به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، قانون و روان انسان دو مؤلفه اساسی در شکلگیری نظم و معنا در زندگی اجتماعی هستند. قانون به عنوان یک چارچوب بیرونی، مرزهای رفتار فردی و جمعی را مشخص می کند و روان انسان تعیین می کند که چگونه این مرزها درک، تفسیر و در نهایت رعایت شوند. از این منظر، حاکمیت قانون نه تنها یک رفتار قهری یا واکنشی نیست، بلکه نتیجه تعامل ساختارهای حقوقی و فرآیندهای روانی درونی افراد است و هر چه این تعامل آگاهانه و هدفمندتر باشد، جامعه منظم و آرامتری شکل میگیرد.
از منظر حقوقی، وجود قوانین به تنهایی برای تحقق نظم اجتماعی کافی نیست و قانون زمانی کارآمد خواهد بود که مردم به فلسفه، کارکرد و ضرورت آن آگاهی داشته باشند. آموزش قانون مدار از سنین پایین به افراد کمک می کند تا قانون را نه به عنوان مجموعه ای از ممنوعیت ها، بلکه به عنوان ابزاری برای تنظیم روابط انسانی و حمایت از حقوق متقابل درک کنند و این نوع آموزش فاصله بین قانون و زندگی روزمره را کاهش می دهد و آن را به بخشی طبیعی از رفتار اجتماعی تبدیل می کند.
علاوه بر این دیدگاه، روانشناسی تأکید می کند که پذیرش واقعی قانون به احساس عدالت، امنیت و احترام بستگی دارد و فردی که از دوران کودکی قوانین منصفانه، قابل پیش بینی و تبیین شده را تجربه کرده است، در بزرگسالی تمایل بیشتری به رعایت آنها از خود نشان می دهد. چنین فردی قانون را عاملی برای حفظ ثبات روانی و اجتماعی می داند و این احساس نقش مهمی در کاهش مقاومت درونی در برابر قوانین اجتماعی دارد.
حاکمیت قانون نتیجه تعامل آگاهانه آموزش، آموزش و تجربه زیسته افراد جامعه است و زمانی که قانون از دوران کودکی به درستی آموزش داده شود و با درک روانشناختی، گفتگو و الگوی رفتاری همراه باشد، جزء ثابتی از شخصیت فرد می شود. چنین رویکردی نه تنها به کاهش آسیب های اجتماعی و افزایش نظم کمک می کند، بلکه زمینه ساز رشد روانی، مسئولیت پذیری و همزیستی سالم می شود.
قانون مداری یکی از پایه های اصلی زندگی اجتماعی سالم و منظم است / آموزش قانون مدار از دوران کودکی اهمیت ویژه ای دارد.
پریا آراسته، وکیل، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حقوقی به خبرنگار به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه قانون مداری یکی از پایه های اصلی زندگی سالم و منظم اجتماعی است، گفت: قانون چارچوب مشترکی را برای رفتار افراد جامعه فراهم می کند تا تعاملات قابل پیش بینی، عادلانه و امن تر باشد و با پایبندی مردم به قانون، روابط اجتماعی شفاف تر شده و زمینه بسیاری از درگیری ها و سوءتفاهم ها کاهش می یابد.
وی با بیان اینکه تربیت قانون مدار از دوران کودکی اهمیت ویژه ای پیدا می کند، زیرا منش و الگوهای رفتاری انسان در سال های اولیه زندگی شکل می گیرد، می افزاید: کودکی که از همان ابتدا با مفهوم قانون، نوبت، حقوق دیگران و مسئولیت شخصی آشنا باشد، در بزرگسالی رفتارهای منظم و مسئولانه تری خواهد داشت و آموزش ساده متناسب با سن کودک می تواند درک او را از عدالت، احترام متقابل و نظم اجتماعی تقویت کند.
این حقوقدان، کارشناس حقوقی و محقق حقوقی یکی از فواید مهم آموزش قانون مدار از دوران کودکی را پیشگیری از رفتارهای پرخطر و نابهنجار در آینده عنوان می کند. کند
آموزش قانونمداری در دوران کودکی، زیربنای اعتماد پایدار به آینده است/ ترویج حاکمیت قانون از دوران کودکی یک ضرورت اجتماعی و اقدامی آیندهساز برای رشد فردی و جمعی است.
آراسته با بیان اینکه از منظر اجتماعی قانون مداری اعتماد عمومی را افزایش می دهد، ادامه می دهد: زمانی که مردم احساس کنند قوانین به صورت گسترده رعایت می شود، احساس امنیت و آرامش در جامعه تقویت می شود و این اعتماد یک سرمایه اجتماعی است که به همکاری بیشتر، کاهش تنش ها و افزایش مشارکت شهروندان در امور کمک می کند و تربیت قانون مداری در دوران کودکی پایه و اساس این امر آینده است.
وی می گوید: قانون مداری نیز نقش مهمی در کاهش هزینه های اجتماعی دارد و جامعه ای که مردمش قانونمند هستند کمتر با مشکلاتی چون اختلافات حقوقی، تخلفات و بی نظمی مواجه است. این موضوع باعث می شود که منابع انسانی و مالی جامعه به جای حل تعارض، صرف رشد، آموزش و توسعه شود و در نتیجه آموزش حقوق از سنین پایین سرمایه گذاری بلندمدتی برای جامعه باشد.
این حقوقدان، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه آموزش قانون گرایی به کودکان تنها وظیفه نظام تعلیم و تربیت نیست، بلکه خانواده و محیط اجتماعی نیز نقش مکمل را ایفا می کنند، افزود: وقتی کودک هماهنگی گفتار و رفتار بزرگ ترها را در تمکین به قانون می بیند، این ارزش عمیقاً در او نهادینه می شود و ترویج قانون از دوران کودکی و نه تنها یک ضرورت اجتماعی است، بلکه یک ضرورت مثبت اجتماعی نیست، بلکه به دنبال آن است. و رشد جمعی جامعه
حاکمیت قانون یک الگوی ذهنی درونی شده است / حاکمیت قانون باعث ایجاد احساس امنیت روانی می شود
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودکان و نوجوانان به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه قانون مداری قبل از اینکه یک رفتار اجتماعی باشد یک الگوی درونی شده ذهنی است، به خبرنگار به گزارش میهن تجارت گفت: کودک در مراحل رشد می آموزد که دنیا فقط حول خواسته های فردی او نمی چرخد و قوانینی وجود دارد که زندگی جمعی را ممکن می کند. وقتی این قوانین به درستی و با زبان مناسب آموزش داده شوند، کودک آنها را به عنوان بخشی از ساختار روانی خود می پذیرد.
وی با بیان اینکه در فرآیند آموزش، آموزش قانون مدار به کودک کمک می کند تا مهارت کنترل تکانه را بیاموزد و بتواند میل آنی را از رفتار صحیح تشخیص دهد، می افزاید: این مهارت یکی از پایه های سلامت روان در بزرگسالی است و کودکی که یاد می گیرد برای رسیدن به هدف صبر کند و قوانین را رعایت کند، در تصمیم گیری و تصمیم گیری هیجانی در آینده توانایی بیشتری خواهد داشت.
این روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه از دیدگاه روانشناسی تربیتی، قانونمندی احساس امنیت روانی ایجاد می کند، بیان می کند: وجود قوانین روشن و پایدار باعث می شود کودک بداند چه رفتاری قابل قبول است و چه رفتاری پیامدهای منفی دارد و این شفافیت اضطراب کودک را کاهش می دهد و به او احساس ثبات می دهد و کودکانی که در محیط های قانونی و بزرگسالان بزرگ می شوند اعتماد بیشتری پیدا کنند.
کودک قانون مدار مهارت های همدلی قوی تری کسب می کند/ نقش الگوهای آموزشی در آموزش قانون مدار بسیار تعیین کننده است.
