خاطره جالب جلال آل‌احمد از فروغ فرخزاد

خاطره جالب جلال آل‌احمد از فروغ فرخزاد

در این یادداشت می خوانیم: «در نگاه اول تفاوت جلال آل احمد و فروغ فرخزاد قابل توجه است؛ تفاوت در سن، جنسیت، تجربه زیسته، موقعیت اجتماعی و حتی شیوه بیان، اما در لایه عمیق تر، شباهت هایی بین این دو وجود دارد که نه تنها تصادفی است، بلکه تعیین کننده است برای درک این تفاوت ها از مهم ترین جایگاه فرهنگی آنها در تاریخ ایران. رابطه با زندگی و مرگ: هر دو در زمان آمدند، در زمان زندگی کردند و در زمان رفتند، بدون اینکه تسلیم تکرار، خستگی یا سازش با اصالت هنری شوند.

این نکته ما را به یک سوال اساسی می رساند: چه چیزی به زندگی معنا و وزن می دهد؟ تجربه تاریخی نشان می دهد که ارزش زندگی بیشتر به کیفیت زندگی بستگی دارد تا طول آن. زندگی مولد یک زندگی آگاهانه است. زندگی ای که در آن فرد مسئولیت انتخاب های خود را می پذیرد و حتی در مقیاس محدود بر خود و دنیای اطرافش تأثیر می گذارد. در مقابل، بسیاری از عمرهای طولانی را می توان در تکرار، بی تفاوتی و فراموشی تلف کرد، در حالی که زندگی های کوتاه اما صادقانه در حافظه جمعی حضوری ماندگار پیدا کرده است.

در این چارچوب جلال و فروغ به هم نزدیک می شوند. هر دو به جای فرار، مسئولیت را انتخاب کردند. به جای رکود، رشد؛ حضور فعال به جای بی تفاوتی. هر دو برانداز بودند، نه از سر لجاجت، بلکه برای گشودن افق های جدید، هر دو عشق را به عنوان نیرویی آگاه و برگزیده بر بسیاری از ملاحظات مرسوم ترجیح دادند. و هر دو با آگاهی نقش تاریخی خود را ایفا کردند. جلال به عنوان معلم و مرجع روشنفکر و فروغ به عنوان دانش آموز جستجوگری که به سرعت استقلال و صدای شخصی پیدا کرد.

در دهه 1330 و به ویژه در دهه 1340، جلال آل احمد یکی از چهره های محوری جریان روشنفکری ایران بود. متر و معیاری که اکثر نویسندگان اعم از حامیان و منتقدان روی او حساب می کردند. جلال استاد بودن را نه به عنوان یک امتیاز، بلکه به عنوان یک مسئولیت درک می کرد. او به خوبی می دانست که رابطه استاد و شاگرد صرفاً انتقال دانش یا مهارت نیست، بلکه فرآیندی انسانی و چند لایه است که بر سه رکن نظارت، راهنمایی و شفقت استوار است.

نظارت او از نوع کنترل و تحمیل نبود، بلکه نظارت دقیق، تشخیص به موقع و پیشگیری از خطاهایی بود که موجب سرخوردگی یا انحراف فکری می شد. هدایت یعنی شناخت استعدادها، گشایش افق و کمک به همسو شدن توانایی ها با مسیر بلوغ فکری و شخصیتی. و شفقت نیز عنصر تکمیلی این رابطه است: درک رنج یادگیری، پذیرش اشتباهات و همراهی انسان در لحظات شک و شکست. همین ترکیب بود که رابطه جلال با شاگردانش را به پیوندی سازنده و پایدار تبدیل کرد. خاطرات جلال آل احمد – که تاکنون دو جلد از آن منتشر شده – با نام هایی چون اخوان، آزرم، براهنی، بهرنگی، ساعدی، سپانلو، طاهباز، کاظمیه، محصص و فروغ فرخزاد منبعی غنی برای مشاهده عینی این نوع رابطه است.

یادداشت های او درباره فروغ، به ویژه در سال های پایانی دهه 1330 و آغاز دهه 1340، نگاهی دقیق، دلسوزانه و مسئولانه را نشان می دهد; نگاهی که از قضاوت های ساده انگارانه فاصله می گیرد و پیچیدگی موقعیت انسانی و اجتماعی فروغ را درک می کند: «صبح آنقدر سرم سنگین شده بود که مجبور شدم یک ساعت و نیم تنها راه بروم و برگشت فروغ فرخزاد را دیدم که با فولکس واگنش پرسه می زد… او را برای ناهار به خانه ام دعوت کردم و… او ماند و من تا ساعت چهار بعدازظهر نشستم. 2:50 رفتم بخوابم و او را با عهد و خانواده اش و برادرم تنها گذاشتم … فروغ فرخزاد این همه مدت که مردم مرا رها کرده اند به درد خانواده اش می خورد، من هیچ کس را ندارم که از ترس همسرانشان با من بیرون نمی روند و زن ها هم به خاطر این ها حسودی می کردند. من حوصله بیرون رفتن با او را ندارم، حتی اگر او را به خانه بیاورم، واقعاً برایش متاسفم که اینقدر درمانده شده است، اما مردان دیگر اینطور با او رفتار نمی کنند و این مشکلی است که او همه جا پاهایش را می گیرد.» (جمعه 21 اسفند 1339)

حتی در مورد رابطه فروغ با ابراهیم گلستان، انتقاد جلال بیشتر متوجه شبکه روابط و روابطی است که او را به موقعیتی آسیب‌پذیر رسانده است تا خود فروغ: «پیروز داریوش زنگ زد که می‌خواهد من را ببیند… بعد از مقدمات… گفتم: … تقصیر اصلی شما بود و ایرانی که در را فرخه و الهی باز کردید. کار را خراب کرد و خانه ای را ویران کرد و در آخر گفتم: گلستان گناه کرده و باید کفاره اش را برگرداند. (سه شنبه 19 بهمن 1340)

جلال آل احمد و فروغ فرخزاد هرکدام به زبان و زبان خود نشان دادند که ماندگاری نه از طول عمر، بلکه از شدت و صداقت زیستن ناشی می شود. زود، اما به موقع و پیش از آن که زندگی را به عادت و حقیقت را به مصلحت تنزل دهند، رفتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی