در شهری که دمای هوا در زمستان به منفی 30 درجه می رسد، میلیون ها نفر برای چندین دهه بدون گرمایش مرکزی زندگی می کنند. تجربه زندگی در هاربین چین نشان می دهد که شاید راه حل بحران انرژی امروز نه در فناوری های گران قیمت، بلکه در بازگشت به روش های هوشمند و کم مصرف گذشته باشد.
به گزارش تجارت نیوز، با افزایش قیمت حامل های انرژی، نگرانی از سردی زمستان و فشار بر خانوارها دوباره به یکی از موضوعات اصلی دنیا تبدیل شده است. در اروپا و بسیاری از کشورهای توسعه یافته، میلیون ها نفر با پدیده «فقر انرژی» مواجه هستند. به معنای عدم توانایی در تامین گرمایش کافی برای خانه ها است. در چنین شرایطی، تجربه شهرهایی که قرن ها در سرمای شدید دوام آورده اند، می تواند الهام بخش باشد. یکی از برجسته ترین این شهرها هاربین در شمال شرقی چین است. شهری که راه حل های محلی و کم مصرف برای زنده ماندن در سرمای استخوان سوز بدون تکیه بر گرمایش مرکزی مدرن پیدا کرده است.
هاربین؛ سردترین کلان شهر جهان
هاربین در شمال شرقی چین واقع شده و امروزه حدود 6 میلیون نفر جمعیت دارد. این شهر با سرمای مداوم و شدید زمستانی به عنوان بزرگترین شهر جهان شناخته می شود.
در زمستان های هاربین، دما معمولاً به منفی 30 درجه سانتیگراد می رسد. در ژانویه، حتی گرم ترین روزها به ندرت به بالای منفی 10 درجه می رسد. هوا آنقدر سرد است که مژه ها در هوای آزاد یخ می زنند. با این حال، مردم این شهر نسلهاست که بدون سیستم گرمایش مرکزی رایج در اروپا زندگی میکنند.
“کانگ”؛ تختی که خانه را گرم می کند
یکی از مهمترین عناصر معماری سنتی شمال چین کانگ است. سکوی بزرگ و آجری که همزمان نقش تخت، محل نشستن و منبع گرما را ایفا می کند.
کانگ سیستمی است که بیش از 2 هزار سال قدمت دارد و به اجاق گاز آشپزخانه متصل است. هنگامی که آتش برای پخت و پز روشن می شود، هوای گرم از کانال های زیر کنگ عبور می کند و انبوه خاک و آجر را گرم می کند.
ویژگی های کلیدی کانگ:
- گرم کردن بدن انسان به جای کل فضا
- ذخیره گرما در صدها کیلوگرم خاک فشرده
- انتشار تدریجی گرما در طی چند ساعت، حتی در طول شب
- بدون نیاز به پمپ، رادیاتور و برق
- مصرف سوخت بسیار پایین
در این روش ممکن است اتاق سرد بماند اما افراد با نشستن یا خوابیدن روی سطح گرم و استفاده از پتو احساس راحتی می کنند.
گرمای هدفمند به جای گرمایش گران قیمت
برخلاف گرمایش مرکزی، که کل خانه را تا دمای یکنواخت (معمولاً 22-20 درجه سانتیگراد) گرم می کند، سیستم هایی مانند کانگ بر اساس یک اصل ساده است: فقط در جایی که واقعاً از آن استفاده می شود گرما می شود.
بر اساس مطالعات انرژی، گرمایش کل یک خانه می تواند 30 تا 40 درصد انرژی بیشتری نسبت به گرمایش محلی مصرف کند. این تفاوت در شرایط بحران انرژی و افزایش قیمت سوخت بسیار تعیین کننده است.
الگوهای مشابه در شرق آسیا
رویکرد گرم نگه داشتن بدن به جای فضا فقط به چین محدود نمی شود. نمونه های مشابهی در سراسر آسیای شرقی وجود دارد:
- کره جنوبی – Ondol: سیستم گرمایش از کف که هوای گرم را زیر کف سنگ هدایت می کند. این فناوری هنوز در خانه های مدرن کره ای استفاده می شود.
- ژاپن – کوتاتسو: یک میز کوتاه با یک بخاری کوچک در زیر و یک پتوی ضخیم در بالا برای گرم نگه داشتن پاها و بالاتنه. کوتاتسو یکی از محبوب ترین وسایل خانه ژاپنی است.
- لباس های سنتی زمستانی: لباس های لایه ای و ضخیم که اغلب از پنبه یا الیاف طبیعی ساخته شده اند، بخشی جدایی ناپذیر از مبارزه با سرما بوده است.
اروپا هم این راه را می دانست اما فراموش کرد
جالب است که اروپا نیز در گذشته راه حل های مشابهی داشت. رومیان باستان از سیستم های گرمایش از کف استفاده می کردند. در قرون وسطی برای گرم نگه داشتن از پرده های ضخیم، فضاهای کوچک خواب و فرش استفاده می شد. اما با گسترش گرمایش مرکزی در قرن بیستم و انرژی ارزان، این روش ها کنار گذاشته شد. نتیجه ساختمان هایی بود که عایق بندی ضعیفی دارند و برای گرم ماندن به مصرف زیاد گاز و برق وابسته هستند. امروزه بر اساس آمار اتحادیه اروپا بیش از 40 میلیون نفر در این قاره با مشکل تامین گرمایش کافی مواجه هستند.
چرا این تجربه امروز مهم است؟
با افزایش قیمت انرژی و تشدید تغییرات اقلیمی، حتی فناوریهای جدید مانند پمپهای حرارتی و انرژیهای تجدیدپذیر بدون اصلاح الگوی مصرف به طور کامل کارآمد نخواهند بود.
سیستم های سنتی مانند کانگ به ما یادآوری می کنند که راحتی لزوما به معنای انرژی بیشتر نیست. طراحی هوشمند می تواند جایگزین مصرف بی رویه شود و گرمایش محلی یکی از مقرون به صرفه ترین راه حل ها برای آینده است.
تجربه زندگی در سردترین شهر جهان نشان می دهد که قرن ها پیش انسان ها بدون فناوری های پیچیده راه حل های پایدار و کم مصرفی برای مقابله با سرما پیدا کردند.
در جهانی که با بحران انرژی، گرمایش جهانی و فشار اقتصادی مواجه است، بازنگری در این دانش بومی و تطبیق آن با معماری مدرن می تواند بخشی از راه حل باشد. شاید وقت آن رسیده است که به جای گرم کردن همه چیز، هوشمندانه تر گرم بمانید.





