه این موارد در حال بازتعریف رابطه خود با نظمی هستند که هنوز نهایی نشده است. در چنین فضایی آنچه بیش از هر چیز مهم است، درک دقیق هدف این جلسات و روایت هایی است که پیرامون آن ساخته می شود.
نتانیاهو برای تعیین جایگاه اسرائیل در نظم نوین جهانی به دیدار ارباب خود رفت
محمدحسن دهقانی کارشناس مسائل بین الملل وی در گفت وگو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت با اشاره به دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو گفت: برخلاف برخی رسانه ها، اولویت اصلی این دیدار عدم پرداختن مستقیم به جمهوری اسلامی ایران بود. به گفته وی، محور اصلی این نشست تعیین موقعیت و تعیین جایگاه رژیم صهیونیستی در نظم نوین بین المللی بود. نظمی که در حال شکل گیری است و بازیگران مختلف به دنبال تثبیت جایگاه خود در آن هستند.
وی می افزاید: نتانیاهو در واقع به دنبال تعیین تکلیف رژیم صهیونیستی در این فضای جدید و گرفتن چراغ سبز از آمریکا برای آینده نقش خود در نقشه جهان بود. اگرچه پیش از این نیز درباره این موضوع صحبت هایی شده بود، اما اهمیت این دیدار در این بود که نتانیاهو مستقیماً به فلوریدا رفت تا در گفت وگویی مفصل مواضع اسرائیل در نظم جهانی آینده را با «اربابش» هماهنگ کند.
کارشناس مسائل بین بین المللی وی با بیان اینکه در سطوح کلان و راهبردی تمرکز اصلی بر این موضوع بود، تصریح می کند: در سطوح پایین تر و در حوزه تاکتیکی موضوعات دیگری نیز مطرح شد. از جمله تحولات غرب آسیا، جنگ روسیه و اوکراین، مسئله چین و رابطه این موارد و جایگاه رژیم صهیونیستی در نظم بین المللی آینده.
اهداف جلسه؛ از بازتعریف خط قرمز تا فضاسازی علیه ایران
دهقانی ادامه میدهد: آنچه در فضای رسانهای به چشم میخورد، بیشتر بخشهای صحبتهای ترامپ و نتانیاهو درباره ایران بود که بهویژه در رسانههای مخالف حضور داشت. تهدیدها، مرزبندیها و ادبیات جدید با هدف ایجاد التهاب در افکار عمومی ایران و افزایش تنش در جامعه بیش از سایر ابعاد این دیدار برجسته شد.
به گفته وی یکی از اهداف اصلی نتانیاهو از این دیدار تلاش برای ترسیم خط قرمز جدیدی در مقابل جمهوری اسلامی ایران بود. رژیم صهیونیستی در تلاش است ترامپ را متقاعد کند که از خط قرمز قبلی عبور کند. خطوط قرمزی که قبلاً یک بار زیر پا گذاشته شده اما اکنون به دنبال بازتعریف و تشدید آن است. اینکه دو طرف در این زمینه به توافق رسیده اند یا خیر موضوعی است که باید در ادامه تحولات مشخص شود.
تمرکز دشمن روی «استراتژی آشوب» در داخل ایران است
دهقانی در بخشی دیگر از این گفتگو با اشاره به شرایط داخلی کشور اظهار می کند: به نظر من این قسمت از فضای اول هم مهمتر است. باید بدانیم دشمن در مقطع کنونی چه نقشه ای برای جمهوری اسلامی ایران دارد. آنچه پس از جنگ 12 روزه و در شرایط تشدید دو بحران اقتصادی و عملیات روانی دشمن ترسیم شده است، تمرکز جدی بر راهبردی مشخص است که می توان آن را «راهبرد آشوب در ایران» نامید.
وی تصریح می کند: دشمن در تلاش است تا نقاط قوت جمهوری اسلامی ایران در جنگ 12 روزه و پس از آن و همچنین نقاط ضعف آن را در این مقطع زمانی معکوس کرده و از آن به نفع خود بهره برداری کند. این استراتژی با دو رویکرد اصلی دنبال شد. اول فشار اقتصادی و ایجاد التهاب در این زمینه که در بازار ارز، طلا، کالاهای اساسی و حتی برخی اعتصابات دیده شد و دوم تشدید عملیات روانی.
یک کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به فضای مجازی می گوید: امروز در شبکه های اجتماعی تصویری از تحولات داخلی ایران ترسیم می شود که گویی جمهوری اسلامی سقوط کرده و نظام جدیدی برپا شده است. داستانی مشابه آنچه در سال 1401 دنبال کردند. این ساخت و سازهای فضایی بخشی از همان عملیات روانی است.
دهقانی تاکید می کند: یکی از کارکردهای نشست فلوریدا تقویت این پروژه بود؛ یکی از کارکردهای جلسه فلوریدا تقویت این پروژه بود. فعال شدن فتنه ای جدید تحت عنوان آشوب در ایران. برای این کار به چارچوب های رسانه ای، ادبیات تهدیدآمیز و عملیات فریب نیاز داشتند. اوج این فضاسازیها در شبهای اخیر با موج رسانههای خصمانه از حمله قریب الوقوع مشاهده شد. در حالی که هدف اصلی فقط ملتهب ساختن داخل ایران بود.