سلیمی با بیان اینکه آموزش قانون مدار از دوران کودکی به رشد وجدان اخلاقی نیز کمک می کند، ادامه می دهد: کودک به تدریج می آموزد که رعایت قانون نه به خاطر ترس از مجازات، بلکه به دلیل رعایت حقوق دیگران و حفظ نظم جمعی مهم است. این درونی سازی باعث می شود که فرد حتی در نبود نظارت بیرونی نیز رفتار مسئولانه ای از خود نشان دهد و این یک موضوع روانی است که نشانه بلوغ شخصیتی است.
وی با اشاره به اینکه از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، کودک قانون مدار مهارت همدلی قوی تری پیدا می کند، می گوید: وقتی کودک بفهمد که قانون برای حفظ آرامش و عدالت جمعی وضع شده است، راحت تر خود را به جای دیگران می گذارد و این توانایی همدلی باعث ایجاد روابط سالم تری در مدرسه، خانواده و جامعه می شود و از رفتارهای پرخاشگرانه خودخواهانه پیشگیری می کند.
این روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه نقش الگوهای آموزشی در آموزش قانون مدار بسیار تعیین کننده است، اضافه می کند: کودک به جای اینکه از آموزش مستقیم بیاموزد، از مشاهده رفتار والدین و معلمان یاد می گیرد و زمانی که قوانین با احترام، ثبات و گفت و گو همراه باشد، کودک آنها را می پذیرد و درونی می کند و آموزش قانونمند از دوران کودکی، نه تنها به ایجاد یک نظم روانی سالم، بلکه به ایجاد یک نظم اجتماعی سالم، بلکه به شکل گیری نظم روانی سالم، به رشد اجتماعی کمک می کند. ارزش در فرد می دهد
یکی از مهمترین نکات مشترک حقوق و روانشناسی در این امر، نقش پیشگیرانه آموزش قانون مدار است و آموزش اصول اولیه حقوق و مسئولیت اجتماعی از دوران کودکی می تواند از شکل گیری بسیاری از آسیب های رفتاری و تعارضات حقوقی در آینده جلوگیری کند. فردی که عواقب رفتار خود را می داند و به حقوق دیگران آگاه است، کمتر وارد موقعیت های استرس زا و آسیب زا می شود و این پیشگیری هم از بار روانی فرد و هم از هزینه های اجتماعی و حقوقی جامعه می کاهد.
حاکمیت قانون نیز نقش مهمی در شکل گیری هویت اجتماعی و احساس تعلق فرد به جامعه دارد و زمانی که فرد خود را ملزم به رعایت قواعد رایج می بیند، به تدریج احساس می کند که عضوی مؤثر در یک نظام اجتماعی بزرگتر است. این احساس تعلق از نظر روانی به افزایش عزت نفس و ثبات عاطفی کمک می کند و از نظر حقوقی مشارکت آگاهانه شهروندان را در برقراری نظم و عدالت اجتماعی به همراه دارد.
در سطح کلان جامعه ای که به آموزش نیروی انتظامی توجه جدی دارد به سمت کاهش تنش، افزایش اعتماد عمومی و تقویت همکاری های اجتماعی حرکت می کند و در چنین جامعه ای اختلافات با گفت وگو و سازوکارهای قانونی بیشتر حل می شود و رفتارهای پرخطر یا قانون مدار کاهش می یابد. این وضعیت نشان می دهد که اجرای قانون یک مهارت اجتماعی و روانی است که نیازمند آموزش مستمر و هدفمند است.
پیوند حقوق و روانشناسی در موضوع اجرای قانون، نگاهی جامع و واقع بینانه به ضرورت آموزش آن از دوران کودکی ارائه می دهد و این نگاه یکپارچه نشان می دهد که آموزش نیروی انتظامی به تربیت شهروندان آگاه و مسئولیت پذیر می انجامد و سلامت روان فردی و اجتماعی را تقویت می کند.
منبع : به گزارش میهن تجارت







