اساطیر ایران؛ نیروهای شر در اساطیر ایران باستان

اساطیر ایران؛ نیروهای شر در اساطیر ایران باستان

بعدی- نیروهای شیطانی بیشماری در اساطیر ایران باستان وجود دارد. اما در رأس آنها سه نیروی اصلی قرار دارند که جزو برهم زنندگان نظم در جهان هستند.

بر اساس گزارش فردا، علیرغم اینکه مفهوم شر در اساطیر ایرانی مفهومی بسیار گسترده است، متاسفانه اطلاعات دقیقی در مورد تعداد زیادی از شیاطین اساطیری در دست نیست. اما با تکیه بر خود مفهوم شر می توان نیروهای شر را شناخت. از آن زمان، اطلاعات جامعی از تعدادی از نیروهای اهریمنی در دسترس است.

نیروهای شیطانی در اساطیر ایران باستان

در اساطیر ایرانی اطلاعات در مورد خدایان و به طور کلی نیروهای خوب بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که ما در مورد نیروهای شیطانی داریم. اما در میان نیروهای شر سه شخصیت اصلی وجود دارد که با شناخت آنها می توان به ماهیت شر در اساطیر ایران باستان پی برد.

آنگاراماینو یا اهریمن

آنگرمینو یا اهریمن در واقع به عنوان رهبر گروه دیوان شناخته می شود. طبیعتا هدفی که اهریمن دنبال می کند چیزی جز نابودی جهان و تسلط نیروهای شیطانی بر آن نیست. اهریمن دیو دربار است و جای او در ورطه تاریکی بی پایان است. بر اساس اساطیر ایرانی، مقر دیوان در شمال جهان قرار دارد.

آنگرمینو توانایی تغییر چهره خود را دارد و اغلب خود را به شکل مار یا مار یا مرد جوان در می آورد. اهریمن مرگ در جهان است و تمام تلاش خود را می کند تا به آفریده های اهورامزدا آسیب برساند. او بیماری را در برابر سلامتی، بی نظمی را در برابر نظم، بدی را در برابر خیر و باطل را در برابر حقیقت قرار می دهد.

وقتی زرتشت به دنیا آمد، اهریمن ترسید و خشمگین شد و به همین دلیل سعی کرد او را فریب دهد و به بیراهه بکشاند. بر اساس اساطیر ایران باستان، سرانجام در پایان جهان، شیطان شکست می خورد و این نیکی است که بر بدی پیروز می شود.

عیشما یا عصبانیت

عیشم یا خشم تجسم بی رحمی و بی خردی در اساطیر ایران باستان است. خشم دائماً در صدد برانگیختن جنگ در سراسر جهان است و از این طریق قصد دارد جهان را به تباهی و نابودی بکشاند. در واقع ایشمه از خشم موجود در میان بندگان اهورامزدا تغذیه می کند و آماده جنگ با نیکی می شود. به همین دلیل است که افراد مستی را که فریاد می زنند و دعوا می کنند را همراه خود می داند.

دیو خشم همیشه با سروش که خدای اخلاص و اطاعت است در ستیز است و این سروش است که پیشرفت خشم را مختل می کند.

آجیدهاکه یا دهحاک

در میان نیروهای شیطانی در اساطیر ایرانی، اژیدک یکی از معروف ترین آنهاست. زیرا نام ضحاک با شاهنامه فردوسی ارتباط تنگاتنگی دارد. اما دهک در اساطیر ایران باستان کمی با دهک در شاهنامه متفاوت است.

بر اساس اساطیر ایران باستان، ضحاک دارای سه سر، شش چشم و سه پوزه است. بدن ضحاک مملو از حیوانات موذی و کشنده است که در صورت تکه تکه شدن بدنش در جهان پراکنده خواهند شد. از این رو فریدون پس از شکست دادن او به جای کشتن او ترجیح می دهد به کوه دماوند رفته و ضحاک را در آنجا زندانی کند.

ضحاک اهریمنی بود که برای رسیدن به اهداف شوم خود فدای ناهید و «راه» کرد. اما هر دوی این خدایان درخواست او را رد کردند. ضحاک قصد داشت شعله مقدس را خاموش کند. اما جم که یکی از قدرتمندترین پادشاهان ایران باستان بود مانع او شد. از این رو ضحاک می خواست از جم انتقام بگیرد و علاوه بر اینکه دختران جم را به اسارت درآورد، او را نیز با اره از وسط دو نیم کرد. اما سرانجام فریدون دختران جم را آزاد کرد و دهک را در کوه دماوند به زنجیر کشید.

بر اساس اساطیر ایرانی، در پایان جهان، ضحاک از کوه دماوند برمی خیزد و یک سوم موجودات جهان – اعم از گیاهان، آب، آتش و انسان ها – را نابود می کند و دوباره قدرت می گیرد. اما در نهایت گرشاسب در نبردی خونین ضحاک را شکست داده و می کشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی