ناترازی معلم به خط قرمز رسید!

ناترازی معلم به خط قرمز رسید!

بعدی- 10000 معلم جدید برای سال تحصیلی آینده جذب خواهند شد تا کسری 30000 معلم جبران شود. اما نه نیروهای تازه نفس، بلکه بازنشستگان بار دیگر به کلاس های درس باز می گردند.

بر اساس گزارش فردا، در جلسه علنی صبح روز سه شنبه 28 بهمن ماه شورای اسلامی در ادامه بررسی قسمت هزینه ای لایحه بودجه سال 1405 کل کشور با پیشنهاد الحاق به این لایحه موافقت کردند. در این پیشنهاد، وزارت آموزش و پرورش مجاز است در سال آینده حداکثر 10000 نفر از نیروهای مختلف آموزشی را به کار گیرد. این تصمیم که با رای اکثریت نمایندگان همراه بود از سوی حامیان به عنوان گامی برای جبران کمبود نیروی انسانی در مدارس و از سوی منتقدان اقدامی غیرواقعی و ناعادلانه تلقی شده است.

نارضایتی معلم از اشتباه قانونی

کمبود معلم موضوع جدیدی نیست. شهریورماه حمیدرضا حاجی بابایی نایب رئیس مجلس گفت: کمبود معلم به یکی از دغدغه های اصلی نظام آموزشی کشور تبدیل شده است و برای رسیدن به آموزش متوازن نیازمند جذب 200 تا 300 هزار معلم جدید در کشور هستیم. اما بهتر است اشاره کنیم که این کمبود مربوط به امروز و امسال نیست.

کمبود معلم از 18 سال پیش با یک قانون شروع شد. در سال 1385 با توجه به اجرای قانون بازنشستگی پیش از موعد، جمعی از معلمان که دارای 27 سال سابقه کار بودند. تصمیم گرفتند بازنشسته شوند. حجت الله فنادی رئیس سابق مرکز برنامه ریزی منابع انسانی درباره این اشتباه قانونی گفت: بسیاری از معلمان در آستانه بازنشستگی سریعاً برای بازنشستگی اقدام کردند.

خداحافظی معلمان با نظام آموزشی باعث شد که کمبود معلم در سال های بعد بیشتر نمایان شود. این موضوع همزمان شد با شرایطی که دانش آموزان روند رو به رشدی داشتند و معلمان جدید به دلیل شرایط مربیان تمایل چندانی به این شغل نشان نمی دادند. البته با گذشت زمان و حاد شدن مشکلات اقتصادی، این معضل شروع به رشد کرد و در نهایت به ناهماهنگی نیروی انسانی در نظام آموزشی تبدیل شد.

بحث بی پایان بازنشستگی و استخدام!

وقتی آمار موجود معلمان بازنشسته و جذب شده بررسی می شود، تناقض دیگری زیر سوال می رود و این سوال مطرح می شود که چرا با وجود برنامه های اعلام شده برای جذب، کمبود معلم همچنان پابرجاست؟

وزیر آموزش و پرورش شهریور امسال اعلام کرد که سالانه حدود 60 هزار معلم بازنشسته می شوند که از این تعداد حدود 20 هزار نفر به خدمت ادامه می دهند و 40 هزار نفر از چرخه آموزش خارج می شوند. به گفته وی، این وضعیت یکی از دلایل تداوم کمبود معلم در کشور است.

این در حالی است که به گفته وی سالانه 32 هزار نفر از طریق دانشگاه های فرهنگیان و شهید رجایی تربیت، 30 هزار نفر از طریق آزمون استخدامی و حدود 3 هزار نفر نیز از طریق آیین نامه جذب نخبگان وارد نظام آموزشی می شوند. با وجود این ارقام، تداوم کمبود نیرو نشان می‌دهد که مشکل تنها جذب معلم نیست، بلکه بی‌ثباتی در حفظ نیروی انسانی، خروج مستمر منابع و عدم تعادل بین ورودی‌ها و خروجی‌ها، ساختار نیروی انسانی آموزش و پرورش را با چالشی مزمن مواجه کرده است.

یک تناقض عجیب!

اگرچه تصویب استخدام معلمان بازنشسته و حقوق بگیر می تواند به جبران کسری فوری نیروی انسانی کمک کند، اما این تصمیم چالش مهمی دارد که با یک سوال کلیدی گره خورده است: وقتی این همه معلم جوان، حقوق بگیر و استخدام شده منتظر تعیین تکلیف و استخدام هستند، چرا مجلس به سراغ بازنشستگان رفت؟ این نکته قبل از تصویب توسط برخی از نمایندگان منتقد و کارشناسان آموزشی مطرح شد. فرهاد طهماسبی نماینده مجلس با مخالفت با این پیشنهاد گفت: معلمانی که جان خود را برای آموزش و پرورش داده اند وضعیت آنها مشخص نیست و هنوز به کار گرفته نشده اند. اما دعوت مجدد از بازنشستگان برای کار در حق معلمانی که هنوز شاغل نیستند بی انصافی خواهد بود.»

