از منظر برخی طیف های رادیکال، مذاکره نشانه عقب نشینی و از دیدگاه گروهی دیگر تنها راه جلوگیری از بحران تلقی می شود. اما سوال کلیدی این است که مذاکرات ایران و آمریکا به کدام ضمائم اضافی نیاز دارد تا بیشترین ارزش افزوده را به نفع ایرانیان استخراج کند؟ مصطفی هاشمی طبی و مازیار بیعی، دو تحلیلگر سیاسی، ضمن تحلیل ابعاد مختلف مذاکرات هسته ای، پیوست های رسانه ای و خبری را یکی از کمبودهای جدی پیش روی این دور از مذاکرات می دانند. اعتقاد بسیار بر این است که صدا و شیما با وجود فضای اختصاصی در پخش اخبار، هرگز نتوانسته به منبع خبری موثقی برای ایرانیان (و افکار عمومی منطقه و جهان) تبدیل شود. از سوی دیگر هاشمی طبا نیز معتقد است که نظام سیاسی باید همزمان با توافق برون به فکر آشتی ملی در داخل و افزایش دامنه انسجام اجتماعی باشد.
مصطفی هاشمی طبا: مذاکره نه نشانه صلح است و نه اعلان جنگ
به گزارش اعتماد، مصطفی هاشمی طبع فعال سیاسی معتدل در واکنش به دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا از منظر سیاسی می گوید: مذاکره در اصل و مطلقا نه پیام صلح است و نه اعلان جنگ. این سخنی است که مصطفی هاشمی طبا، فعال سیاسی و مدیر پیشکسوت در تحلیل خود از فضای کنونی روابط خارجی کشور بر آن تاکید دارد. از دیدگاه او گفتگوی بین دولت ها یک اصل اجتناب ناپذیر در روابط بین الملل است. اصلي كه نه تنها در زمان صلح، بلكه در ميان شديدترين درگيري ها نيز نبايد آن را رها كرد.
وی با اشاره به این ضرورتها میگوید: مروری بر تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که حتی در دوران جنگ تحمیلی که دو کشور ایران و عراق درگیر درگیری نظامی همهجانبه بودند، مجاری دیپلماتیک کاملاً بسته نبود، سفارتخانهها و کنسولگریها فعال بودند و تماسها به حداقل ممکن رسید. ایران و آمریکا را نمی توان نشانه یک تغییر بزرگ یا یک خطر قریب الوقوع دانست.
هاشمی طبا معتقد است «از مذاکره نباید انتظار معجزه داشت». مذاکره نه تضمین کننده صلح پایدار است و نه لزوما به کاهش فوری فشارها منجر می شود. در عین حال خروج از مذاکرات نیز به معنای حذف ابزار مهم در مدیریت بحران است. کشورها، حتی زمانی که اختلافات عمیقی دارند، باید با یکدیگر گفتگو کنند. زیرا جایگزین گفتگو، تشدید سوء تفاهم و افزایش احتمال درگیری است. این فعال سیاسی یادآور می شود: در شرایط کنونی برخی اظهارنظرها درباره «چشم انداز رسیدن به چارچوب مشترک» یا «امکان دستیابی به متن» را باید با احتیاط دید، در واقع نباید با خوش بینی صرف و بدبینانه به مذاکره نگاه کرد و باید در مواجهه با این بحث ها واقع بین بود و در راستای منافع ملی و یا تجارب ایرانیان، صرفاً نشان داده است که صرفاً به دنبال مذاکره است. ترسیم افقهای کلی لزوماً به نتایج ملموسی منجر نمیشود.
از منظر هاشمی طب «آنچه مهم است فقط ادامه گفت وگوها نیست، بلکه محتوای واقعی و اراده طرفین برای رسیدن به تفاهم است و اگر مذاکره به ابزاری برای خرید زمان، مدیریت افکار عمومی یا انتقال فشار به طرف مقابل تبدیل شود، نمی توان از آن انتظار دستاوردی ماندگار داشت». وی معتقد است: نکته محوری دیگر در این تحلیل، نگاه انسانی و اخلاقی به موضوع جنگ و صلح است، جنگ و درگیری صرف نظر از اینکه چه کسی شروع کننده آن باشد، به ضرر مردم تمام میشود، جوامع در شرایط جنگ نه تنها رشد نمیکنند، بلکه با فقر، آوارگی و فروپاشی اجتماعی مواجه میشوند، بنابراین اجتناب از جنگ نه به دلیل این شرایط اخلاقی، بلکه حتی از دیدگاه سیاسی، یک ضرورت است. دشمنی نباید مانع گفت و گو شود، در ادبیات اخلاقی و دینی، نگاه محض به دشمن، قبل از اینکه به شخص یا سیستم اعمال کننده آن آسیب برساند، جایی ندارد.
