خاورمیانه یکی از پیچیده ترین حوزه های عمل رسانه های اجتماعی است. جایی که ارتباطات، هویت، سیاست و خشونت در هم تنیده شده اند. در این فضا، شبکه های اجتماعی امکان دیده شدن صداهای به حاشیه رانده شده و به بازتولید نفرت و دوقطبی شدن دامن زده است.
خاورمیانه یکی از پیچیده ترین حوزه های عمل رسانه های اجتماعی است. جایی که ارتباطات، هویت، سیاست و خشونت در هم تنیده شده اند. در این فضا، شبکه های اجتماعی امکان دیده شدن صداهای به حاشیه رانده شده و به بازتولید نفرت و دوقطبی شدن دامن زده است. مقاله «خاورمیانه؛ انقلاب رسانه های اجتماعی در ارتباطات عمومی و خصوصی» این وضعیت دوگانه را از منظر بین فرهنگی تحلیل می کند. نویسندگان این مقاله احسان شاه قاسمی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مایکل اچ پروسر، از بنیانگذاران گروه ارتباطات بین فرهنگی دانشگاه ویرجینیا هستند که بر اساس دیدگاه «مطالعات بین فرهنگی رسانه های جدید» (که شاتر آن را حوزه جدیدی در حوزه رسانه های اجتماعی می داند، نه تنها ابزاری در زمینه رسانه های اجتماعی است، بلکه تنها ابزاری در زمینه رسانه های اجتماعی نیست، بلکه به بررسی آن پرداخته است. مفاهیمی مانند هویت، قدرت، مذهب، قومیت و سیاست به هم مرتبط هستند. از این منظر، رسانه های اجتماعی هم می توانند به کاهش سوء تفاهم بین فرهنگ ها کمک کنند و هم می توانند سرعت سخنان نفرت انگیز و بیگانه هراسی را افزایش دهند. این مقاله به وضوح نشان می دهد که شبکه های اجتماعی تأثیر عمیقی بر مشارکت سیاسی داشته اند، به ویژه در جوامعی که قبلاً آزادی بیان محدود بود. این شبکه ها به گروه های حاشیه نشین اجازه داده اند تا داستان ها و دیدگاه های خود را به سطح ملی و حتی جهانی برسانند و بر افکار عمومی تأثیر بگذارند. نمونه هایی از بسیج سیاسی، مبارزات انتخاباتی و فعالیت های مدنی در کشورهای مختلف نشان می دهد که شبکه های اجتماعی به یک بازیگر مهم در صحنه سیاسی تبدیل شده اند. در زمینه اقتصاد، این مقاله نقش شبکه های اجتماعی را در بازاریابی، ایجاد وفاداری در مشتریان و افزایش ارتباط بین کسب و کار و مصرف کنندگان با استفاده از آمار نشان می دهد. این مقاله بررسی میکند که چگونه پلتفرمهای دیجیتال روشهای بازاریابی سنتی را تغییر دادهاند و ارتباط مستقیم با مخاطبان را امکانپذیر کردهاند. یکی از نکات برجسته این مقاله، نگاه انتقادی آن به مفهوم خود «خاورمیانه» است. نویسندگان خاطرنشان میکنند که این واژه ساختی قومگرایانه و وابسته به دیدگاه غربی است و در صورت عدم درک زمینههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی منطقه، سوءتفاهمهای بسیاری را به همراه دارد. پرداختن به مفهوم «خاورمیانه» به عنوان یک سازه مشکل ساز است. نویسندگان مقاله یادآوری میکنند که این مفهوم ریشه در دیدگاههای قومگرایانه و شرقشناسانه دارد و اغلب بهعنوان منطقهای ذاتاً بحرانزده، خشونتآمیز و غیرمنطقی مطرح میشود. این مقاله سعی می کند با برجسته کردن تنوع فرهنگی، زبانی و اجتماعی منطقه از این تصویر کلیشه ای فاصله بگیرد و نشان دهد که رسانه های اجتماعی در زمینه های بسیار متفاوتی کار می کنند. این نکته از نظر نظری یکی از دستاوردهای مهم مقاله به شمار می رود.
