۹ سناریو در مورد جنگ احتمالی ایران و آمریکا

۹ سناریو در مورد جنگ احتمالی ایران و آمریکا

حمزه صفوی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در این انتخاب نوشت: در شرایطی که فضای روابط بین الملل شاهد تحولات سریع و پیچیده ای است، روابط ایران و آمریکا به عنوان یکی از کانون های بحران جهانی همواره در کانون توجه تحلیلگران سیاسی و امنیتی قرار داشته است. تنش های اخیر دو کشور به ویژه در پی تحولات داخلی ایران و مواضع تهاجمی آمریکا این سوال را مطرح کرده است که آینده این روابط چگونه خواهد بود و آیا احتمال درگیری مستقیم یا غیرمستقیم افزایش یافته است؟

در روابط بین الملل و مطالعات امنیتی، به دلیل تعدد عوامل مؤثر در تصمیم گیری، پیش بینی قطعی علمی امکان پذیر نخواهد بود و حرکت صحیح، تبیین سناریوهای احتمالی با هدف آمادگی برای مقابله است.

وقتی صحبت از آمریکا به میان می آید از این قاعده مستثنی نیست و علاوه بر این در شرایط کنونی بزرگترین امپراتوری نظامی-اقتصادی بشر به دست فردی افتاده است که تصمیمات لحظه ای را بر اساس ویژگی های روانشناسی شخصی می گیرد و لزوماً تصمیمات منطقی و حساب شده نمی گیرد و این پیش بینی ها را دشوارتر می کند.

نکته بعدی این است که در این مقاله سعی شده است سناریوهای اقدام امنیتی-نظامی آمریکا علیه ایران ترسیم شود و سناریوهای واکنش ایران با توجه به ملاحظاتی در یادداشت های سیاستی یک اتاق فکر در حال انجام است.

با توجه به مقدمه ای که در پاسخ به این سوال ذکر شد، آنچه ممکن است بین ایران و آمریکا اتفاق بیفتد را می توان به 9 سناریو تقسیم کرد که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

سناریوی اول: در این سناریو می توان تحرکات نظامی آمریکا را در جهت ایجاد فشار روانی برای تأثیرگذاری بر فضای پس از اعتراضات در ایران مدنظر قرار داد. بر اساس ادعای دونالد ترامپ، آمریکا می خواهد از محاکمه های قضایی مرتبط با اعتراضات جلوگیری کند و به همین دلیل، اقدامات نظامی اخیر آمریکا ممکن است برای فشار بر دولت ایران باشد.

سناریوی دوم: در این سناریو، آمریکا حمله نظامی محدودی انجام می‌دهد و مکان‌هایی را که آمریکا معتقد است در مقابله با حوادث اخیر ایران نقش داشته‌اند، هدف قرار می‌دهد. ترامپ پیش از اتفاقات اخیر تهدید کرده بود که اگر تظاهرات هزینه انسانی داشته باشد، واکنش نشان خواهد داد و حالا کسانی که پس از ادعای ترامپ انگیزه حضور داشتند، انتقاد می‌کنند که ترامپ باعث مرگ بسیاری از مردم در ایران شد و پس از آن به سخنان او اعتباری نمی‌دهند.

سناریوی اخیر برای پاسخگویی و اعتبارسنجی تهدیدات قبلی ترامپ می تواند به مرحله اجرا برسد. در این میان، نکته این است که ایران هر نوع تجاوز به خاک خود را یک جنگ تمام عیار می داند و می دانیم که جنگ تمام عیار مستلزم پاسخی همه جانبه است. با این توصیف معلوم نیست پایان این سناریو کجا و نقطه آتش بس ایران و آمریکا کجاست. در ایران یک نتیجه گیری وجود دارد که پاسخ محدود به تهاجم آمریکا مجوزی برای تجاوز بیشتر است و همانطور که در رسانه های رسمی اعلام شد حجم و نحوه واکنش ایران با دفعات قبل یعنی واکنش به ترور سردار سلیمانی و حمله آمریکا به پایگاه های اتمی فردو و نطنز متفاوت است.

سناریوی سوم: در این سناریوی احتمالی آمریکا به مراکز اصلی تصمیم گیری حمله خواهد کرد. بنیاد آمریکایی دفاع از دموکراسی ها اخیراً فهرستی از اهداف احتمالی ایالات متحده برای حمله به ایران را منتشر کرده است که مراکز عالی و کلیدی تصمیم گیری جمهوری اسلامی یکی از آنها بودند. این سناریو دو فرض دارد. اولاً این حمله نمادین خواهد بود و بیشتر برای مشروعیت زدایی از نظام ایران و به نوعی عادی سازی حمله به حاکمیت جمهوری اسلامی است. به دنبال این تصمیم، آمریکا ممکن است بخواهد القا کند که جمهوری اسلامی یک دولت قانونی نیست و مشروع است که به آن حمله شود. قطعنامه اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد علیه ایران نیز این هدف آمریکا را تسهیل می کند تا آمریکا حداقل از حساسیت بین المللی حمله به ایران بکاهد.