هاشمی طبا می گوید: در نهایت مذاکره ابزاری است که می تواند منافع ملی را تامین کند، البته به شرطی که با واقع بینی، صبر و درک صحیح از موازنه قوا همراه باشد، نه باید کاملا نفی شود و نه اغراق. حفظ مجاری دیپلماتیک ضروری است، اما انتظار نتیجه سریع یا قطعی از آن، جلوگیری از سقوط کشور و منطقه به چرخه ای است که هزینه اصلی آن را مردم می پردازند، از این منظر اگرچه مذاکره همه چیز نیست، اما نبود آن می تواند سرآغاز راه های پرهزینه باشد.
مازیار بالا: خلأ روایت رسمی جامعه را نگران کرده است
در حالی که دور جدید مذاکرات با ارزیابی های نسبتا مثبتی از سوی برخی مسئولان و میانجی ها همراه بوده است، اما نبود روایت شفاف و مستند در فضای رسانه های داخلی به گفته مازیار بایی، فعال سیاسی اصلاح طلب، جامعه را در معرض التهابات روانی و وابستگی به اخبار غیررسمی قرار داده است. برایی با اشاره به فضای حاکم بر دور دوم مذاکرات گفت: در حال حاضر دو نوع ارزیابی درباره روند مذاکرات وجود دارد؛ از یک سو برخی از مقامات ارشد حوزه دیپلماسی کشور روند مذاکرات را مثبت و در جهت سازنده ارزیابی می کنند و معتقدند که این مذاکرات می تواند مبنایی برای ادامه مذاکرات در این مرحله از سوی وزیر امور خارجه اعلام شود. تقریباً در راستای همین دیدگاه است و نشان میدهد که میانجیها نیز فضای کلی مذاکرات را منفی نمیدانند، از سوی دیگر، موضع رسمی طرف آمریکایی تا این لحظه شفاف و علنی نشده است و این سکوت زمینه ساز بسیاری از گمانهزنیها در فضای رسانهای شده است.
این تحلیلگر با تاکید بر اینکه نباید تنها بر نتیجه نهایی مذاکرات تمرکز کرد، تصریح کرد: به نظر من اهمیت گفت وگوهای خارجی در شرایط کنونی بیش از هر چیز به نحوه مدیریت فضای داخلی بستگی دارد؛ همزمان با مذاکرات خارجی، اینکه چه روایتی در داخل کشور شکل می گیرد و چه اصلاحاتی انجام می شود، بسیار مهم است. در هر دو حالت، اگر انسجام داخلی حفظ شود، در سطوح بالای تصمیمگیری، به نظر میرسد هماهنگی قابل توجهی بین نهادهای مختلف وجود دارد و حتی تاکید میشود که در کنار مذاکرات، آمادگیهای لازم نیز حفظ شده است.
این تحلیلگر می افزاید: اما مشکل اصلی اینجاست که این وضعیت به درستی برای مردم توضیح داده نمی شود. مردم دائماً در معرض اخبار، شایعات و گزارش های پراکنده رسانه های خارجی هستند؛ از کانال های اسرائیلی گرفته تا گزارش های اکسیوس و رویترز، اخبار مورد نظر خود را پمپاژ می کنند. اما در داخل کشور عملاً هیچ مستند، حرفه ای و شفافی وجود ندارد که بتواند جریان های رسانه ای را تبیین کند. این شکاف رسانه ای باعث شده است که یک نوع عطش و وابستگی ناسالم به اخبار در جامعه شکل بگیرد و این موضوع فشار روانی شدیدی را بر جامعه وارد می کند، روایتی که می تواند جامعه را به سمت تقابل دوباره حرکت دهد.
این تحلیلگر با اشاره به ضرورت انجام اصلاحات داخلی همزمان با مذاکرات خارجی می گوید: در حوزه داخلی نیز نشانه هایی از اصلاحات دیده می شود؛ از جمله کاهش چشمگیر رد صلاحیت ها در برخی از انتخابات که می توان آن را یک سیگنال مثبت تلقی کرد. بایری با انتقاد از عملکرد رسانه ملی گفت: رسانه ملی به عنوان ابزار اصلی کشور نقش موثری در تبیین شرایط ندارد. یا باید وارد عرصه تولید گفت و گوی تخصصی شود یا اگر نمی تواند ساختارش نیاز به بازنگری جدی دارد. همچنان شاهد یکنواختی در صدا و سیما هستیم و بیشتر بهانههایی برای تسویه حسابهای سیاسی یا حمله به گذشته مطرح میشود تا توضیح فنی و جزئی از وضعیت پیش رو. این در حالی است که صدا و سیما با این حجم بودجه و نیروی انسانی شاید یکی از گران ترین دستگاه های رسانه ای دنیا باشد، اما نقش برجسته ای در افزایش تاب آوری اجتماعی و آمادگی افکار عمومی ندارد.





