55 سال پیش، در یکی از نفس گیرترین مسابقات استقامتی جهان، یک سدان بزرگ آلمانی غیرمنتظره از خط پایان عبور کرد و دوم شد. نتیجه ای که شاید روی کاغذ فقط نایب قهرمان شد، اما در واقع جرقه ای برای شکل گیری افسانه ای به نام AMG را رقم زد.
داستان AMG با پیروزی شروع نشد، با شجاعت شروع شد. جسارت بردن یک سدان لوکس و سنگین به قلب رقابت که معمولاً قلمرو کوپه های سبک و ماشین های مسابقه ای ناب بود. آنچه بعدها به امضای دائمی مهندسان افلترباخ تبدیل شد، یعنی ترکیب تجمل و قدرت بی رحمانه، ریشه در همان تجربه ای دارد که در آن زمان کمتر کسی آن را جدی می گرفت.
تجملاتی اشرافی که قرار نبود رقابت کند
به گزارش carbuzz، همه چیز با معرفی مرسدس بنز 600 در سال 1963 آغاز شد. خودرویی که مرسدس برای رقابت با رولزرویس و بنتلی ساخته بود نه برای مسابقه دادن در پیست. کد W100، این لیموزین باشکوه، ویترینی از فناوری روز بود: سیستم تعلیق بادی خود تراز، نسخه های مختلف بدنه و موتور شش و نیم لیتری V8، که اولین V8 تولید انبوه برای مرسدس بود.
هزینه توسعه این موتور به قدری بالا بود که نسخه پولمن در اواسط دهه 60 به گران ترین خودروی صفر کیلومتر جهان تبدیل شد. با این حال، تولید محدود آن (2677 دستگاه در طول دو دهه) نشان داد که این خودرو بیشتر جنبه فنی دارد.
یک ایده جسورانه در ذهن یک مهندس
در سال 1966 مهندس جوانی به نام اریش واکسنبرگر تصمیم گرفت این معادله را به هم بزند. او موتور عظیم 600 را در بدنه یک سدان جمع و جورتر با کد W109 قرار داد. پروژه ای که در ابتدا مخفی نگه داشته شد، اما به زودی توجه اسطوره مهندسی مرسدس، رودولف اولنهاوت را به خود جلب کرد.
نتیجه این جسارت، تولد مرسدس بنز 300 SEL 6.3 در سال 1968 بود. سدانی که عملکرد آن برای زمان خود شگفت انگیز بود و در چهار سال بیش از 6500 دستگاه فروخت. با این حال، تلاش 24 ساعته اسپا در سال 1969 به دلیل مشکلات تایر متوقف شد. شکستی که غرور اشتوتگارت را جریحه دار کرد.
دو مرد جوان و یک کارگاه کوچک در بورگستال
در همان زمان، در یک کارگاه کوچک، هانس ورنر اوفرخت و ارهارد ملچر مشغول شکل دادن به رویای خود بودند. رویایی که بعدها نام Mercedes-AMG را جهانی کرد. آنها معتقد بودند که موتور V8 مرسدس هنوز پتانسیل پنهان زیادی دارد.
هنگامی که آنها یک دستگاه 6.3 300SEL را برای توسعه بیشتر دریافت کردند، یک فرصت طلایی برای خود ایجاد شد. دو سال بعد، نتایج کار آنها همه را شگفت زده کرد.
تولد “خوک سرخ”
تقریباً همه چیز تغییر کرد تا یک سدان لوکس به یک خودروی آماده مسابقه تبدیل شود: مخزن سوخت بزرگ شد، یک رول کیج استاندارد نصب شد، ترمزها و سیستم تعلیق تقویت شدند و ارتفاع سواری کاهش یافت. قطعات سنگین جای خود را به مدلهای سبکتر دادند و ظاهر خودرو با گلگیرهای پهن و رینگهای پهن ظاهری تهاجمی پیدا کرد.
رنگ قرمز کاردینال به آن لقب ماندگار داده است: “روت سائو” یا خوک قرمز. با وجود کاهش وزن، این خودرو همچنان یک خودروی سنگین بود، اما اکنون این قدرت را در دل خود داشت که رقبای سبکتر را به چالش بکشد.
قلب تپنده ای بزرگتر از همیشه
حجم موتور به 6.8 لیتر افزایش یافت و با تغییرات گسترده در قطعات داخلی، خروجی به حدود 428 اسب بخار رسید. رقمی که برای اوایل دهه 70 سرسام آور بود. گیربکس اتوماتیک رها شد و یک گیربکس دستی جای آن را گرفت تا کنترل کامل را به راننده بدهد.
شتاب و سرعت نهایی این سدان دو تنی بسیاری از خودروهای اسپورت زمان خود را شرمنده کرد.
آبگرم 1971; لحظه ای که تاریخ تغییر کرد
در مسابقه 24 ساعته اسپا در سال 1971، “خوک قرمز” در میان انبوهی از فورد کاپریس و BMW های مسابقه ای خودنمایی کرد. افراد کمی آن را جدی گرفتند، اما با رانندگی حساب شده و عملکردی فراتر از انتظار، این مرسدس غول پیکر در پایان مسابقه در جایگاه دوم قرار گرفت.
شاید مصرف سوخت بالا و فشار روی لاستیک ها مانع از این پیروزی می شد اما همین نتیجه کافی بود تا نام AMG در دنیای موتور اسپرت طنین انداز شود.
پایانی تلخ برای یک قهرمان متفاوت
سرنوشت «خوک سرخ» چندان شاعرانه نبود. پس از مدتی مسابقه و حتی تغییر رنگ، خودرو فروخته شد و برای آزمایش ارابه فرود هواپیما استفاده شد. در نهایت اسقاط شد و شاسی اصلی هرگز پیدا نشد. با این حال، داستان او زنده ماند.
از یک سدان قرمز تا یک امپراتوری قدرت
در دهه 80، AMG با پروژه های جاه طلبانه تر بازگشت. از جمله ساخت نسخهای از W124 که به «Hammer» معروف شد و حتی عملکردی فراتر از برخی ابرخودروهای زمان خود داشت. همکاری رسمی بین AMG و مرسدس در دهه 90 ایجاد شد و مسیر برای ساخت نسل بعدی خودروهای پرفورمنس هموار شد.
امروزه، هر محصول میراثی AMG همان فلسفه ای است که با یک سدان قرمز سنگین در اسپا شکل گرفت.
افسانه ای که با یک نایب قهرمان متولد شد
خوک قرمز اصلی دیگر وجود ندارد، اما مرسدس سال ها بعد یک نمونه بازسازی شده را برای بزرگداشت آن روز تاریخی معرفی کرد. داستان AMG به ما یادآوری می کند که همیشه پیروزی مطلق نیست که تاریخ را می سازد. گاهی یک مکان دوم، اگر با شجاعت و نوآوری همراه باشد، می تواند آغاز یک افسانه باشد.