بخش دوم این سناریو این است که هدف از حمله تکرار سناریوی ونزوئلا است. قسمت دوم این سناریو قوی نیست زیرا عنصر غافلگیری از بین رفته و نظام ایران در بالاترین سطح هوشیاری برای حفظ رهبری قرار دارد. عواقب این سناریو نیز مشخص نیست زیرا ایران اعلام کرده است که در کشورهای تحت نفوذ خود با آمریکا اعلام جهاد و درگیری خواهد کرد. بنابراین وضعیت ایران با آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد متفاوت است زیرا در ونزوئلا اولین نفر از کشور ربوده شد و آب تکان نخورد و این وضعیت در ایران قابل تحقق نیست و عواقب آن متفاوت است.

سناریوی چهارم: در این سناریو آمریکا به زیرساخت های موشکی و نظامی ایران حمله می کند. با توجه به اینکه اسرائیل به صراحت اعلام کرده است که تا زمانی که ایران توان موشکی خود را حفظ کند، اقدام علیه ایران را متوقف نخواهیم کرد و ترامپ نیز به صراحت بر کنار گذاشتن توان موشکی ایران تاکید کرده است، این سناریو ممکن است. اسرائیل و آمریکا مدعی هستند که به ایران اجازه نخواهند داد توانایی های موشکی خود را توسعه دهد و ایران باید از این قابلیت دست بکشد.

مشکل این سناریو این است که پایگاه های موشکی ایران به ویژه پس از جنگ 12 روزه گسترش یافته است. ایران کشور پهناوری است و پایگاه های موشکی آن در مناطق محدودی متمرکز نیست. این سناریو می تواند برای آمریکا بسیار پرهزینه باشد و شانس دستیابی به اهداف آمریکا کم خواهد بود. احتمال موفقیت این سناریو نسبت به دیگر سناریوهای تخریب سایت های هسته ای کمتر است زیرا با بازرسی بازرسان آژانس، مختصات جغرافیایی سایت های هسته ای مشخص است و از طرفی تعداد آنها قابل مقایسه با پایگاه های موشکی نبوده است.

ایران در رابطه با پایگاه های موشکی خود به ویژه پس از جنگ 12 روزه تمرکززدایی کرده است. این سناریو مملو از مشکلات فنی است و در صورت اجرا بعید به نظر می رسد که موفقیت زیادی داشته باشد. ایران نیز اعلام کرده است که در این سناریو تمام پایگاه های آمریکا را هدف قرار خواهد داد و اعلام شده است که حمله به خاک ایران به معنای جنگ تمام عیار است. با این حال، سناریوی اخیر می تواند برای کل منطقه خطرناک باشد.

سناریوی پنجم: در این سناریو آمریکا به زیرساخت های اقتصادی مانند عسلویه یا ستاره خلیج فارس حمله خواهد کرد. ما باید این وضعیت را به دو فرضیه تقسیم کنیم. فرضیه اول این است که حمله به صورت گسترده و فوری انجام خواهد شد. سناریوی آخرالزمانی که زیرساخت های اقتصادی را از بین می برد و ایران به زیرساخت های کشورهای حامی آمریکا در منطقه و اسرائیل حمله خواهد کرد. فرضیه دوم این است که حمله به صورت مرحله‌بندی، زمان‌بندی و رتبه‌بندی شده همراه با اعلام قبلی انجام می‌شود. به گونه ای که پس از هر قسمت از حمله، آمریکا شرایط خود را اعلام می کند و در صورت عدم موافقت تهران، مرحله جدیدی از حمله رخ می دهد. این سناریو ایران را در شرایط پیچیده ای قرار می دهد و ایران از کمک بحران در مناطق تحت عملیات خود استفاده می کند.

سناریوی ششم: در این سناریو حمله به این صورت است که یک منطقه را اشغال کرده و سپس منطقه پرواز ممنوع را در آن منطقه تشکیل می دهد. شیوه ای که آمریکا در سوریه و بخش هایی از عراق ایجاد کرد. با توجه به تحرکات امارات متحده عربی در رابطه با جزایر سه گانه و امضای اخیر بیانیه اتحادیه آفریقا در این رابطه و سایر تحرکات سیاسی امارات، ممکن است این سه جزیره در ابتدا و یا حتی بحث کردستان، بلوچستان یا مناطق آذربایجان مورد هدف قرار گیرند. این وضعیت به معنای ورود نظامی به ایران نیز هست که به تشدید بحران نیز منجر خواهد شد. امارات دارایی های زیادی در صورت تحقق این سناریو از دست خواهد داد.

