حمزه نوذری در شرق نوشت: رئیس جمهور جناب آقای مدشکیان بارها گفته اند که اگر فردی بتواند اوضاع را بهتر کند یا کاری انجام دهد، ما در دولت حاضریم کار را واگذار کنیم یا فضا و شرایط را فراهم کنیم. پژوهشگران به ویژه پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی، پیوسته نتایج تحقیقات خود را در زمینه های مختلف منتشر می کنند. همه تحقیقات نه، اما حداقل برخی از آنها حاوی نکات مهمی است که با توجه به آنها می توان روزنه هایی در کار ایجاد کرد.
دورکیم، جامعه شناس برجسته فرانسوی، می گوید اگر جامعه شناسی وضعیت جامعه را بهبود نبخشد، ارزش یک ساعت کار سخت را ندارد. بهتر است به جای اینکه از محققان و محققین بخواهیم بیایند و کارهای اجرایی را به عهده بگیرند، بهتر است از مدیران و مدیران بخواهیم برای تصمیم گیری و اقدام به تحقیقات علوم اجتماعی مراجعه کنند. مدیران و تصمیم گیران باید به جای سخنرانی بیشتر گوش کنند و مطالعه کنند. کدام مدیر و تصمیم گیرنده زمان بسیار کوتاهی را به مطالعه آثار پژوهشی اختصاص می دهد؟ مثالی بزنم که مصداق ضرب المثل بازی سرنا است. مدتی است که سازمان های اجرایی که وظیفه اصلی آن ها فراهم کردن شرایط و زمینه های اشتغال به ویژه اشتغال جوانان است، همایش ها و نشست هایی را تحت عنوان معضل جوانان NEET یا جوانان مردمی که نه درس می خوانند و نه کار می کنند برگزار می کنند.
جالب است که در این همایش ها استاندار، مسئولان وزارتخانه ها و سازمان های اجرایی هشدار می دهند که نباید از این جوانان غافل شد و ممکن است آسیب های زیادی به بار بیاید. آیا واقعاً این وظیفه دستگاه های اجرایی است که به جامعه تذکر دهند؟ نهایت هنر این است که یک دبیرخانه دائمی برای آن ایجاد شود و به احترام همه جوانان غیر فعال یا علف باز شود. اگر امروز جوانی بخواهد وارد بازار کار شود، مهارت های کارآمد و موثری بیاموزد یا کسب و کاری راه بیندازد، چه باید بکند؟ این جوان با محیط و شرایط بسیار مبهمی مواجه است. او نمی داند از کجا باید اطلاعات لازم را بدست آورد. در شهر یا استان محل زندگی ایشان چه ظرفیت هایی وجود دارد؟ چه نوع مهارت هایی برای یادگیری؟
کدام نوع کسب و کار با توجه به پتانسیل های شهری و استانی احتمال شکست کمتری دارد؟ برای مشاوره چه باید بکند؟ این جوان گیج و گمشده از هوش مصنوعی کمک می گیرد و می پرسد چه کار باید بکند. او گیج شده است که اطلاعات لازم برای اشتغال و مهارت های مناسب را از کجا بیابد؟ چه نهادهایی منابع و مهارت های مرتبط را ارائه می دهند؟ از سوی دیگر، شرکت ها می خواهند بدانند که در هر استان چه منابع، امکانات و ظرفیت هایی برای توسعه کسب و کار وجود دارد و چگونه می توانند با شرکت های دیگر زنجیره ارزش تشکیل دهند یا نیروی کار ماهر را چگونه پیدا کنند. آیا سازمان های عریض و طویل دولتی نباید به جای انجام یک کار آسان، اطلاعات لازم را در همه زمینه ها با مشارکت فعالان حوزه اشتغال جمع آوری و جمع آوری کنند و به عنوان بسته ای از اطلاعات سیاستی و کاربردی در اختیار همه ذینفعان قرار دهند؟
جمعی از محققان و اساتید علوم اجتماعی برای انجام این کار کاربردی و توسعه ای با همکاری دستگاه های اجرایی اعلام آمادگی کردند. این پیشنهاد یک تحقیق و پژوهش صرف نیست، بلکه نتایج آن به یک بسته کامل از اطلاعات استخدامی استانی تبدیل می شود که برای همه فعالان حوزه اشتغال مفید است. به این ترتیب دولت می تواند امیدوار باشد که با ارائه چنین اطلاعاتی که با مشارکت فعالان و فعالان عرصه اشتغال تهیه می شود، بازار کار را شفاف تر کند و به همه فعالان این فرصت را بدهد که با اطلاعات مناسب و کاربردی از فرصت ها، امکانات و منابع اقدام کنند. در واقع دولت با این کار امکان انتخاب بهینه را برای بازیگران فراهم می کند.
در اینجا دولت دانای کل نیست که همه اطلاعات را داشته باشد. بلکه به عنوان یک تسهیل کننده، اطلاعات را دریافت، دسته بندی و تجمیع می کند. این پیشنهاد ماه هاست در بین مدیران و کارشناسان سازمان های مرتبط دست به دست می چرخد و مشخص نیست در کشوی میز کدام مدیر بایگانی شده است؟ ما همیشه در مورد چیستی و چرایی صحبت می کنیم اما فراموش می کنیم که چگونه. مدام گفته می شود که جوانان غیر فعال چیست و چرا شکل گرفته اند اما…وقتی بحثی در مورد چگونگی غلبه بر این مشکل وجود دارد، همه ما دور می شویم. نحوه غلبه بر مشکل دشوار است و نهادهای کمی حاضر به انجام کار سخت هستند و پیشنهادات برای چگونگی انجام کار سخت کنار گذاشته می شود. شاید نه تنها برخی از جوانان، بلکه همه علف هستند.