با این حال، همین رویکرد کلاننگری در برخی بخشها به نقطه ضعف مقاله تبدیل میشود. گستره جغرافیایی و مفهومی خاورمیانه باعث شده است که تحلیل ها بیش از حد کلی باقی بماند. این مقاله اگرچه به تفاوتهای درون منطقهای اشاره میکند، اما در مورد تجربیات زیسته کاربران در کشورهای خاص یا گروههای اجتماعی خاص کمتر کاربردی است. در نتیجه صدای کاربران عادی، زنان، اقلیت ها یا طبقات محروم کمتر شنیده می شود و تحلیل ها بیشتر در سطح نخبگان، دولت ها و بازیگران کلان باقی می ماند. بررسی دقیق عواملی مانند قومیت، مذهب، زبان، اقتصاد وابسته به نفت، مرزهای مصنوعی و درگیریهای تاریخی نشان میدهد که رسانههای اجتماعی در خلأ عمل نمیکنند، بلکه در بستری پر از تنشهای انباشته عمل میکنند. در حوزه سیاست نیز با ذکر نمونه هایی از فعالیت دیجیتالی، بسیج اجتماعی و تاثیر رسانه های اجتماعی بر افکار عمومی، بر نقش این بسترها در افزایش مشارکت سیاسی تاکید می کند. این نشان می دهد که شبکه های اجتماعی در خاورمیانه تنها بازتابی از تحولات سیاسی نیستند، بلکه به بخشی از عرصه سیاسی تبدیل شده اند. اما در عین حال، این مقاله هشدار می دهد که این فضاها می توانند به ابزاری برای نظارت، کنترل و دستکاری افکار عمومی نیز تبدیل شوند. هشداری که به ویژه در شرایط حکومت های استبدادی و درگیری های منطقه ای اهمیت دارد. شبکه های اجتماعی می توانند به ابزاری برای گسترش نفرت، ترویج افراط گرایی و خشونت تبدیل شوند. مقاله با نمونه ای از فعالیت های رسانه ای داعش این موضوع را به خوبی نشان می دهد. نمایش حرفه ای خشونت، انتشار سریع عکس های هولناک و امکان جذب نیرو از طریق اینترنت از جمله خطراتی است که در مقاله به آن اشاره شده است و این موضوع به درستی خوش بینی ساده انگارانه «دموکراتیزه سازی ارتباطات» را به چالش می کشد و نشان می دهد که رسانه های اجتماعی به همان اندازه می توانند ابزار خشونت باشند که ابزار رهایی هستند و مانند یک کلمه دو طرفه عمل می کنند. جهانی شدن از طریق اینترنت همیشه فرهنگ ها یا صلح را به هم نزدیکتر نمی کند. با نگاهی به بخش روش شناختی مقاله، به مزایای تحقیق در شبکه های اجتماعی مانند دسترسی به داده های فراوان و کاهش هزینه ها اشاره می کند. همچنین به فرصت های تحقیقاتی در رسانه های اجتماعی از جمله دسترسی به داده های گسترده و امکان تحلیل رفتارهای ارتباطی در مقیاس بزرگ اشاره می کند. در عین حال، نویسندگان به مشکلاتی مانند حسابهای جعلی، خودسانسوری کاربران و ملاحظات اخلاقی توجه میکنند. این دیدگاه متعادل یکی از نقاط قوت مقاله است. با این حال، اتکای اصلی متن به بررسی ادبیات و دادههای ثانویه باعث شده است که مقاله کمتر به تحلیلهای تجربی عمیق مبتنی بر دادههای بومی توجه کند. با این حال، آنها همچنین مشکلاتی مانند حساب های جعلی، خودسانسوری کاربر و مسائل اخلاقی جمع آوری داده ها را در نظر می گیرند. این دیدگاه متعادل، مقاله را از خوش بینی سطحی درباره «داده های بزرگ» دور می کند. این مقاله با عنوان «خاورمیانه؛ انقلاب رسانههای اجتماعی در ارتباطات عمومی و خصوصی» تلاش میکند تا نقش رسانههای اجتماعی را در خاورمیانه، منطقهای پیچیده و پر از درگیری، بررسی کند. این مقاله نشان میدهد که رسانههای اجتماعی در این منطقه قهرمان نجات دموکراسی نیستند و تنها ابزاری برای ترویج خشونت نیستند. از بازنمایی خاورمیانه در رسانههای اجتماعی، شکاف مهمی در تحلیل آن دیده میشود و آن فقدان نگاه عمیق به «مخاطب» در غرب است، نه تنها روایتهایی درباره خاورمیانه تولید میکنند، بلکه این روایتها در یک بستر فرهنگی خاص مصرف و تفسیر میشوند، با پسزمینهای از شرقشناسی رسانهای، و غالباً به تفسیر و تعبیر «خاورمیانه» میپردازند. در مجموع، با وجود برخی کاستی ها، این مقاله می تواند شروع خوبی برای بحث های جدی تر در مورد رسانه، قدرت و فرهنگ در خاورمیانه باشد.
نویسنده:
تینا مهدور
بیشتر بدانید:
فضای مجازی خاورمیانه