سناریوی هفتم: در این حالت، بسیج نظامی ممکن است یک حرکت اقتصادی فلج کننده باشد. مثلاً باید ظرفیت نظامی آمریکا را به منطقه آورد تا به ورودی کشتی ها فشار زیادی وارد شود وگرنه صادرات نفت ایران به طور کامل مسدود می شود. این وضعیت به گونه ای است که اگر ایران بخواهد علیه آن اقدام نظامی انجام دهد، با عکس العمل سنگینی مواجه خواهد شد. این نیز سناریوی خطرناکی است که امید است مسئولان تدابیر لازم را برای آن اندیشیده باشند.

سناریوی هشتم: این سناریو ترکیبی از برخی از سناریوهای فوق الذکر است. ترکیبی از سناریوها ممکن است با برخی ترورهای هدفمند علیه مقامات ایرانی یا با اختلال و انفجار از داخل کشور در زیرساخت های اقتصادی، حمل و نقل، امنیتی و انرژی رخ دهد. در این سناریو هدف از بین بردن زندگی عادی در ایران است، علاوه بر این که در این صورت شهروندان غیرقانونی و گروه های متخاصم نیز ممکن است کمک کنند.

سناریوی نهم: سناریوی نهم را می توان سناریوی «شگفت انگیز» نامید. از نظر علمی، برخی از دستاوردهای فناوری این کشور هنوز ناشناخته است. در چند روز گذشته اعلام شد که آمریکا از سلاح سری جدید در حمله به ونزوئلا رونمایی کرده است. سلاحی که با ایجاد امواج صوتی بالا باعث خونریزی داخلی محافظان مادارو شد و باعث مرگ آنها شد. این یک فناوری جدید است که بشر قبلاً هرگز آن را ندیده بود. ما هم باید به این سناریو فضا بدهیم و از متخصصان علوم مختلف بخواهیم در صورت داشتن مدرکی از فناوری های جدید ارائه کنند تا برای مقابله با آن اقداماتی انجام شود.

در همه سناریوها به جز سناریوی اول که ایجاد اثر روانی پس از اعتراضات است، احتمال اقدام نظامی آمریکا وجود دارد، اما به دلیل ابهام در واکنش ایران، ریسک بالایی برای آمریکا محسوب می شود. آمریکا با دو مشکل مواجه است. او در ونزوئلا تا زمانی که مطمئن نشده بود سربازی کشته نخواهد شد، اقدامی نکرد.

در مورد ایران، دستیابی به چنین اطمینانی برای آمریکا دشوار است. بنابراین بعید است اتفاقی که در ونزوئلا افتاد در ایران هم بیفتد. نکته دیگر این است که آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد مطابق با دکترین امنیت ملی آمریکا بود. با توجه به اینکه نیمکره غربی جهان برای آمریکا در اولویت قرار دارد که همان چیزی است که در دکترین مونرو مطرح شده و از سوی ترامپ پیشنهاد شده و مطابق با اسناد برتر آمریکا است، اما درگیری با ایران برخلاف روح اسناد برتر این کشور است.

ارتش آمریکا برای حمله سریع و موثر ساخته شده است و ساختار نظامی ایران مبتنی بر مقاومت، بقا و پایداری تحت فشار است. نکته دیگر اینکه ایران قبلا در واکنش به ترور سردار سلیمانی و حمله آمریکا به فرودو و نطنز با هدف مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنش محتاطانه عمل می کرد، اما اکنون محاسبات در تهران تغییر کرده و هزینه سنجی برای آمریکا پیچیده تر شده است.

تهران بر اساس این درک عمل می کند که پاسخ نمادین به حمله احتمالی آمریکا، توانایی بازدارندگی ایران را به طور کامل از بین می برد. بنابراین متفاوت عمل خواهد کرد.

انباشته شدن مشکلات مختلف ایران را با وضعیت خطرناکی مواجه کرده است. تجمیع لایه های بحران داخلی و در عین حال امکان مداخلات خارجی، نیروی آسیب رسان را ایجاد کرده است. ایران چاره ای جز ایجاد اجماع در داخل در برابر نیروهای خارجی ندارد. اسرائیل و آمریکا به دنبال ایجاد توجیهی انسانی برای حمله به ایران هستند. با این توصیف ایران باید به تقویت فضای داخلی توجه کند. ایجاد طرح ها و ابتکارات برای نوعی اجماع و وحدت داخلی و نیز کاهش نیروهای مخالف در داخل و خارج می تواند در دستور کار قرار گیرد.

در بعد نظامی نیز داشتن برنامه عملیاتی برای بدبینانه ترین سناریوها و در نظر گرفتن احتمال اختلال در تمامی خطوط ارتباطی فرماندهی تنها در تاکتیک هایی مانند تاکتیک گرگ قابل بررسی است که بر اساس آن نیروها و گروه های بسیار کوچک اما بسیار کوچکی که توانایی عمل بدون فرماندهی واحد و مرکزی را دارند که قادر به انهدام اهداف نیروی دشمن هستند، تجهیز شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی