آیا فشار نتانیاهو مسیر مذاکرات ایران و آمریکا را تعیین می‌کند؟

آیا فشار نتانیاهو مسیر مذاکرات ایران و آمریکا را تعیین می‌کند؟

آینده– سهیل کیوان، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی.

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از روزنامه القدس العربی، ایرانیان روز چهارشنبه چهل و هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی را جشن گرفتند. انقلابی که به سرنگونی شاه انجامید و با شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل شناخته شد. در این مراسم یک موشک بالستیک ایرانی به نمایش گذاشته شد. نمایشی که پیامش فقط محدود به کشور نبود. همزمان، وزارت دفاع اسرائیل از آزمایش موفقیت آمیز موشک های ضد بالستیک جدید خبر داد. پاسخی به همان پیامی که در تهران پخش شد.

نبرد اعتبار بر سر میز مذاکره تهران و واشنگتن

این جشن ها در میانه مذاکرات دشوار تهران و واشنگتن بر سر برنامه های تسلیحاتی ایران برگزار شد. مذاکراتی که بیش از آنکه به تقابل اراده ها تبدیل شود، به تقابل اراده ها تبدیل شده است. در این تقابل محاسبات امنیت ملی با ملاحظات تصویری و اعتباری در هم آمیخته است. دونالد ترامپ خواهان توافقی است که بتواند آن را به عنوان یک دستاورد تاریخی معرفی کند. توافقی که فراتر از توافقنامه 2015 است. همان قراردادی که در سال 2018 از آن خارج شد و آن را ضعیف و ناکارآمد در بازدارندگی ایران خواند و مدعی شد که آزادی های مالی گسترده ای را برای تهران فراهم کرده است. از سوی دیگر، ایران به دنبال توافقی است که تصویری از «تسلیم شدن در برابر فشار» را ارائه نکند.

در عین حال، ترامپ در تلاش است تا از جنگی که می تواند اقتصاد آمریکا را تضعیف کند، قیمت انرژی را افزایش دهد و به چشم انداز انتخاباتی او آسیب برساند، اجتناب کند. او همچنین تحت فشار متحدان منطقه ای آمریکا قرار دارد. کشورهایی که می ترسند در صورت وقوع جنگ، هزینه آن را بپردازند، چه از طریق حملات ایران به پایگاه های آمریکایی در منطقه و چه از طریق درخواست واشنگتن برای تامین مالی عملیات.

هدف اعلام شده ترامپ توافقی برای پایان دادن به برنامه هسته ای ایران هم اکنون و هم در آینده است. معامله ای که او را در موقعیت یک «قهرمان» قرار می دهد که آنچه را که پیشینیانش نتوانستند انجام دهند، به انجام رسانده است. اما اسرائیل از چنین چارچوبی راضی نیست. تل‌آویو تلاش می‌کند موضوع موشک‌های بالستیک را در قالب محدودیت‌های الزام‌آور بگنجاند یا حداقل تعهداتی را اتخاذ کند که از توسعه برد و قابلیت‌های این موشک‌ها به‌گونه‌ای جلوگیری کند که تعادل بازدارندگی منطقه‌ای را تغییر دهد. این رویکرد یادآور تجربه از بین بردن موشک های بالستیک عراق در دهه 1990 است. زمانی که موضوع موشک به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از مهار استراتژیک تعریف شد.

رهبران ایران در حال مذاکره درباره حق ایران برای داشتن قابلیت‌های هسته‌ای «صلح‌آمیز» و در عین حال تلاش برای حفظ برنامه موشکی متعارف این کشور هستند. هدف رهبران ایران جلوگیری از حمله نظامی و پرهیز از دادن بهانه به دونالد ترامپ برای استفاده از قدرت مخرب گسترده است که اثرات آن از زمان حملات سال گذشته آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران هنوز احساس می‌شود.

مقامات ایرانی پیشنهاداتی ارائه کرده اند: کاهش سطح غنی سازی، محدود کردن ذخایر و گسترش همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی. البته به شرطی که حاکمیت ملی نقض نشود. ایران در نتیجه تحریم های طولانی مدت تحت فشار اقتصادی سنگینی قرار دارد. فشاری که افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد و انگیزه و استدلال بیشتری به مخالفان دولت داد. بنابراین، رهبری ایران تلاش می کند هرگونه توافق احتمالی را نه به عنوان تسلیم در برابر تهدید، بلکه محصول «صبر راهبردی» معرفی کند.

در این میان، هرگونه واکنش بیش از حد ترامپ به فشارهای بنیامین نتانیاهو می تواند تهران را به تشدید موضع خود و حتی خروج از انعطاف پیشنهادی سوق دهد. از سوی دیگر، اگر ایران خواسته های خود را بیش از حد مطرح کند، ممکن است واشنگتن را به سمت گزینه های نظامی سوق دهد. معادله شکننده ای شکل گرفته است که در آن هر قدمی می تواند تعادل را به هم بزند.

