مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به بررسی افزایش بی ثباتی شغلی پرداخته است که افزایش اشتغال غیررسمی را یکی از دلایل اصلی آن برشمرد.
بر اساس گزارش اقتصاد جهانی، زمانی که امنیت شغلی کارگران کاهش می یابد و دستمزد مناسب و حمایت های اجتماعی استاندارد از نیروی کار ارائه نمی شود، شرایط کار نیروی کار ناپایدار می شود.
زمانی که افراد از ادامه شغل خود مطمئن نباشند، رفتار اقتصادی آنها تغییر می کند و این تغییر اثرات زنجیره ای بر مصرف، سرمایه گذاری و رشد اقتصادی می گذارد. اولین پیامد بی ثباتی شغلی کاهش امنیت روانی و معیشتی خانوارها است.
کارگری که قرارداد کوتاه مدت دارد یا هر لحظه نگران از دست دادن شغل خود است، توانایی برنامه ریزی برای آینده را از دست می دهد. این عدم اطمینان باعث می شود خانوارها هزینه های خود را به حداقل برسانند و مصرف را کاهش دهند. کاهش مصرف خانوارها به طور مستقیم منجر به کاهش تقاضا در اقتصاد شده و رکود را تشدید می کند.
ساختار اقتصاد ایران با دو شاخص مهم مشخص می شود: نرخ پایین مشارکت اقتصادی زنان و سهم بالای اشتغال غیررسمی.
مقایسه منطقه ای و جهانی نیز نشان می دهد که مشارکت اقتصادی در ایران نسبت به بسیاری از کشورها کمتر است. نرخ مشارکت در ایران معادل 43 درصد است، در حالی که این رقم در ترکیه 53 درصد، در قطر 89 درصد، در عربستان 62 درصد و میانگین جهانی 61 درصد است. این شکاف قابل توجه نشان می دهد که بازار کار ایران نه تنها با مشکل کمبود شغل، بلکه با مشکل جدی جذب و حفظ نیروی کار به ویژه زنان مواجه است.
علاوه بر این موضوع، میزان اشتغال غیررسمی نیز یکی دیگر از عوامل ساختاری بی ثباتی شغلی است. در سال 2019، از 3,600,000 زن شاغل، نزدیک به 2 میلیون نفر در مشاغل غیررسمی مشغول به کار بودند. یعنی 57 درصد اشتغال زنان خارج از پوشش رسمی بیمه و حمایت بوده است.
این در حالی است که در سال های اخیر سهم اشتغال در بخش دولتی که عمدتاً رسمی بوده کاهش یافته و از سوی دیگر اشتغال در بخش خصوصی افزایش یافته است. رشد مشاغل خوداشتغالی نیز قابل توجه بوده است. به طوری که سهم شاغلین مستقل از حدود 30 درصد در سال 1383 به حدود 37 درصد در سال 1380 افزایش یافته است.
یکی از مهمترین عوامل، زایمان موقت است. رواج قراردادهای کوتاه مدت مانند قراردادهای یک ماهه، سه ماهه، حجمی، ساعتی و حتی قراردادهای سفید امضا به بخشی از واقعیت روزمره بازار کار تبدیل شده است.
عامل نهادی دیگر تعدیل نیروی کار در بخش دولتی و گسترش «اشتغال مثلثی» یا روابط کار سه جانبه است. در این مدل بنگاه های دولتی و خصوصی نیروی کار خود را از طریق شرکت های پیمانکاری تامین می کنند. مسئولیت قانونی، پرداخت دستمزد، حق بیمه و تامین رفاه کارگران به شرکت پیمانکار محول شده و کارفرمای اصلی با هدف کاهش هزینه های نیروی انسانی و سود شرکت پیمانکار نیز تضمین می شود.
در نهایت، عدم تناسب بین رشد دستمزد و تورم، دامنه بیثباتی را فراتر از کارگران مشمول قوانین کار، به حقوق بگیران و کارمندان دولت گسترش داده است.





