آینده صادق الطایی، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از روزنامه القدس العربی، مذاکرات ایران و آمریکا بار دیگر از مسیر سنتی عمان انجام شده است، اما این بار صحنه گفتگو شباهت زیادی به گذشته ندارد. دیگر خبری از فضای آرام پایتخت های اروپایی و مذاکرات صرفا فنی نیست. اکنون این گفتگوها در شرایطی انجام می شود که کشتی های جنگی آمریکایی در خلیج فارس صف آرایی کرده اند، هنوز خاطره جنگ سال گذشته ایران و اسرائیل از ذهن ها پاک نشده است و بنیامین نتانیاهو با عجله راهی آمریکا شده تا بر تصمیمات واشنگتن تاثیر بگذارد.
در چنین فضایی، مذاکرات مسقط دیگر محدود به اختلاف بر سر درصد غنی سازی یا تعداد سانتریفیوژها نیست، بلکه به میدان پیچیده ای از موازنه های منطقه ای، فشارهای نظامی و محاسبات سیاسی دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است. دولتی که گزینه های خود را بین دو مسیر متضاد یعنی حمله نظامی یا توافق دیپلماتیک می سنجد.
از تهران پیام ها با دقت و حساب شده ارسال می شود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، این مذاکرات را «شروعی خوب» توصیف کرده و تاکید کرده است که مذاکرات «فقط بر موضوع هستهای» متمرکز بوده است. وی ادامه این روند را منوط به رایزنی های بیشتر تهران و واشنگتن دانست و هشدار داد که بی اعتمادی عمیق بین دو طرف همچنان مانعی جدی بر سر راه پیشرفت است. پیام تهران روشن و بدون ابهام است: ایران آماده است تا برنامه هستهای خود را در برد مشخصی به بحث بگذارد، اما برنامه موشکی و شبکه روابط منطقهای خود را خارج از محدوده مذاکرات میداند و بحث در مورد این موضوعات را دخالت در حاکمیت ملی میداند.
از سوی دیگر، دولت ترامپ با یک معادله پیچیده و چند لایه مواجه است. اسرائیل به عنوان نزدیکترین متحد واشنگتن در منطقه خواستار رویکردی سختگیرانه و جامع است. رویکردی که نه تنها شامل برنامه هسته ای، بلکه قدرت موشکی و نفوذ منطقه ای ایران نیز می شود. از سوی دیگر، بسیاری از کشورهای منطقه با وجود نگرانی از نفوذ ایران، نسبت به پیامدهای یک درگیری نظامی گسترده نیز هشدار می دهند و ترجیح می دهند بحران را از طریق مهار و دیپلماسی مدیریت کنند.
استراتژی دوگانه ترامپ؛ دیپلماسی در کنار تهدید مهار ایران
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در آخرین موضعگیری خود، سیگنالهای دوگانه اما حساب شده درباره روند آینده مذاکرات با ایران ارسال کرده است. سیگنال هایی که به طور همزمان بر آمادگی برای توافق و آمادگی برای رویارویی تاکید دارند. او اعلام کرده است که ایران “ناامیدانه به دنبال توافق” است، اما هشدار داده است که در صورت شکست مذاکرات، “عواقب وخیم خواهد بود.” ترامپ پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید بار دیگر بر اولویت دیپلماسی تاکید کرد و گفت: ما اصرار داریم که مذاکرات ادامه پیدا کند تا مشخص شود آیا امکان دستیابی به توافق وجود دارد یا خیر. وی در عین حال تصریح کرد که توافق همچنان گزینه مطلوب اوست.
با این حال رئیس جمهور آمریکا نیز خطوط قرمز خود را مشخص کرده است. وی تاکید کرده است که هرگونه توافق نهایی باید تضمین کند که ایران به سلاح هسته ای دست نخواهد یافت و برنامه موشکی بالستیک خود را توسعه نخواهد داد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، این رویکرد را با وضوح بیشتری بیان کرده است. وی اعلام کرده است که هرگونه توافق “معنی” با ایران باید نه تنها شامل برنامه هسته ای، بلکه برنامه موشکی و حمایت تهران از گروه های منطقه ای نیز باشد.
این تفاوت لحن بین ترامپ و روبیو پیچیدگی استراتژی آمریکا را نشان می دهد. از یک سو، واشنگتن امکان دستیابی به توافق هسته ای محدود را رد نکرده است. از سوی دیگر، با پیشنهاد شرایط گستردهتر، تلاش میکند تا فشار بر تهران را افزایش داده و دامنه مذاکرات را به حوزههای استراتژیکتری گسترش دهد. این رویکرد ترکیبی از بازدارندگی نظامی و انعطاف دیپلماتیک را نشان می دهد.
در همین چارچوب، ایالات متحده نیز اقدامات نظامی خود را در منطقه تقویت کرده است. اعزام ناو هواپیمابر و تجهیزات نظامی پیشرفته به خلیج فارس بخشی از راهبرد افزایش فشار بر ایران است. ترامپ بارها به احتمال استفاده از گزینه نظامی اشاره کرده و حتی با اشاره به حملات گذشته مدعی شده است که ایالات متحده قبلاً توان هسته ای ایران را هدف قرار داده است.
با این حال، در کنار این نمایش قدرت، مسیر دیپلماتیک همچنان فعال است. با میانجیگری عمان، واشنگتن یک هیئت عالی رتبه شامل استیو ویتکوف و جرد کوشنر را به مذاکرات فرستاده است. اقدامی که نشان می دهد گزینه توافق همچنان به طور جدی در دستور کار است.
نبرد بر سر حق غنی سازی؛ تهران در مسیر مشروعیت است، اسرائیل در مسیر مهار
بر این اساس، تهران تلاش می کند خود را به عنوان بازیگری منطقی و مسئولیت پذیر معرفی کند که در ازای لغو تحریم ها آماده پذیرش برخی محدودیت ها است. با این حال، همچنان بر حق خود برای ادامه غنی سازی اورانیوم به عنوان بخشی از حقوق مسلم خود اصرار دارد.
در همین زمینه هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه اعلام کرد که نشانه هایی از انعطاف در موضع واشنگتن مشاهده می شود. وی تصریح کرد: نکته مثبت این است که ظاهرا آمریکایی ها آماده پذیرش غنی سازی ایران در چارچوب خاصی هستند. این اظهار نظر حاکی از امکان رویکرد عملگرایانه تر در سیاست آمریکاست.
با این حال، فیدان در همان زمان هشدار داد که تلاش برای حل همه اختلافات به طور همزمان می تواند عواقب خطرناکی داشته باشد. وی تاکید کرد که چنین رویکردی ممکن است منجر به “جنگ دیگری در منطقه” شود. هشداری که بیانگر نگرانی جدی کشورهای منطقه از شکست دیپلماسی و بازگشت به چرخه تنش و تقابل است.
در این میان عامل اسرائیل حساس ترین و تعیین کننده ترین متغیر در این معادله باقی می ماند. سفر فوری بنیامین نتانیاهو به واشنگتن صرفاً یک سفر تشریفاتی تلقی نمی شود، بلکه حامل پیامی روشن سیاسی و استراتژیک است. تحلیلگران اسرائیلی این سفر را تلاشی آشکار برای تأثیرگذاری مستقیم بر سیاست آمریکا در قبال ایران ارزیابی کرده اند.
نتانیاهو قبل از خروج خود به صراحت اعلام کرد که قصد دارد “اصول اساسی” مورد نظر خود را به رئیس جمهور آمریکا ارائه کند. این اصول شامل توقف کامل غنی سازی اورانیوم، انهدام ذخایر موجود اورانیوم غنی شده، محدودیت بر برنامه موشکی ایران و پایان دادن به حمایت تهران از متحدان منطقه ای خود است.
شکاف عمیق بین تهران و واشنگتن؛ اسرائیل در خط مقدم نبرد برای شکل دادن به توافق است
رسانه های اسرائیلی نیز نگرانی های خود را آشکارا ابراز کرده و در مورد چشم انداز توافق تردید عمیقی نشان داده اند. گزارش های منتشر شده از وجود «شکاف عمیق» میان مواضع تهران و واشنگتن خبر داده و احتمال دستیابی به توافق را «کوچک» توصیف کرده اند. در عین حال، برخی از تحلیلگران هشدار داده اند که دستیابی به یک “توافق بد” می تواند فضای تنفس اقتصادی را برای ایران فراهم کند و به نظامی که “چگونگی زنده ماندن در شرایط بحرانی را یاد گرفته است” مشروعیت و ثبات بیشتری بدهد.
از سوی دیگر، ایران نیز اسرائیل را به تلاش برای تضعیف و تخریب روند مذاکرات متهم کرده است. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، با انتقاد از نقش “مخرب” اسرائیل تاکید کرده است که این اقدامات با هدف تاثیرگذاری منفی بر روند مذاکرات صورت می گیرد. وی همچنین از آمریکا خواست اجازه ندهد بنیامین نتانیاهو چارچوب مذاکرات را تعیین کند و با ملاحظات و خواسته های اسرائیل بر روند دیپلماسی تاثیر بگذارد.
در این میان، سوال اساسی برای هر سه بازیگر اصلی این است که یک «معامله خوب» دقیقاً چه چیزی باید داشته باشد. برای ایران توافق مورد نظر توافقی است که به لغو تحریم ها منجر شود و در عین حال امکان حفظ سطح غنی سازی اورانیوم را تحت نظارت بین المللی فراهم کند. برای دونالد ترامپ چنین توافقی باید برتر از توافق 2015 باشد و می تواند به عنوان یک دستاورد مهم در عرصه سیاست داخلی آمریکا معرفی شود. اما از دیدگاه اسرائیل، این توافق زمانی قابل قبول خواهد بود که نه تنها برنامه هسته ای ایران، بلکه برنامه موشکی و شبکه نفوذ منطقه ای آن نیز تحت محدودیت های جدی قرار گیرد.
تجربه گذشته نشان داده است که گسترش دامنه مذاکرات و افزودن موضوعات متعدد می تواند به بن بست منجر شود. توافق 2015 صرفاً بر برنامه هسته ای ایران متمرکز بود و از ورود به سایر زمینه های اختلاف اجتناب کرد. اسرائیل و برخی کشورهای منطقه آن را یک نقطه ضعف استراتژیک می دانستند و معتقد بودند که این محدودیت کافی نیست.
مسقط در قلب رویارویی و آشتی قرار دارد
امروز برخی از میانجی ها پیشنهاد کرده اند که مذاکرات با رویکرد تدریجی انجام شود. به این معنا که مذاکرات ابتدا باید بر پرونده هسته ای متمرکز شود و سپس به تدریج به موضوعات بحث برانگیز دیگر گسترش یابد. با این حال، ایران قاطعانه هرگونه ارتباط از پیش تعیین شده بین این موضوعات را رد کرده و برنامه موشکی خود را «خط قرمز امنیت ملی» و موضوعی «غیرقابل مذاکره» توصیف کرده است. موضعی که نشان از حساسیت بالای تهران برای حفظ مولفه های بازدارندگی استراتژیک خود دارد.
در این میان، دولت دونالد ترامپ با دو فشار متضاد مواجه است. اسرائیل از یک سو می خواهد موضع سخت گیرانه تری در قبال ایران اتخاذ کند و بر اعمال محدودیت های گسترده تاکید دارد. و از سوی دیگر کشورهای منطقه که نگران پیامدهای درگیری نظامی هستند بر ضرورت مدیریت بحران از طریق دیپلماسی تاکید دارند. ترامپ با طرح تهدیدات نظامی سعی در تقویت اهرم فشار خود در مذاکرات دارد اما در عین حال به خوبی می داند که هرگونه اقدام نظامی گسترده می تواند به بی ثباتی گسترده در منطقه منجر شود و منافع استراتژیک آمریکا را به طور جدی به خطر بیندازد.
از سوی دیگر، نظام سیاسی ایران نیز در شرایط حساس و پیچیده ای قرار دارد. اعتراضات ناشی از فشارهای اقتصادی آسیب پذیری را آشکار کرده و ادامه تحریم ها اقتصاد کشور را تحت فشار شدید قرار داده است. در چنین شرایطی تهران به دنبال خروج از انزوای بین المللی و کاهش فشارها است. اما در عین حال سعی می کند از دادن امتیازات اساسی که موقعیت استراتژیک آن را تضعیف می کند، خودداری کند. هدف ایران دستیابی به توافقی است که بقای رژیم را تضمین کند، نه توافقی که اساساً نقش منطقه ای یا ظرفیت های استراتژیک آن را بازتعریف کند.
در این میان، مسقط به صحنه ای حساس و ظریف برای دیپلماسی تبدیل شده است. عمان که سابقه طولانی در نقش میانجی بین تهران و واشنگتن دارد، تلاش می کند فضای آرام و قابل اعتمادی را برای مذاکرات فراهم کند. با این حال، موفقیت این تلاش ها بیشتر به تمایل طرفین برای ارائه امتیازات متقابل و پذیرش مصالحه بستگی دارد تا به مهارت میانجی.
در شرایط فعلی هیچ نشانه ای از دستیابی سریع به توافق وجود ندارد. اختلافات موجود همچنان عمیق است و پیام های صادر شده توسط طرفین نشان دهنده ترکیبی از تمایل به توافق و آمادگی برای رویارویی است. با وجود این، ادامه مذاکرات حتی در فضایی مملو از بی اعتمادی و تهدید نشان می دهد که گزینه جنگ، حداقل در مرحله کنونی، گزینه مطلوب طرفین نیست، هرچند همچنان به عنوان یک سناریوی بالقوه در پس زمینه باقی مانده است.
در نهایت، مذاکرات مسقط به موضوعاتی مانند سطح غنی سازی یا تعداد سانتریفیوژها محدود نمی شود. این گفتگوها در واقع آزمونی برای بازتعریف روابط ایران و آمریکا پس از سال ها خصومت و بی اعتمادی است. همچنین، این اقدام سنجشی برای سنجش توانایی دولت ترامپ در مدیریت فشارهای اسرائیل و آزمونی برای ارزیابی ظرفیت ایران برای تبدیل فشارهای داخلی به اهرم چانه زنی دیپلماتیک است. آنچه در مسقط اتفاق میافتد نه تنها آینده برنامه هستهای ایران را تعیین میکند، بلکه میتواند مسیر توازن قوا در خاورمیانه را نیز رقم بزند و مشخص کند که آیا دیپلماسی میتواند راه را برای ثبات در سایه تهدیدات نظامی هموار کند یا اینکه منطقه در آستانه ورود به مرحله جدیدی از رویارویی است.