در اسرائیل این باور ریشه‌ای وجود دارد که پرداختن به موضوع هسته‌ای بدون محدود کردن برنامه موشک‌های بالستیک تنها نیمی از راه‌حل است. اگر توسعه موشکی ادامه یابد، محدودیت غنی سازی اورانیوم چه فایده ای خواهد داشت؟ زرادخانه موشکی ایران یک تهدید مستقیم محسوب می شود. موشک های مورد استفاده در آخرین رویارویی در سال 2015، قلب اسرائیل را در معرض قابلیت های فزاینده ای از نظر دقت، برد و کارایی قرار داد. به همین دلیل، نتانیاهو فشار خود را بر ترامپ افزایش داده است تا موشک‌ها را به عنوان عنصر کلیدی هر توافق بگنجاند.

آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع سابق اسرائیل، گفته است که میزان کامل خسارت موشک‌های ایران در درگیری 12 روزه سال گذشته هرگز به طور کامل فاش نشده است. او از خسارت قابل توجه در سایت های اعلام نشده صحبت کرد و از حمله پیشگیرانه در صورت لزوم حمایت کرد. از دیدگاه او، هرگونه توافقی که شامل موضوع موشک های بالستیک نباشد، یک شکست بزرگ و یک پیشنهاد خطرناک خواهد بود.

فشار حداکثری نتانیاهو و محاسبات محتاطانه ترامپ

در این دیدار، بنیامین نتانیاهو تلاش کرد ترامپ را متقاعد کند که هرگونه توافقی که فقط به محدود کردن غنی‌سازی اورانیوم محدود شود، تکرار «اشتباه» سال 2015 است و گنجاندن موشک‌ها یک ضرورت امنیتی وجودی برای اسرائیل است. او به دنبال مکانیسم‌های بازرسی سخت‌گیرانه‌تر، محدودیت‌های زمانی طولانی‌تر و مشروط کردن هرگونه کاهش تحریم‌ها به تغییر ملموس در رفتار ایران در حوزه تسلیحات، از جمله موشک‌ها و رابطه آن با آنچه اسرائیل نمایندگان ایران در منطقه می‌خواند، بوده است. در مقابل، ترامپ تمایل خود را برای دستیابی به یک “توافق بزرگ” می سنجد. توافقی که بدون کشاندن آمریکا به جنگ منطقه ای و پرهزینه، می تواند به عنوان یک موفقیت تاریخی معرفی شود.

با این حال، آوردن موشک های بالستیک به میز مذاکره مستقیماً به قلب دکترین امنیتی ایران ضربه می زند. از نظر تهران، موشک های بالستیک ابزار چانه زنی نیستند. آنها سنگ بنای بازدارندگی هستند. نادیده گرفتن آنها در داخل کشور به معنای تسلیم شدن و کنار گذاشتن سپر امنیتی است که ایران طی چند دهه ساخته و به آن اعتبار منطقه ای بخشیده است.

دونالد ترامپ خواهان توافق است. توافقی که او را از توسل مستقیم به نیروی نظامی و در عوض استفاده از تهدید استفاده از آن به عنوان ابزار فشار بی نیاز می کند. از سوی دیگر، ایران به دنبال یک توافق آبرومندانه است. توافقی که تسلیم فشار در داخل کشور تعبیر نخواهد شد. با گسترش دامنه تقاضاها، خطر شکست مذاکرات افزایش می یابد.

در این بین، بنیامین نتانیاهو در تلاش است تا با پیشنهاد حداکثر شرایط از جمله گنجاندن برنامه موشکی بالستیک در هر توافقی، ترامپ را به این نتیجه برساند که ایران از طریق مذاکره از توان موشکی خود دست نخواهد کشید. با این حال، او نمی خواهد به عنوان آغازگر جنگ معرفی شود. جنگی که پیامدهای آن نه تنها برای منطقه، بلکه برای خود اسرائیل نیز سنگین خواهد بود. در سناریوی ایده آل او، درگیری احتمالی به گونه ای رخ می دهد که اسرائیل در حاشیه بماند و بار اصلی هزینه ها بر دوش دیگران باشد.

در چنین فضایی، دو طرف ممکن است به یک فرمول سازش دست یابند: کاهش سطح غنی‌سازی بالاتر، بازگرداندن کنترل‌های سخت‌تر در ازای لغو تدریجی و حساب شده تحریم‌های مالی و نفتی، و شاید تفاهم‌های اعلام نشده برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای. با این حال، موشک‌های بالستیک همچنان تکیه‌گاه اصلی هستند. تفاوتی که پرداختن به آن به طور همزمان می تواند کل فرآیند را مختل کند و به ناچار به مرحله بندی سپرده شود.

بنابراین، این رویارویی تنها یک نبرد امنیتی نیست. این نبرد برای تصویر و اراده است. هر یک از طرفین تلاش می کند بدون آسیب رساندن به اعتبار خود امتیاز کسب کند. برای تهران، حفظ عزت و پرهیز از ضعف است. برای ترامپ، این نمایش قدرت و توانایی برای تحمیل شرایط بدون کشاندن به جنگی پرهزینه است. توافق هنوز ممکن است، اما بهای آن دستیابی به یک تعادل ظریف است: از یک سو، حفظ وجهه و حیثیت رژیم ایران. و از سوی دیگر، اعمال منطق قدرت و تهدیدهایی که ترامپ در استفاده از آن خوب است. او همچنین سعی دارد در چشم متحدانش و افکار عمومی جهانی مستقل از فشار نتانیاهو ظاهر شود و نشان دهد که تصمیمات او محصول ارزیابی و محاسبه شخصی منافع آمریکاست نه پیروی از خواست دیگران.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی