وقتی صحبت از مذاکره ایران و آمریکا می شود، باید نگاهی به صادق زیباکلام انداخت. تحلیلگر سیاسی که علیرغم مواضع خاص خود، همچنان موافقان و مخالفانی دارد که می خواهند آخرین نظرات او را دنبال کنند. به خصوص در شرایطی که گزینه های پیش رو یا مذاکره یا جنگ است و طرف آمریکایی موجودیت نظام سیاسی کشور را تهدید کرده است، زیباکلام که موضع روشنی در قبال اپوزیسیون برانداز دارد، اصرار دارد که پرونده ایران و آمریکا باید به نقطه ای برسد.
خبر آنلاین به سراغ این تحلیلگر سیاسی رفته است. وی تاکید می کند که حتی اگر جنگی رخ دهد و تعدادی از مسئولان کشور هدف قرار بگیرند، منجر به سقوط نظام نمی شود، اما آنچه رخ می دهد، نابودی ایران است که در آن حتی یک تیر چراغ برق سالم نمی ماند.
مشروح گفتگوی خبرآنلاین با صادق زیباکلام را در ادامه بخوانید؛
* دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط پایتخت این کشور برگزار شد. چه چشم اندازی از این مذاکرات می بینید؟
اینکه مذاکرات به گونه ای آغاز شده است که آمریکایی ها باید به ترامپ یا دیگر مقامات در واشنگتن گزارش دهند و آقای عراقچی نیز باید به شورای عالی امنیت ملی و رهبری گزارش دهند، نشان می دهد که مذاکرات تاکنون منفی نبوده و به اصطلاح «مخالفت با یکدیگر» کشیده نشده است.
البته کم نیستند ایرانیانی که چیز دیگری می خواستند. یعنی دیروز می خواستند اعلام کنند که مذاکرات به نتیجه نرسیده و تیم ایران و تیم آمریکایی در حالت عصبانیت از یکدیگر جدا می شوند که منجر به حمله آقای ترامپ به ایران می شود. هنوز ممکن است این حمله در آینده اتفاق بیفتد. اما برخلاف تصور بسیاری از براندازان، سلطنت طلبان و «شاهزاده ها» که فکر می کنند پس از حمله آمریکا، نظام سقوط خواهد کرد، من چنین تصویری ندارم و فکر می کنم حمله آمریکا لزوماً منجر به سقوط نظام نخواهد شد. با وجود حمله، سیستم در جای خود باقی خواهد ماند. حتی اگر برخی از مسئولان اصلی نظام را هدف قرار دهند، باز هم نظام باقی خواهد ماند. اما آنچه در حال وقوع است «ویرانی ایران» است. همانی که به «نظریه تیر چراغ زیباکلام» معروف است که در صورت وقوع جنگ در ایران، حتی یک تیر چراغ برق سالم نمی ماند.
اگر جنگ شود، نظام سقوط نمی کند، اتفاق وحشتناکی رخ می دهد
کسانی که آرزوی جنگ برای فروریختن نظام دارند، نمی فهمند که اگر جنگ رخ دهد، نظام لزوماً سقوط نمی کند، اما اتفاق وحشتناکی که می افتد این است که کشور ویران می شود و زیرساخت های کشور از بین می رود. البته ممکن است مثلاً در پایگاههایشان به اسرائیلیها یا آمریکاییها تلفات بدهیم یا به کشتیهای آمریکایی در خلیج فارس ضربه بزنیم. اما اینها کجا و ویرانی کشور کجا؟ به همین دلیل است که امیدوارم جنگ نشود، مذاکرات پیش برود و در مرحله اول درباره موضوع هسته ای و 400 کیلوگرم اورانیوم تعیین شده توافق شود. در مرحله سوم ایران باید بپذیرد که برد موشک هایش محدود خواهد بود.
* به نظر شما این مذاکرات یا توافق بعد از آن می تواند گشایشی برای کشور داشته باشد؟
قطعا همینطور خواهد بود. اگر آقای ترامپ فشار جدی وارد کند ممکن است فشار بر اپوزیسیون در ایران کم شود، ممکن است شاهد آزادی برخی زندانیان سیاسی باشیم، دستگیری ها کاهش پیدا کند و در عین حال با کاهش تحریم ها وضعیت اقتصادی بهتر شود.
ای کاش مسئولان حرف های صداوسیما را باور نمی کردند
* در دی ماه شاهد اعتراضات گسترده مردم بودیم و همچنان نارضایتی های معیشتی وجود دارد. آیا توافق در مذاکرات می تواند این اعتراضات را بازگرداند؟
ببینید، امیدوارم، امیدوارم و امیدوارم که مسئولین شاهد اعتراضات میلیونی در تمام شهرهای کوچک و بزرگ ایران در روزهای 18 و 19 دی بوده باشند و به راحتی از آن عبور نکنند. کاش می توانستند ببینند، بفهمند و بفهمند.
امیدوارم خودشان حرف های صداوسیما و مسئولان را باور نکنند و یک بار برای همیشه واقعیت های کشور را ببینند و بفهمند. در غیر این صورت اگر خودشان به گفته های صداوسیما و مسئولان باور داشته باشند، ایران آینده ای وحشتناک و تاریک خواهد داشت.
جمهوری اسلامی می داند که در جنگ با آمریکا پیروزی وجود ندارد
* برای سوال آخر، چقدر از هر دو طرف برای رسیدن به توافق خواهید دید؟
در مورد آمریکا اراده را جدی می بینم زیرا ترامپ می خواهد این را موفقیت بزرگی برای خود بداند و بگوید من بالاخره توانستم ایران را بعد از 47 سال به راه درست هدایت کنم. این پایان آرزوی ترامپ است.
جمهوری اسلامی هم می داند که در نبرد با آمریکا هیچ موفقیت و پیروزی وجود ندارد. همانطور که گفتم جنگ چیزی جز از بین بردن زیرساخت های کشور و از بین بردن صنایع کشور نخواهد داشت. بنابراین، جمهوری اسلامی نیز می داند که اگر توافقی حاصل نشود، جنگ جایگزین مناسبی نیست و آنچه در انتظار ایران خواهد بود بسیار بسیار وحشتناک است.
* یعنی اراده ای برای دستیابی به توافق در طرف ایرانی می بینید؟
بله همینطور است.