به عنوان مثال معلمان حق التدریس و مربیان پیش دبستانی سال هاست که در کلاس های درس مشغول به کار هستند اما هنوز وضعیت استخدامی رسمی و بیمه کامل آنها مشخص نشده است و این بلاتکلیفی به یک مانع ذهنی تبدیل می شود و از رغبت مردم به تدریس می کاهد. از سوی دیگر این سوال مطرح می شود که چرا معلمان بازنشسته تمایل به خدمت نشان می دهند و این نشانه چه می تواند باشد؟

در صورت مساعد بودن شرایط اقتصادی و اداری، طبیعتاً معلمان تمایل به بازنشستگی نشان می دهند، زیرا پایان خدمت فرصتی است تا پس از سال ها کار مستمر از مزایای قانونی از جمله دریافت حقوق پایان کار و برخورداری از آرامش شغلی و شخصی استفاده کنند. اما روند پرداخت حقوق پایان خدمت در ایران همواره با موانعی روبرو بوده است. به عنوان مثال، برخی از معلمان بازنشسته شده در سال 1402 بازنشستگی خود را یک سال و نیم بعد دریافت کردند. نه یکباره، بلکه 40 درصد یکبار و 60 درصد در مرحله دیگر. این باعث شد ارزش پول آنها کاهش پیدا کند و اگر مثلاً می توانستند با تمام پاداش خود خانه بخرند، این شانس را کاملاً از دست می دادند.

بنابراین اگر ثبات اقتصادی وجود داشته باشد و پرداخت پاداش پایان خدمت با تاخیر و کاهش ارزش پولی همراه نباشد، بازنشستگی به گزینه ای منطقی و مطلوب تبدیل می شود. نه اینکه بازگشت معلمان بازنشسته خبر خوبی برای افرادی باشد که در برخی موارد بیش از 30 سال در نظام آموزشی ایران خدمت کرده اند. در چنین فضایی نیروی تازه نفس ترجیح می دهد کار دیگری را برای خود شروع کند، چرا که وضعیت سال های آینده خود را در آیینه معلمان بازنشسته فعلی می بیند.

مشکل جدی تر از این حرف هاست

مشکل عمیق تر از یک راه حل موقت برای جبران کمبود نیرو است. بر اساس «قانون ممنوعیت بکارگیری بازنشستگان» مصوب 1394، بکارگیری بازنشستگان در دستگاه های دولتی ممنوع بود و تنها در مواقع ضروری، استفاده از خدمات بازنشستگان متخصص با مدرک لیسانس و بالاتر به صورت پاره وقت و ساعتی حداکثر تا یک سوم ساعات اداری کارمندان مجاز بود. قانونی که از ابتدا بدون در نظر گرفتن الزامات خاص نظام آموزشی برای بکارگیری معلمان بازنشسته تدوین و تصویب شد. اکنون شرایط اضطراری کمبود نیرو، دستگاه های اجرایی را به سمت استفاده از این ظرفیت سوق داده است.

اما مشکل تنها کمبود نیروی انسانی نیست، بلکه شکاف نسلی در نظام آموزشی به یک چالش اساسی تبدیل شده است. در جامعه مدرن، معلم یکی از مؤثرترین نقش‌های اجتماعی را بر عهده دارد و هرگونه سهل انگاری در سیاست‌گذاری و تأمین نیروی انسانی در این حوزه نه تنها بر کیفیت آموزش، بلکه بر پویایی اجتماعی تأثیر می‌گذارد.

تجربه جوامع توسعه یافته نشان می دهد که توجه جدی به آموزش، سرمایه گذاری مستمر در تربیت معلم و سخت گیری در فرآیند جذب و حفظ نیروی انسانی از پیش نیازهای رشد و توسعه پایدار است. در این مورد کارشناسان می گویند جامعه ای که تربیت و جذب نیروی انسانی را برای نظام آموزشی در اولویت قرار ندهد نمی تواند انتظار پیشرفت پایدار داشته باشد.

در این زمینه محمود امانی تهرانی دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش بر معیارهای کیفی در بکارگیری معلمان بازنشسته تاکید کرد و گفت: ملاک ما برای بکارگیری معلمان بازنشسته سن نیست، شادی است. اما فراتر از موضوع نشاط، موضوع شکاف نسلی بین معلمان و دانش آموزان نیازمند توجه جدی است.

معلمان اولین و مهمترین حلقه ارتباطی نوجوانان و نهادهای رسمی اجتماعی محسوب می شوند و بیشترین تعامل را با دانش آموزان دهه 80 دارند. بنابراین آشنایی با زبان، زیست جهان و الگوهای ارتباطی این نسل، شرط اساسی تشکیل کلاس های پویا و مؤثر در دوره اول و دوم متوسطه است.

زمانی که کمبود معلمان جوان محسوس است و حضور معلمان با فاصله سنی قابل توجه نسبت به دانش آموزان افزایش یافته است، ضرورت بازنگری در این رابطه آموزشی بیش از پیش احساس می شود. این شکاف نسلی نه تنها بر کیفیت ارتباطات آموزشی تأثیر می گذارد، بلکه می تواند بر میزان مشارکت، انگیزه یادگیری و در نهایت کارایی نظام آموزشی نیز تأثیر بگذارد.

از این منظر بحث بکارگیری معلمان بازنشسته صرفاً یک تصمیم اداری نیست، بلکه موضوعی چند بعدی است که باید از منظر کیفیت آموزش، پویایی نسل و آینده سرمایه انسانی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی