رضا فضلعلی، دکتری. در علوم سیاسی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:
هر بحرانی نیاز به ارزیابی و برنامه ریزی در تشخیص بحران دارد، در ابتدای هر بحران ارتباط و سپس تعیین و تایید مشکلات اساسی موجود مهم است. برخورد منطقی با احساسات درست جامعه و سپس بررسی گزینه های ممکن برای شنیدن و دیدن چالش در سطوح خرد، متوسط و کلان. سپس با ایجاد و شکل دادن به طرح عملی در مرحله آخر، اجرای طرح از پایین به بالا باشد. آشکار شدن یک بحران یک رویداد ناگهانی نیست، بلکه یک فرآیند است، بنابراین دو نوع مدیریت در این شرایط ضروری است. مدیریت چالش و مدیریت واکنش! بیشتر اعتراضات عقیدتی، مذهبی، رفتاری، اقتصادی، امنیتی، اطلاعاتی و حتی دخالت خارجی است.
بنابراین برای تحلیل آن ابتدا باید دید چه کسانی معترض هستند و به چه چیزی اعتراض می کنند. ابتدا باید تاریخچه کوتاهی از اعتراضات چند سال اخیر را مرور کنیم. به عنوان مثال، در دی ماه 1395، اعتراضات از مشهد شروع شد و به استان ها و شهرهای کوچک کشیده شد. در سال 2018، اعتراضات از حاشیه شهرها و شهرهای کوچک به مراکز استان ها و کلان شهرها رسید. در سال 1401 که هم گسترده تر و هم طولانی تر از اعتراضات قبلی بود، همزمان با تهران و کردستان اعتراضات به شهرهای مختلف سرایت کرد. اعتراض ژانویه 2016 ابتدا اقتصادی و سیاسی بود، اما اعتراض سال 2018 با یک موضوع صرفاً اقتصادی مطرح شد. چالش 1401 مبنای فرهنگی و امنیتی داشت. در سال های 1396 و 1398 اغلب هدف معترضان تغییر رفتار بازیگران بود، اما در سال 1401 شعارها کاملا متفاوت بود و هدف براندازی نظام بود. مضمون شعارهای سال 1398 و 1396 حول محور عدم توزیع عادلانه منابع، گرانی، بیکاری، بی اعتمادی به کارآمدی دولت، میزان دستمزد، فقر و محرومیت بود، اما در سال 1401 انتقاد از نظام سیاسی، انتقاد از تبعیض جنسیتی، انتقاد از ارزش سیاسی موجود و انتقاد از عدم اعتماد به دولت بود.
وجه مشترک همه اعتراضات عدم هماهنگی بود، آنها در وسط خیابان تصمیم گرفتند که چه شعاری بدهند و تا کجا پیشروی کنند، بیشتر خواسته ها به چالش کشیدن دولت و پاسخگویی مدیران در خیابان بود. اما آنچه نشان از نارضایتی از وضعیت موجود در این چند روز دارد بیشتر اقتصادی است که در صورت طولانی شدن، مسائل سیاسی، فرهنگی و انباشت نارضایتی های گذشته را نیز به خیابان ها می کشاند. بدون شک یکی از عوامل بی نظمی مدیریت عقلانی در زمان مناسب است. وقتی درخواست تغییر از مسیر اصلاحات به نتیجه نمی رسد یا احساس می شود این مسیر موفق نیست، اعتراض به تغییر وضعیت موجود است. بله، اگر مردم به دنبال تغییر در چارچوب ساختار باشند، وضعیت به اصلاحات تبدیل می شود. غیر از این، بدون شک هدف می تواند ناپایداری و ایجاد ناپایداری در کل ساختار باشد.
بنابراین باید بین جنبش اعتراضی و شورش یا براندازی تفاوت قائل شد. مدیران باید بدانند که بر خلاف گذشته، توده های مردم محکوم به ماندن در حاشیه سیاست، انفعال، بی تفاوتی و تماشاگر صرف نیستند. بلکه بازیگرانی فعال در عرصه های اجتماعی و سیاسی هستند که دائماً دولت ها را وادار به پاسخگویی به مطالبات اقتصادی، صنفی و طبقاتی می کنند. امروز کف خیابان در جایی که صاحبان قدرت و تصمیم ایستاده اند فریاد می زند: در مسیری یک طرفه و بی ارتباط با توده ها یا در بن بست های پر پیچ و خم. کجا ایستاده اند یا نزدیک و شاید در مسیری قدم می زنند که اجازه ورود ندارد. آنچه در اکثر اعتراضات خود را نشان می دهد ضعف سرمایه اجتماعی، انباشت نارضایتی، وعده های محقق نشده آزادی و عدالت، چه در شعار و چه در برنامه، نداشتن دید مثبت به آینده، انواع فشارها به نام آزادسازی قیمت ها، بی ثباتی، شنیده نشدن و بی پاسخ ماندن بسیاری از سوالات، عدم پذیرش رفتار از اصلاحات و عدم پذیرش مردم از سوی مردم، عدم پذیرش معنایی و عدم پذیرش مردم در مخالفت با مردم است. پاسخ غیر منتظره و ناامید شدن، زندگی Undone و آرزوی زندگی آبرومندانه، خلاصه تضاد در رویا و واقعیت موجود، بله، یاس کنشگری مردم را به خیابان می کشاند و متأسفانه وقتی ساختار به فکر اصلاحات نیست، خشونت افزایش می یابد و کاهش سرمایه اجتماعی با سرعت بیشتری پیش می رود.
متأسفانه در هفته های اخیر یا از استعفای آقای فرزین و یا انتقال و تکذیب های مکرر ایشان در جامعه صحبت شد! اما هنوز نمی دانم چرا آنقدر به جامعه پاسخ ندهیم که عده ای بدون وابستگی به نیروهای جناحی یا بیگانه برای اعتراض به وضعیت موجود به خیابان بیایند، بعد از چند ساعت دیگر رئیس بانک مرکزی تغییر کند یا در خبرها آمده باشد که پزشکان با نمایندگان اصناف جلسه داشته اند و امروز نیز رؤسای اتاق اصناف که در مرحله اول هیئت مدیره دولت در تهران و ایران باید در مجلس شورای اسلامی حضور داشته باشند، باید در مجلس شورای اسلامی شرکت کنند. واقعا نمایندگان اتحادیه های کارگری؟ اما این بار نگرانی از تجارت هایی مانند موبایل فروش، طلافروش و لوازم یدکی شروع شد. از نظر من این گروه به دنبال یارانه نقدی و کوپن خوراکی نیستند.
هر چند می دانیم دشمن همیشه در صحنه است و ساکت نخواهد ماند، اما هر اعتراضی در ابتدا به عوامل داخلی سیاسی، توسعه ای، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بستگی دارد. اعتراض با لبخند و بهانه های همیشگی و مقصر جلوه دادن این و آن دیگر نمی تواند پاسخی منطقی باشد. حاکمیت نباید به جای برنامه ریزی به دنبال محدودیت و کانالیزی باشد. من معتقدم ساختار فعلی دولت متناسب با پیشرفت مردم رشد نکرده است. راه حل اگرچه دشوار است، اما بسیار ساده است، روشنگری بدون تبعیض.