وی در پایان خاطرنشان می کند: با هوشیاری اصناف، دانش آموزان و اقشار مختلف این موج تا حد زیادی فروکش کرده و فضای اجتماعی به سمت تعادل پیش رفته است.
هدف نهایی خنثی سازی نظامی ایران است نه خلع سلاح کامل
هشت اکوان، کارشناس مسائل آمریکا وی در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت اظهار کرد: موضوع به نظر من بیشتر جنبه روانی دارد تا نظامی. در واقع این جنگ بیشتر یک جنگ روانی است. به هر حال ترامپ و دستگاه اطلاعاتی او به خوبی می دانند که با حملاتی که به تاسیسات هسته ای ایران کردند نتوانستند به هدف اصلی خود که نابودی کامل برنامه هسته ای ایران بود برسند. ایران پس از چند سال قطعاً بازسازی خواهد شد، زیرا این دانش، دانش عمومی است و همانطور که اوباما قبلاً گفت، دانش را نمی توان بمباران کرد.
وی می افزاید: بنابراین اکنون به این نتیجه رسیده اند که به هدف نهایی خود نرسیده اند; علاوه بر آن، آن عملیات هزینه هایی نیز برای آنها در بر داشت. با توجه به اینکه موشک های ایران به ویژه در روزهای پایانی جنگ ضربات سنگینی به رژیم صهیونیستی وارد کرد، مهم ترین دغدغه آنها اکنون این است که چگونه می توانند ایران را به نوعی به سمت خنثی سازی نظامی سوق دهند. نه به معنای خلع سلاح کامل، بلکه به گونه ای که ایران از نظر نظامی ناکارآمد شود.
این کارشناس مسائل بین الملل تصریح می کند: آنها به دنبال این هستند که از طریق دیپلماتیک ایران را مجبور به پذیرش شروطی کنند که جمهوری اسلامی هرگز نمی پذیرد. همانطور که ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود بارها تاکید کرده است، این شرایط در واقع شرایط تسلیم هستند. با این حال، آنها سعی می کنند با موضوع جنگ به عنوان یک شمشیر برخورد کنند شبیه داموکلسهمیشه بالاتر از ایران باشید با دو هدف مشخص: اول تأثیرگذاری بر افکار عمومی در داخل کشور و ایجاد ترس از بازگشت به شرایط عادی، راه اندازی مجدد فعالیت های اقتصادی و تشکیل سرمایه گذاری پس از جنگ. و دوم، سوق دادن ایران به سمت تعلیق فعالیت های هسته ای و بیشتر، فریز کنید ساخت برنامه های موشکی و منطقه ای.
اکوان ادامه میدهد: میخواهند ایران را به جایی برسانند که بگوید بگذار چند سال از دولت ترامپ بگذرد، بعد در مورد گامهای بعدی تصمیمگیری میکنیم، اما این سیاستی نیست که ایران هرگز دنبال کند، زیرا تنها با ادامه فعالیتهای موشکی، برگزاری مانورهای نظامی و آزمایشهای موشکی جدید که هر از چند گاهی در رسانههای داخلی نیز منعکس میشود، میتوان بازدارندگی آمریکا و رژیم Z را حفظ کرد. اگر این فعالیت ها نیز تعلیق شوند، بازدارنده ای باقی نمی ماند.
وی در پایان می گوید: این جنگ از نظر روانی هم بر افکار عمومی و هم بر سیاست گذاران داخلی ایران تاثیر دارد. دشمنان از شرایط اقتصادی کشور و اعتراضات شکل گرفته سوء استفاده می کنند و از هر گزینه ای برای تضعیف ایران استفاده می کنند. آنها به طور گسترده در رسانه های خود اعلام کرده اند که ایران پس از جنگ 12 روزه ضعیف شده است. ادعایی که با واقعیت همخوانی ندارد. اما به نوعی سعی در اثبات این تصویر دارند و تنها با همین تلاوت ها می توانند چنین ادعایی را تقویت کنند; اینکه هنوز در حال طراحی و برنامه ریزی برای حمله نظامی به ایران هستند.
به گزارش به گزارش میهن تجارت، دیدار نتانیاهو و ترامپ را نمی توان تنها در قالب تهدید نظامی یا پرونده هسته ای ایران درک کرد.
این نشست بخشی از تلاش رژیم صهیونیستی برای تثبیت موقعیت خود در نظم جهانی در حال تغییر است. نظامی که در آن جنگ مستقیم جای خود را به فشار روانی، مدیریت ادراک و… می دهد فریز کنید توانمندسازی بازیگران مستقل در این معادله، ایران هدف حمله فوری نیست، بلکه موضوع یک پروژه فرسایشی بلندمدت است.
منبع : به گزارش میهن تجارت






